امروز: سه شنبه 30 آبان 1396 برابر با 21 نوامبر 2017

آخرين اخبار

مصاحبه پروفسور راینهارد هسه: برای نجات زمین زمان زیادی نداریم

  • سه شنبه, 14 خرداد 1392
پروفسور «راینهارد هسه» استاد فلسفه و اخلاق در دانشگاه فرایبورگ و از اعضای انجمن فلسفه آلمان از تاثیر تکنولوژی هایی
مثل دامداری صنعتی بر محیط زیست و راه حل های مقابله با آن می گوید

برای نجات زمین زمان زیادی نداریم
(بخش نخست)

امین حمزه ئیان – الهام عارف / مجله دانستنیها


پروفسور «راینهارد هسه» متولد 6 ژوئن 1945 در شهر «وارشتاین» آلمان است. وی تحصیلات خود را از سال 1966 در دانشگاه های «گیسن» آلمان، «استراسبورگ» فرانسه و «کنستانس» آلمان در رشته های فلسفه، تاریخ، علوم سیاسی و ادبیات فرانسه گذراند. ایشان بین سال های 1971 تا 1974 روی پایان نامه دکترای فلسفه خود با عنوان «اصول نظری در علوم تاریخی» کار کردند و در سال 1991 دومین دکترای خود را در زمینه علومی سیاسی گرفتند و سپس به مدت 3 سال دارای کرسی روابط بین الملل در دانشگاه گیسن آلمان بودند. همچنین از سال 1996 تاکنون دارای کرسی فلسفه و اخلاق در دانشگاه فرایبورگ آلمان هستند.
ابتدا از سال 1974 تا 1989 در دانشگاه «لودویگ بورگ» آلمان در سمت استادیار مشغول به تدریس فلسفه و سپس به مدت پنج سال به عنوان استاد مهمان در دانشگاه «فدرال سانتا کاترینا» برزیل تدریس کردند. وی تا به حال به عنوان استاد مهمان در دانشگاه های کشورهای دیگری چون آمریکا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، آرژانتین، هند، سریلانکا، چین و بلغاستان تدریس کرده اند.
به جز زبان مادری خود به زبان های انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی و پرتغالی نیز تسلط دارند و حدود 150 نگارش علمی مختلف به زبان های گوناگون منتشر کرده اند. پروفسور «راینهارد هسه» پنج کتاب به رشته تحریر در آورده است که آخرین آن با عنوان «فلسفه درباره چیست؟» به پنج زبان انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی، ژاپنی و بلغاری ترجمه شده است. ایشان عضو انجمن فلسفه آلمان و همچنین عضو انجمن سیاست های خارجه آلمان در برلین می باشند.
پروفسور هسه برای همایش بین المللی روز جهانی فلسفه به ایران دعوت شدند. ایشان در این همایش در مورد «اخلاق در بحران زیست محیطی» سخنرانی کردند.

-------------------------------------

_ چه رابطه ای بین فلسفه و بحران های زیست محیطی وجود داد؟ و فلسفه در این راستا چه کمکی می کند؟
فلسفه و سوالات زیست محیطی از گذشته های دور وجود داشته اند. اما بحران های زیست محیطی، مشکلات دوره و زمان ماست که با پیشرفت پایه های علوم و توسعه اقتصادی صنعت آغاز شدند. با این وجود فلسفه می تواند تا جایی که سوالات زیست محیطی به مسائل اخلاقی مربوط است موثر باشد.
در زیربناهای برخورد بشر با محیط زیست می توان ریشه های تفکر اخلاق گرایانه و اعتقادات اخلاقی را یافت. اگر امروزه بحران های زیست محیطی وجود دارد مطمئنا به سبب اعتقادات و باورهای اخلاقی و رفتاری بشر است که برمبنای دانش نوین اقتصادی شکل گرفته است.
من بخش اساسی مشکلات اخلاقی را از این جهت می بینم که گویی افراد زیادی به توسعه فناوری به عنوان یک ارزش ذاتی می نگرند. به این ترتیب بشر خود را در جایگاه خاصی متصور می شود که برایش وحشت انگیزی است. این بدین معناست که خود را به مثابه آفریننده و نظم دهنده می بیند. به طور کلی این مسئله در ذات خود اگر بازتاب منفی نداشته باشد خوب است. و اینها همگی نشئت گرفته از امیدهای بشر از آغاز صنعتی شدن است، زیرا صنعتی شدن دیر یا زود ما را به سمت رفع مشکلات سوق می دهد.
دانش مبتنی بر صنعتی شدن می تواند راه حلی برای مشکلات بشر باشد. در حقیقت اکنون نیز توسعه علمی نتایج مثبتی را در بر داشته است. برای نمونه امروزه ابداع داروهای جدید و اختراع لوازم تخصصی جراحی را شاهد هستیم که به واسطه آنها بیماری هایی که از سالیان گذشته غیرقابل درمان بوده اند، اکنون قابل درمان شده اند. همچنین بشر آموخته است که چگونه از منابع طبیعی بهتر استفاده کند. و از منظر فناوری شاهد هدر رفتن کمتر منابع طبیعی هستیم. این بدین معناست که مشاهده می کنیم با توجه به آنچه از طبیعت دریافت کرده ایم، منابع طبیعی کمتری در مقایسه با قرون اخیر به هدر رفته است.
اما با وجود پیشرفت ها و توسعه هایی که داشته ایم هنوز شاهد مشکلات زیست محیطی هستیم. زیرا همان طور که در ابتدای صحبتم اشاره کردم این توسعه ها به صورت راه هایی مستقلی خودنمایی می کنند که گویی تبدیل به ارزش هایی ذاتی شده اند.
نظر به اینکه باید اینگونه سوالات مطرح شود، این مباحث فقط فرضیات بدیهی یا رویاهای دور دست نیستند. اینگونه پرسش ها نیازهایی کاربردی هستند که احتیاج مبرمی به پاسخ دارند. همچنین با توجه به دانشی که پایه ی توسعه فناوری است بشر در شرایطی قرار گرفته که به محدوده هایی رسیده است.
برای مثال در حوزه نگه داری از جو زمین همه می دانیم که برای ادامه زندگی نیازمند تنفس هستیم. و درباره دمای محیط نیز لازم به ذکر است که بشر باید در دمای مناسب و متعادلی زندگی کند. در واقع این دما نباید بیش از حد سرد یا گرم باشد زیرا ما قادر به تحمل هر دمایی نیستیم. این موارد از ابتدایی ترین نیازهای بشر برای بقاست که با توسعه بی حد و مرز صنعت حتی این شرایط ابتدایی نیز برایمان بحرانی شده است.
البته بشر از چند دهه پیش تاکنون راجع به اینگونه مباحث هوشیارتر شده است. من اولین کسی نیستم که این شرایط را توصیف می کند. اما لزوم و وظیفه زمان ماست که این موضوعات را روشن کنیم و تا آنجا که در توانمان است آنها را مورد توجه افراد بیشتری قرار دهیم. که تحقق این آرمان با توجه به پرداختن به بررسی و نقد تحلیلی شرایط زمان حاضر ممکن می گردد.

_ شما در سخنرانی خود به تاثیر سوء تکنولوژی بر محیط زیست اشاره داشته اید. در این بین با توجه به تکنولوژی هایی که از چشم عموم پنهان مانده اند، همچون دامداری صنعتی که تاثیر سوء آن بر محیط زیست قابل چشم پوشی نیست، شما این تاثیر را چگونه ارزیابی می کنید؟ برای درک بهتر سخنم باید به گزارش خواربار سازمان ملل که در سال 2006 بیان کرد که دامداری صنعتی نقشی 18 درصدی در تولید گازهای گلخانه ای دارد و این مقدار بیشتر از تاثیرگازهای منتشر شده توسط وسائل نقلیه است اشاره کنم.
من معتقدم که دامداری صنعتی به صورت جدی خطرناک است و باید به دلایل گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گیرد. یکی از دلایل نظری، این سوال است که آیا پذیرفتی است که حیوانات را بکشیم و سپس آنها را بخوریم؟
این سوالی بسیار جدی است که اگر آنچنان که بیشتر مردم فکر می کنند بگویم «آری ما می توانیم حیوانات را بکشیم»، با آنکه به این سوال پاسخ مثبت داده ایم که واقعا به نظرم جای شک و ابهام دارد؛ سپس در این صورت ما دامداری صنعتی را به شکل متمرکز به عنوان یکی از پایه های تولیدات مواد غذایی ادامه می دهیم، و من فکر می کنم که از منظر تخصصی در آینده نه فقط به خاطر حمایت از حیوانات، بلکه به سبب گازهای سمی حاصل از دامداری صنعتی که باعث نابودی اتمسفر می شود و محیط زیست را با خطر مواجه می کند امکان پذیر نیست.
از جهت دیگر یکی از آسیب هایی که دامداری صنعتی به ما وارد می کند کمبود چراگاه هاست. که به سادگی موجب فرسایش خاک می شود. اگر ما توسط گیاهان تغذیه کنیم مطمئنا زمین و مراتع کمتری را به خدمت می گیریم.
اگر نقش واسطه ای حیوانات را بررسی کنیم متوجه می شویم که ابتدا گله را برای چرا رها می کنیم و سپس آنها را می کشیم و می خوریم. من متخصص نیستم و شرایط را نمی دانم، اما تا آنجایی که خوانده ام 100 برابر بیشتر در مقایسه با شرایطی که خودمان مستقیما توسط گیاهان تغذیه کنیم به زمین، مرتع و خاک احتیاج داریم. و معتقدم که با توجه به اینکه همگی ما گیاهخوار نیستیم بحث از منظر تخصصی اینگونه پیش خواهد رفت که هرگز نخواهیم توانست با این شرایطِ تولیدات غذایی، برای همیشه ادامه دهیم.

_ یکی از بحران های جهان کنونی کمبود مواد غذایی و به خصوص آب است. درصد قابل ملاحظه ای از منابع طبیعی صرف پرورش احشام می شود، که کم کردن این مقدار می تواند تاثیر چشم گیری در حل بحران آب و غذا داشته باشد. آیا این رابطه را می پذیرید؟ اگر اینچنین است چرا با وجود چنین راهکارهای آسانی، جوامع به دنبال راهکارهای پیچیده تر می روند؟
به نظر من رابطه هایی بین این دو مسلئه وجود دارد. و دلیل اینکه کم به آن پرداخته می شود این است که به سادگی مردم دارای الگوهای غذایی قدیمی هستند. برای نمونه می توان به الگوی تغذیه مردم در کشور های فرهنگ مآب اشاره داشت.
برای مثال در آمریکای جنوبی و مرکزی گوشت از غذاهای اصلی است. من خودم در آمریکای جنوبی برای دو سال زندگی کرده ام. برای آنها گیاهخوار بودن موضوع غریبی است و همه جا از گوشت استفاده می کنند. آنها می گویند ما نمی خواهیم گوشت را ترک کنیم و دیوانه گوشت هستیم!!!
اگر گیاهخوار باشید و بخواهید گیاهخواری را به برزیلی ها و آرژانتینی ها تحمیل کنید مطمئنا بعد از مدتی مجبور می شوید این کار را متوقف کنید! زیرا آنها فکر می کنند که شما مشکل روانی دارید! زیرا گیاهخواری خلاف عادتی است که آنها دارند. الگوی غذایی آنها به گونه است که نمی توانند راجع به آن فکر کنند.
البته همیشه افرادی در اقلیت هستند که گیاهخوار باشند ولی ما در مورد اکثریت صحبت می کنیم. با این وجود همچنان می دانیم، افرادی هستند که رابطه ای بین گیاهخواری و دامداری صنعتی نمی بینند؛ هنگامی که به این قبیل کشورها سفر می کنید مراتع و چراگاه های زیادی را می بینید که میلیون ها احشام می توانند در آنجا چرا کنند. با توجه به این شرایط، اینگونه کشورها در موقعیت خاصی هستند که ممکن است برای مناطق دیگر دنیا وجود نداشته باشد.
ولی اگر بخواهند متفاوت باشند، می توانند مقادیر تولید گوشت را کاهش دهند و این زمین ها را صرف تولید سویا کنند و آن را به کشورهای دیگر صادر کنند. که از نظر اقتصادی نیز به صرفه است. اکنون کشورهایی چون برزیل و آرژانتین چنین کاری را انجام می دهند و محصولاتشان را به چین صادر می کنند. تغییراتی در حال انجام است اما نه به سبب مسائل زیست محیطی بلکه به دلیل مسائل اقتصادی. آنها شاهدند که با صادر کردن سویا به چین پول بیشتری به دست می آید، پس این کار را انجام می دهند.

_ با توجه به اینکه جامعه جهانی بر جهانی سازی اصرار دارد چرا به جای حل مشکلات، اجلاسی شکل می گیرد که مباحث آن در نهایت به موضع عمل نمی رسند و در مورد تئوری ها بحث می شود؟ آیا نمی توان کار دیگری انجام داد؟
انتظار ما از این کنفرانس های بین المللی تنها نطق کردن و علاقه ای گذرا نیست. این کنفرانس ها در واقع کاری عملی و تمرینی برای اتفاق نظر و به توافق رسیدن هاست. که از نظر من این توافقات به تنهایی کافی نیست. ولی پس از قطعنامه کیوتو، مشکلات واضح و مشخصی وجود داشت و بحث ها باعث شد که قدم های پیروزمندانه ای برداشته شود. اما این هنوز کافی نیست، می خواهم بگویم آنها تنها برای شرکت در اجلاس آنجا نرفتند، بلکه هدف خاصی را دنبال می کردند و می دانستند که جامعه و بشریت انتظاراتی دارد که باید مطرح شوند. این مباحث باید مطرح شوند و در موردشان تصمیمی برای مردم گرفته شود. این کارها لازم است زیرا هنوز این مشکلات وجود دارد.

_ آیا قبول دارید فرصت زیادی برای نجات زمین و مقابله با فجایع زیست محیطی نداریم؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که به جای نظریه پردازی های انجام شده حرکتی در راستای حل مشکلات انجام دهیم؟
در کل باید راه حلی وجود داشته باشد و توافق های صحیح جهانی همچون پروتکل کیوتو انجام شود. مشکلات زیادی وجود دارد و به جای حل مشکلات حاشیه ای باید به رفع مسائل اساسی بپردازیم.
من پیش بینی می کنم اگر شرایط بدتر از اکنون شود کشورهای بزرگ یا تمام بشر مجبور شوند یک کنفرانس دیگر مانند ریودوژانیرو اما در شرایط پرفشار و سختی برگزار کنند. نمی توانم دقیقا پیش بینی کنم در آن زمان چه اتفاقی خواهد افتاد. اما می دانم که انسان ها زمان زیادی ندارد.
در یزد در یک کتابچه خواندم که یزدی ها قدیمی ترین ساکنان زمین هستند، و این جالب است که اگر مردم دنیا 7 هزار سال توانسته اند زندگی و نجات پیدا کنند؛ با شرایطی که امروز در پیش گرفته ایم و کارهایی که انجام می دهیم مطمئنم که توان ادامه دادن را نخواهیم داشت.
اگر ما برای حل مشکلاتمان استعداد اندیشیدن داریم باید این مشکلات را تحلیل کنیم و روش هایی برای حلشان بیابیم. این موضوعی ساده و اساسی است و کار دشواری نیست. اما آنچه پر زحمت و سخت است افزایش نزاع ها در جامعه جهانی ای که هر گروه به علایق شخصی حذب و گروه خود می اندیشد است. اما به خاطر نجات بشریت باید آنها را کنار بگذاریم. این موضوعی بغرنج نیست. و از پایه و اساس واضح و روشن است.

http://forum.vegankind.ir/forum18/thread939.html

3341 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مصاحبه
کد خبر: 295

ارسال نظر