امروز: پنج شنبه 01 تیر 1396 برابر با 22 جون 2017

آخرين اخبار

میخواهید تاریخ در باره تان چطور قضاوت کند؟

  • پنج شنبه, 06 تیر 1392
  • نوشته شده توسط 

شاید اینطور به نظر نرسد ولی شما، هر روز، تاریخ را می سازید. غالب مردم گمان می کنند که تنها افراد خارق العاده هستند که تاریخ سازند ولی این درست نیست. تاریخ مطالعه ی الگوها و گرایشات عظیم است از طریق رفتارهای افراد عادی مثل من و شما.

میخواهید تاریخ در باره تان چطور قضاوت کند؟

 

شاید اینطور به نظر نرسد ولی شما، هر روز، تاریخ را می سازید. غالب مردم گمان می کنند که تنها افراد خارق العاده هستند که تاریخ سازند ولی این درست نیست. تاریخ مطالعه ی الگوها و گرایشات عظیم است از طریق رفتارهای افراد عادی مثل من و شما.

تمام اعمال ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در مقیاسی کوچک جهان را تغییر می دهد و در نتیجه با هر اقدامی در ساختن تاریخ نقش داریم. نسل های آینده در مورد اعمال ما خواهند خواند و درباره مان قضاوت خواهند کرد، همانطور که ما اینکار را با نسلهای گذشته انجام می دهیم.


سوالی که باید از خود بپرسید این است که:

"میخواهم تاریخ، نسلهای آینده و فرزندانم مرا چطور به تصویر بکشند؟"

برای یک لحظه تصور کنید که با تمام اطلاعات تاریخی تان به عقب بازگشته اید، به جنوب آمریکا در دهه ی 50. باید تصمیم بگیرید که می خواهید از جنگ داخلی با وجود خطر، ناراحتی و دردسرهایی که ممکن است برایتان به همراه داشته باشد حمایت کنید یا اینکه با خودخواهی و بی تفاوتی، ناخواسته از تبعیض حمایت کنید.

چه می کردید؟

به احتمال زیاد از جریان حقوق شهروندی حمایت می کردید
حتی اگر به معنای تحمل حبس، آزار دیدن و بی رحمی کشیدن باشد. 
حتی اگر به معنای لطمه زدن به روابط تان با خانواده و دوستان باشد.
چرا؟ چون امروز همگی می دانیم که نژادپرستی چقدر وحشتناک و مذموم است.

با این پس نگری، دشوار است که بفهمیم یک فرد خوب و معقول چطور ممکن بود با تبعیض کنار بیاید.

ولی خیلی از آدمهای خوب و معقول این کار را کردند و تبعیض را تحمل کردند. میلیونها فرد خوب وجود داشتند که با خشونت مخالف بودند، کسانی که شخصا حتی یکبار هم به یک سیاهپوست صدمه نزده بودند. کسانی که شاید حتی خودشان هم سیاه پوست بودند. کسانی که با تمام این احوال هیچ کاری برای پایان بخشیدن به این خشونت و ظلم سازمان یافته علیه آمریکایی های آفریقایی تبار انجام ندادند. چطور ممکن است؟


حقیقت این است که، آدمهای خوب اگر در جوامع بد متولد شوند می توانند چیزهای خیلی بد هم را هم تحمل کنند.


اگر بدانید کاری درست نیست ولی اغلب افراد جامعه آنرا انجام دهند، نیاز به شجاعتی شگرف خواهید داشت تا خلافش عمل کنید. اگر در جامعه ای ناعادلانه به نفع آنچه واقعا عادلانه است عمل کنید، این احتمال وجود دارد که تهدید شوید یا حتی دوستان و اعضای خانواده شما را ترک کنند و در آخر طرد شوید. به همین دلیل بسیاری از آدمها، حتی آدمهای خوب تمایل دارند با بی عدالتی همرنگ شوند.


آنچه آنها کم دارند اخلاق نیست بلکه شجاعت است.


با این وجود، در کمال شگفتی در هر نسلی انسانهایی قهرمان گونه هستند که به قدر کافی شجاعت دارند تا در برابر پلیدی بایستند، حتی اگر لازم باشد هزینه اش را بپردازند. بسیاری از اینها را در کتاب های تاریخ پیدا می کنید: ماهاتما گاندی، نلسون ماندلا و ...
و این لیست ادامه دارد.
پس از اینکه در برابر بی عدالتی پیروز شدند، به عنوان قهرمان تکریم شدند و در تاریخ ستایش...

همه ی ما دوست داریم در کنار این آرمان گرایان اخلاقی وارد صفحات تاریخ شویم و نه افراد شاید نجیب که شجاعت کافی برای مبارزه را نداشتند.

همه ی ما دوست داریم فرزندان و نوادگان مان به آنچه ما انجام دادیم افتخار کنند. نمی خواهیم از ما شرمسار باشند. نمی خواهیم گمان کنند خیلی خیلی کوته نظر، دنباله رو یا ضعیف بوده ایم و ناتوان از از انجام واقعا درست است.

می خواهیم بدانند ما آگاهانه تصمیماتی اخلاقی گرفتیم و توانستیم خود را از تعصبها و اسطوره های عصر خود رها کنیم و حقیقت را ببینیم.


فرض کنید زمان به جلو حرکت کرده و شما در کلاس تاریخ هستید، سال 2107. فکر می کنید معلم چه می گوید؟ اگر جامعه پیشرفتی داشته باشد احتمالا:

"در اوایل قرن 21، تقریبا همه گوشت، تخم مرغ و لبنیات می خوردند و از زنده شکافی و مزارع تولید پوست دفاع می کردند. برای تولید محصولات غیر ضروری مانند گوشت، لبنیات، تخم مرغ و چرم، بیلیونها بیلیون حیوان را مجبور می کردند در شکنجه ای بی پایان و التیام ناپذیر زندگی را در دامداریها و مزارع تولید پوست سپری کنند. در این مزارع، حیوانات تمام زندگی خود را در قفسهایی شلوغ می گذراندند، آنقدر پرجمعیت که حتی نمی توانستند به اطراف حرکت کنند، انواع بیماریها، زخم، عفونت، حرارت زیاد، خشونت هم سلولی ها، اضطراب و ملال گریبان گیرشان بود تا بالاخره درحالیکه هنوز به هوش هستند با خشونت سلاخی شوند.

در آزمایشگاه ها، حیوانات را با جریان برق می کشتند، قطع عضو می کردند، شکنجه می دادند، در مواد سمی فرو می بردند، و می کشتند. تمام آنها از تمامی آنچه طبیعتا برای لذت بردن از زندگی باید انجام می داند محروم بودند. از بدو تولد از اعضای خانواده جدا میشدند، نمی توانستند آزادانه حرکت کنند، بخورند، بخوابند یا جفتگیری کنند."


میتوانم تصور کنم که بچه تا چه حد از شنیدن اینها منزجر، بر آشفته و بهت زده خواهند شد. وقتی بفهمند در گذشته افراد بطور عادی و روزمره از شکنجه ی موجوداتی حمایت می کرده اند که قدرت درک درد را داشته اند.

و می تونم تصور کنم که کلاس درس، جنبش حمایت از حقوق حیوانات را گرامی خواهد داشت و چه بسا ALF (جنبش آزادی بخش حیوانات) و سایر گروه های رزمنده را به عنوان مبارزان راه آزادی ستایش کنند.

اگر واقعا یک کلاس درس تاریخ آینده را میدیدید...
اگر واقعا مجبور می شدید در جایی که دیگر پیشداوری ها و اسطوره های کنونی وجود ندارد، عاقلانه در مورد بی عدالتی های زمان حاضر فکر کنید...

چه تغییری در زندگی خود ایجاد می کردید؟

باز هم خود پسند باقی می ماندید؟
آیا باز هم از کنار اعمال شنیعی که در اطرافتان رخ می دهد بی تفاوت عبور می کردید؟
یا شجاعت این را می یافتید که از حق دفاع کنید حتی به قیمت تحمل مشقات و ناملایمات؟


انتخاب با شماست.

آیا می خواهید در کتابهای تاریخ در کنار ماهاتما گاندی، نلسون ماندلاو ... قرار گیرید
یا در کنار میلیونها انسان خوبی که شریک جرم جنایتهای وحشتناک بودند...

  http://forum.vegankind.ir/forum44/thread341.html

 

2960 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 386

ارسال نظر