امروز: سه شنبه 03 مرداد 1396 برابر با 25 جولای 2017

آخرين اخبار

نگاهی به تاریخ جنبش حمایت از حیوانات

  • چهارشنبه, 15 خرداد 1392
  • نوشته شده توسط 

مطلب زیر بخشی از سخنرانی پروفسور ویل تاتل در کنفرانس ملی حمایت از حیوانات در جولای 2009 می باشد،
عصر بخیر عرض می کنم خدمت طرفداران حقوق حیوانات . افتخار می کنم که در دقایق آتی ، نظر و دیدگاه خودم را با شما در مورد پیشینه و سیر تکاملی جنبش حقوق حیوانات در میان خواهم گذاشت ، و در واقع ما در این کنفرانس گرد هم آمده ایم تا پیشرفت این جنبش را جشن بگیریم . همه کسانی که در این کنفرانس حاضر هستند از اصول و منافع اساسی و مشترکی برخوردارند . همه ما از رنجی که توسط بشر بر حیوانات تحمیل می شود ، آگاهیم و همه ما سعی بر این داریم که هرکدام به روشی این سختی ها و عذاب ها را کاهش دهیم . ولی علاوه بر این ها همه ما به طور عمیقی در مورد روایات و داستان های نقل شده موجود در فرهنگی که در آن به دنیا آمده ایم ، تحقیق کرده ایم . این مسئله مهمترین بخش از جنبش ما را تشکیل می دهد . این داستان ها و یا روایات بیان کننده این مطلب می باشند که حیوانات و موجودات زنده دیگر همگی به خاطر ما انسان ها در روی کره زمین قرار داده شده اند تا از آن ها استفاده کنیم و خشونت هایی که در بر گیرنده این موجودات می باشد کاملا قابل قبول است .

وقتی که ما در مورد این داستان ها سوال می کنیم ، در واقع علاوه بر بیان تفاسیر استاندارد و فرهنگی درباره تاریخچه این روایت ها ، ساختار قدرتی و دیدگاه جهانی این فرهنگ را نیز مورد بررسی قرار می دهیم . همه ما می دانیم که مثال های بیشماری برای این موارد موجود در حال حاضر و یا زمان های دور وجود دارد که نادرست می باشند . برای مثال تعدادی از آن ها را بازگو می کنم : " اگر گوشت ، محصولات لبنی و تخم مرغ نخورید ، به احتمال قوی ، در عرض 24 ساعت به خاطر کمبود پروتئین خواهید مرد . " " اگر آب حاوی فلوراید مصرف نکنید ، پوسیدگی ها و حفره های زیادی در دندان های شما به وجود خواهد آمد . " " حیوانات روح ندارند . " " برای سالم ماندن ، مجبور هستید که واکسن بزنید و دارو مصرف کنید . " و روایت هایی دیگر از این قبیل . همانطور که گفته شد بررسی عمیق این موارد موجود در فرهنگ ما انسان ها هسته مرکزی جنبش حقوق حیوانات را تشکیل می دهد . این که چرا حقوق حیوانات برای سازمان های سلطه جو و قدرتمند بسیار تهدید کننده و ترس آور است . به طور عمده و اساسی ، جنبش حقوق حیوانات در مورد زندگی گیاهخواری می باشد که ظلم و ستم به حیوانات را کاهش می دهد و وقتی ما ردپای فرهنگ گیاهخواری را در گذشته های دور دنبال می کنیم ، درمی یابیم که جنبش ما ریشه های دیرینه ای در بررسی روایات رسمی در فرهنگ بشر دارد .


طبق گفته دیرین شناسان و انسان شناسان در حدود 8 تا 10 هزار سال پیش در منطقه عراق کنونی ، مردم اقدام به نگهداری و اهلی کردن گوسفند و بز وحشی نمودند و بتدریج در طول چند صد سال گاو نیز به سبد حیوانات تحت اسارت آنها اضافه شد.
به نظر من اولین جرقه های گیر افتادن انسان کنونی در چرخه جنگ ، ماشین و صنعت از آن زمان آغاز شده است.
جایی که انسان احترام به طبیعت را جایگزین مال اندوزی و افزودن به دارایی های خود که همانا حیوانات تازه اهلی شده بودند کرد .
قدیمی ترین اشاره به کلمه جنگ ، کلمه ای از زبان سانسکریت قدیم تحت عنوان گاویا gavyaa که به معنی میل به گاو بیشتر Desire for more cattle است دارد

ریشه جنگ های اولیه بر مبنای بدست آورد دارائی های سودمند طرف مقابل که مهمترین آنها حیوانات بودند صورت می گرفت، مشابه همان جنگ ها هنوز ادامه دارد .

کاپیتالیسم و یا همان نظام سرمایه داری ( کلمه " کاپیتا Capital " که ریشه کلمه کاپیتالیسم است در زبان لاتین به معنای " سر " می باشد و معنای اصلی آن سر گاو و گوسفند است ) با جنگ و نزاعی سودآور برای صاحبان ثروتمند دام و احشام ظهور پیدا کرده و با مالکیت بر انسان ها به عنوان برده ها ، که برده ها اغلب مردمی بودند که در جنگها مغلوب می شدند ، و کاهشی اصولی و سیستماتیک در شان و مقام زن همراه بود . زنان با آغاز این دوره تاریخی ، در حدود سه هزار سال قبل ، به عنوان مال و داریی شامل خدمه و کنیزان مورد خرید و فروش قرار می گرفتند . حیوانات وحشی به آفت و بلایی برای انسان تبدیل شده بودند ، به خاطر این که این حیوانات می توانستند تهدیدی برای سرمایه گله داران باشند . پیشرفتهای علمی به عنوان روش و وسیله ای برای چیره شدن و تسلط بر حیوانات و طبیعت دنبال می شد و پسران همواره طوری تربیت می شدند که روحیات و رفتارهای مردانه ای برای حفاظت از گله ها و دارایی های خانواده داشته باشند ، این روحیات شامل سرسخت و غیر معاشرتی بودن و داشتن خشونت و ظلمی شدید نسبت به حیوانات و همچنین نسبت به گله داران رقیب می شد . این فرهنگ جنگ طلبی به تدریج و به طرز بیرحمانه ای در سرتاسر مدیترانه شرقی شیوع پیدا کرد و سرانجام به قاره اروپا و آمریکا رسید و این فرهنگ همچنان در حال پیشرفت و گسترش می باشد و ما در چنین فرهنگی متولد شده ایم ، فرهنگی که امروزه از همان اصولی درطرز تفکر ، رفتارها و اعمال خود پیروی می کند که در گذشته های خیلی دور وجود داشته است .

این موارد ادامه داشت تا حدود 2500 سال پیش که گام هایی در راه شفقت به حیوانات و احترام به طبیعت (و چیزی که ما امروزه تحت عنوان وگنیسم از آن یاد می کنیم) برداشته شد.
بودا و ماهاویر دو هم عصر و معلم اخلاق شروع به صحبت در مورد آموزه هایی از رژیم های غذایی بدون گوشت کردند.
شاگردان آن دو ، اولین جنبش های حمایت از حیوانات را پایه ریزی کردند.

اینها از اولین طرفداران حقوق حیوانات می باشند که ما تا به امروز توانسته ایم در موردشان اطمینان حاصل کنیم و پایه و اساس طرفداری آن ها از اینگونه فعالیت ها ، آموختن و درک مکتب آهیمسا ( یکی از مکاتب مذهبی مهم در هندوستان )می باشد . آهیمسا داشتن عقیده و هوشیاری نسبت به پرهیز از خشونت می باشد : به این صورت که خشونت علیه مخلوقات دارای قوه ادراک و احساس نه تنها غیر اخلاقی بوده و باعث رنج و عذاب آنها می شود بلکه بازتاب این رنج ها و اسارت ها به طور اجتناب ناپذیری گریبان فرد مقصر و جامعه را نیز خواهد گرفت . این بسیار جالب است که هر دو این مکاتب اساسا مکاتبی معنوی و روحانی هستند و به جای تمرکز بر روی آسایش و رفاه حیوانات بر آنچه ما امروزه آن را حقوق حیوانات و نجات و آزادی آن ها می نامیم ، توجه داشته اند . مکتب آهیمسا ماهیت مکتب گیاهخواری است ، مکتبی که تعهد و الزامی برای کاهش ظلم و بدرفتاری نسبت به موجودات زنده فرآهم می آورد و روش آن مداخله نکردن در زندگی حیوانات و اجازه دادن به آنها برای پادشاهی و زندگی کردن در طبیعت می باشد .

این اندیشه اوج گرفت و بدلیل همراه بودن با مبانی عمیق و سرشار از احساسات و اخلاقیات مورد پذیرش بسیاری از اقوام و ملت ها قرار گرفت.

فیثاغورث و سقراط در یونان و سواحل مدیترانه ،زرتشت در ایران،لائو و چانق در چین ،عیسی و سایر افراد دینی همگی شفقت به حیوانات را لازمه یک انسان با وجدان و آسمانی اعلام کردند.

با گسترش این عقاید در سرتاسر دنیای کهن ، این امر دور از انتظار نیست که اکثر مورخان دوران باستان ثبت کرده اند که حضرت عیسی و مریدان و پیروان او به طور آشکارا از مصرف گوشت حیوانات امتناع می کردند و اسناد موجود نشان می دهد که پدران مسیحی در اوایل دین مسیحیت گیاهخوار و به احتمال زیاد از جمله گیاهخواران مطلق بوده اند . بعد از چندین قرن ، وقتی مسیحیت مذهب رسمی امپراتوری روم تحت تسلط کنستانتین شد ، اعمال دلسوزانه مسیحیان نسبت به حیوانات توسط سربازان کنستانتین به طرز شرورانه ای فرو نشانده شد ، سربازان افرادی را که از خوردن گوشت امتناع می ورزیدند تا سر حد مرگ شکنجه می کردند . این طرز برخورد ها با گیاهخواران مسیحی تا پس از سرنگونی امپراطوری روم ادامه داشت ، در اروپا و در قرون وسطی فعالیت گیاهخوارانی همچون خانواده کاتر و خانواده بوگومیل ، توسط کلیسا ممنوع شده و یا به طور کلی نابود شد . البته همواره در دنیای باستان و حتی قرون وسطی مسیرهای مخفی و پیشرفت های انفرادی در کاهش خشونت علیه حیوانات وجود داشته است و از آن جمله می توان به مکتب افلاطیون، صوفیان ، یهودیت و مسیحیت اشاره کرد .

با مطالعه یادداشت های راهبان و مبلغین مسیحیت و بخصوص بودیسم ، می خواهم تعریف و برداشت خود از واژه وگنیسم را خدمتتان عرض کنم:

وگنیسم (Veganism) برخلاف واژه گیاهخواری(Vegetarian) که کلمه بسیار ساده و تک مفهومی است، یعنی تلاش و مبارزه برای به حداقل رساندن آزار و خشونت در مورد تمامی موجوداتی که دارای احساس هستند.

.................................................. ...................
با گذر از عصر رنسانس و دوره روشنفکری (قرن 16 تا 18) ، راه پیشرفت و ترقی برای علم نوین گشوده شد و این حرکت، متاسفانه حوادث و سرانجام ناگواری برای حیوانات در پی داشت .


شروع گسترده آزمایش های علمی و پزشکی بر روی حیوانات ، گسترش فزاینده جمعیت و بالارفتن تقاضا برای گوشت ،لباس و سایر فرآورده های حیوانی رفته رفته الگو ها و آموزه های کهن احترام به حیوانات را در گوشه و کنار کتابخانه های قدیمی محبوس کرد.

موجودی همه چیز خوار و بسیار بی رحم در حال قدرت گرفتن و تکثیر دیوانه وار بود :
انسان ماشینی !

انسان ماشینی به بهانه پیشرفت در عرصه های علم و پزشکی از هر فرصتی برای آزمون و خطا استفاده کرد و دراین راه ، زمین و تمامی ساکنینش را در معرض جبران ناپذیرترین خطرها قرار داد.

history1

حدود یک و نیم قرن بعد بود که حرکت هایی بواسطه نزدیکی و ارتباط فرهنگ ها رخ داد و اندیشه های آزادیخواهی و حمایت از حیوانات رواج پیدا کرد.

و در قرن 19 و 20 زمین شاهد تولدی دوباره از جریان گیاهخواری و حمایت از حیوانات بود.

ترجمه متون کهن شرقی بویژه بودیسم و جینیسم سوالات مختلفی را برای مردم در غرب و بخصوص انگلستان و آمریکا پیش آورد، گویی این سوال ها آغازگر حرکتی بی پایان بسوی حمایت همه جانبه از تمامیت کره زمین بودند.

کلمه گیاهخوار(Vegetarian) در سال 1850 ابداع و جایگزین کلمه قدیمیPythagorean شد و به تدریج مورد پذیرش و ترویج بسیاری از نویسندگان و مشاهیر برجسته

و بانفوذی مثل شلی، بایرون ، شاو ، شیلر،شوپنهاور ،امرسون ،بلاواتسکی ،بسانت ،آلکات و تولستوی گردید . ،

history2
از طرفی همراهی گروه های مسیحی همچون کشیش ویلیام کاهرد در انگلستان و حامی او ویلیام متکالف در آمریکا پایه های این حرکت را محکم تر ساخت.

و تشکیل گروه های کوچک حامیان حیوانات توسط افرادی مثل الن وایت ، چارلز و میرتل فیلمور مقدمات ایجاد وگنیسم در پنجاه سال قبل از بوجود آمدنش را سبب شدند.

پیشگامانی همچون گراهام ،چست و کلوچ نیز که اولین روشنگران مزایا و روش های تغذیه طبیعی و گیاهی بودند نقش زیادی را در ایجاد اولین گروه های رسمی مدافع حقوق حیوانات مثل RSPCA و ASPCA داشتند.

در سال 1944 دونالد واتسن در لندن ساختار و سازمان جدیدی بر مبنای حرکت و جنبش مدرن برای حمایت از حیوانات ایجاد کرد (Vegan Society) و با ابداع کلمه VEGAN جنبش وگنیسم که هدف کاهش و منوقف ساختن خشونت و کشتار حیوانات را دنبال می کرد به عنوان اولین انجمن و سازمان رسمی شروع به کار کرد .

history3
دونالد واتسون ، وگنیسم را به عنوان یک فلسفه و روش زندگی معرفی و ترسیم کرد.نوعی از زندگی کاملا طبیعی که بر پایه آموزه های دوری از خشونت و احترام به تمامی ساکنین زمین بود.

در دهه های بعد ، حرکت وگنیسم با رشدی صعودی ادامه پیدا کرد و کتاب ها و مقالات بسیاری نوشته شد، تصاویر و فیلم های تاثیرگذاری ضبط و تهیه شد و وب سایت های گوناگونی در سرتاسر دنیا مبانی حمایت از حیوانات را منتشر کردند.
آزار و شکنجه حیوانات به روش های مختلف مثل سرگرمی،پوشاک،آزمایشات علمی و آیین های سنتی چیزی بود که اکنون سازمان ها و افرادی در راه جلوگیری از آنها تلاش می کردند و به رغم مخالفت ها و مقاومت های شرکت ها ، مزارع و کارخانجات صنعتی ، این امر به شکلی وسیع و هدفمند در حال انجام بود.

* * *
در طی دهه های گذشته کتاب ها و مطالعات زیادی نوشته شده است و سازمان ها و نشریات زیادی تاسیس و منتشر شده ، برنامه های مستند زیادی در این زمینه تهیه شده و وب سایت هایی نیز به وجود آمده است ،و همه این ها بخشی از تلاش های انسانی برای کاهش خشونت ما بر علیه حیوانات است . در نتیجه این تلاش ها و حرکات سریع در ساختن این برنامه ها و با وجود مقاومت های شدید همه موسسه ها و نهادهای موجود در فرهنگ ما و با وجود مشکلات زیاد در واکنش به عداوت های خشونت آمیز فرآگیر شده و پیچیدگی موضوعات مورد بحث، مباحث گیاهخواری و حقوق حیوانات هر روز بیشتر از قبل به جریان سریع خود ادامه می دهند . برای مثال امروزه این مطلب بسیار واضح است که خشونت ما علیه حیوانات اصلی ترین فشار تحریک کننده برای انهدام و نابودی محیط زیست ، بیماری های فیزیکی و روحی و روانی ، جنگ ، گرسنگی ، بی عدالتی و خشونت های اجتماعی است ، و نکته مهم این است که همه ما از غیراخلاقی و نادرست بودن این اعمال آگاه هستیم . گروه ها و افراد خود را به صف کرده اند و برنامه های اجرایی حقوق حیوانات که ناشی از ترکیبات گوناگون این فاکتور ها می باشد را توسعه داده و با توجه به تمایلات و جانبداری های مختلف خود در آن تغییراتی به وجود آورده اند و در نتیجه امروزه تعداد زیادی دیدگاه رقابتی به وجود آمده است .
علاوه بر این ، گرایش جدیدی به خصوص در میان سازمان های بزرگ برای استفاده در مبارزات انتخاباتی به وجود آمده است ، به این صورت که این سازمان ها تلاش دارند تا بر روی صنایع بهره برداری و سواستفاده کننده از حیوانات تاثیر بگذارند تا اعمال و رفتار خشونت آمیز خود را کاهش دهند . این مبارزات انتخاباتی ، اگرچه با تشویق همکاری ها و کمک های سخاوتمندانه که منجر به اظهار و اعلان پیروزی به نفع حیوانات می شود ، می تواند از نظر مالی برای سازمان های بزرگ موفقیت آمیز باشد ولی در نهایت به طور طعنه آمیزی به حقوق حیوانات و جنبش گیاهخواری صدمه زده و آسیب می رساند . دلایل زیادی باعث بروز این صدمات می شوند برای مثال می توان به وجود این حقیقت اشاره کرد که صنایعی که از حیوانات استفاده می کنند قدرت زیادی دارند و به همین دلیل می توانند چیزهایی را که بدقواره و زشت به نظر می آیند تبدیل به پیروزی های بالفعل کرده و آن ها را زیبا جلوه دهند . ما اخلاقیات را از بین می بریم ، وقتی به این گونه مسائل فکر می کنیم که مثلا چه نوعی از کشتار و یا ذبح حیوانات انسانی تر از بقیه است! ، اینکه مصرف کننده ها غذاها و محصولات حیوانی بیشتری مصرف خواهند کرد اگر متقاعد شوند که روش آن ها برای کشتن حیوانات انسانی است! ، باور این مطلب که شان حیوانات که به عنوان دارایی های انسان تنزل پیدا کرده در واقع با این تبلیغات انتخاباتی بالا خواهد رفت! و این که به عنوان یک جنبش در تشویق مردم به روی آوردن به گیاهخواری قصور می کنیم ولی به خاطر به دست آوردن رای مردم و دلار آنها ، خشونت علیه حیوانات را پنهان کرده و به آن شکل و قیافه ای بشردوستانه و دلسوزانه می دهیم .
این ها باعث بروز وضعیت و مرحله ای شده است که ما در حال حاضر در آن قرار گرفته ایم ، جنبش ما با روش های زیادی توسط صنایع سواستفاده کننده از حیوانات به همکاری پرداخته و نابود شده است ، به وجود آمدن اختلال در جنبش ما به خاطر قدرت این صنایع قابل فهم است ، جنبش ما به خاطر اختلاف نظر در مورد این مسئله که بهترین راه برای آزادسازی و رهایی حیوانات از خشونت انسان ها چیست و به دلیل وجود دیدگاه های متضاد و ناسازگار با یکدیگر به گروه های مختلف تقسیم شده است . البته باید توجه داشت که وقتی ما حیوانات را جزو دارایی های شخصی خود به شمار می آوریم ، خشونت بر علیه آنها نیز اجتناب ناپذیر خواهد بود .
در مجموع ، ما در فرهنگی زندگی می کنیم که طبق روایات و افسانه های خود از تسلط کامل بر حیوانات برخوردار بوده و از بدو تولد این داستان به همه ما انسان ها تلقین و آموخته شده است . وقتی ما این موارد را بررسی می کنیم ، در واقع به گذشته برگشته و برای آزادی و رهایی حیوانات تلاش می کنیم ، این ماهیت اصلی هر دو مکتب آهیمسا و گیاهخواری است . جنبش وگنیسم جنبشی نشات گرفته از دگرگونی کامل فرهنگی است و این جنبش متفاوت از جنبش های آزادی طلب و عدالت خواه دیگر می باشد . ظلم و خشونت روزمره علیه حیوانات برای غذا باعث ایجاد فساد و کاهش در میزان آگاهی و مهربانی ذاتی ما شده و زمینه ای را فرآهم می آورد که در آن سو استفاده از دیگر حیوانات و حتی سلطه و استثمار از انسان ها نیز رخ می دهد . جنبش وگنیسم در رسیدن به ریشه ها و دلایل اساسی برای خشونت های موجود بسیار جدی بوده و همه افرادی را که گیاهخواری و حمایت از حقوق حیوانات را ترویج می دهند ، ملزم می سازد تا همان گونه که معلمان پیشین جنبش ما بر آن تاکید کرده اند ، افکار خود را از خشونت ها و انحصار طلبی هایی که در فرهنگ ما ریشه دوانده پاک کنند . ما با محروم کردن حیوانات از حیطه مهربانی و دلسوزی خود به آنها آسیب می رسانیم ، گیاهخواری یک مجموعه بسیار مهم است و ما باید بدانیم که این مجموعه علاوه بر حیوانات ، همه مردم در سرتاسر جهان را نیز شامل می شود و همه انسان ها با هر نژادی باید در محدوده رحم و دلسوزی ما قرار بگیرند . جنبش گیاهخواری ما را ملزم به تغییراتی اساسی می کند که امیدواریم که این تغییرات را در خود ببینیم . ما باید با تمام آفریده های خداوند حتی با دشمنان و مخالفان خود نیز با احترام رفتار کنیم . این ماهیت اصلی مکتب آهیسما و گیاهخواری بوده و آموزه ای است که از قدیم به ما آموخته شده است .
در انتها باید به این مطلب اشاره کرد که ، ما در دوره ای از بحران های وسیع و در حال افزایش زندگی می کنیم ، بحران هایی که فرصت های بی سابقه ای را برای ما فرآهم می کنند . خوشنودی و رضایت مندی قدیمی با وجود بحران های چند بعدی در فرهنگ ما ، از بین رفته است . از توجه به دانش و خرد افرادی که قبل از ما در این مسیر قدم گذاشته اند به این نتیجه مهم می رسیم که باید قدرت واقعی خود را صرف کاهش تقاضا برای غذا ها و محصولات حیوانی کرده و به جای مذاکره کردن بافرآهم آورندگان خشونت علیه حیوانات ، با افزایش آگاهی مردم و آموزش دادن به آنها ، مردم را تشویق کنیم تا مصرف محصولات و غذاهای حیوانی را کاهش داده و این مواد و اقلام را از زندگی خود حذف کنند . بسیار شاکر و سپاسگذاریم که می بینیم ، امروز گروه های غیر دولتی ملی ، بین المللی ، منطقه ای و اجتماعات محلی در حال تکثیر و افزایش هستند و همه تلاش دارند تا عقاید و اعمال گیاهخواری را گسترش دهند و البته نباید تلاش های مشابه گروه های مذهبی و معنوی متعدد را فراموش کرد .
این مسیر ، مسیری روبه پیشرفت است . عقیده و هدف مکتب آهیمسا و گیاهخواری بسیار قوی است ، به این خاطر که این مکاتب مرکز اصلی در طبیعت واقعی ما انسان ها یعنی دوست داشتن ، آگاهی ، خلاقیت ، حساس بودن ، مهربانی و دلسوزی را تحریک و فعال کرده اند . دونالد واتسون و دیگر بزرگان که قبل از ما فعالیت هایی در این زمینه داشته اند ، بذری را در قلب این روایت منسوخ شده کاشته اند روایتی که فرهنگ ما را در منجلاب فرو برده و زندگی همه مخلوقات روی زمین را تهدید به نابودی می کرد . اگر ما این بذر را آبیاری کرده و خود دانه های دیگری را در کنار این بذر بکاریم ، باغی تازه از شفقت و مهربانی خواهیم داشت که به سرعت رشد کرده و به طوری باورنکردنی زنجیرهای خشونت وبندگی همه ما را پاره خواهد کرد . مردم خواهند فهمید که با به بردگی گرفتن حیوانات در واقع خودشان را نیز به بند خشونت و بی رحمی می کشند .
انقلاب گیاهخواری ، یا همان انقلاب حمایت از حقوق حیوانات ، از گذشته ای بسیار دور تا به الان ادامه داشته است . ما در مراحل پایانی تحقق آن قرار گرفته ایم ، این انقلابی است برای خیرخواهی ، نوع دوستی ، لذت و سرور و تجلیلی خلاقانه و این انقلاب نیازمند همه ما انسانها می باشد . رها کردن و آزادی بخشیدن به حیوانات ، ما می توانیم خود را از این قید وبندها برهانیم و به زمین اجازه دهیم تا بهبود یافته و خود را برای فرزندان ما و فرزندان همه مخلوقات دیگر از نو احیا کند .

...
و بیاد داشته باشید که
نیروی تسخیر آینده ، قوی تر از نیروی تسلیم به گذشته است .
"The future is vegan"

 

http://forum.vegankind.ir/forum61/thread191.html

5637 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 318

ارسال نظر