امروز: یکشنبه 10 ارديبهشت 1396 برابر با 30 آوریل 2017

آخرين اخبار

کارنیزم در مقابل وگانیزم

  • جمعه, 14 تیر 1392
  • نوشته شده توسط 

کارنیزم نقطه مقابل وگانیزم است. یک سیستم اعتقادی که در آن خوردن برخی حیوانات اخلاقی و شایسته انگاشته می شود...

 

Carnism Vs. Veganism


کارنیزم نقطه مقابل وگانیزم است. یک سیستم اعتقادی که در آن خوردن برخی حیوانات اخلاقی و شایسته انگاشته می شود. اما از آنجایی که مصرف گوشت برای بقا ضرورتی ندارد، یک "انتخاب" است و انتخابها از "اعتقادات" بر میخیزند. عبارات گوشتخوار یا همه چیز خوار بازتابی از یک استعداد زیست شناختی اند نه یک گرایش ایدئولوژیکی پس بکارگیری کلماتی همچون گوشتخوار یا همه چیز خوار، همگی نادرست اند.

درک کارنیسم به گیاهخواران کمک میکند که رفتار کارنیستها (مثل خوردن گوشت) را از شخصیت آنها جدا کنند، در برابر آنها صبور باشند و با محبت برخورد کنند تا بهتر بتوانند پیغامشان را برسانند.
هرچه با دلسوزی بیشتری با کارنیستها برخورد کنید، در تبلیغات خود موفق ترید و در نهایت این به نفع همه است، از جمله حیوانات.

سیستم کارنیستی بر یک سلسله مکانیزم های دفاعی استوار است و این دفاعیات با آشکار شدن، قدرت خود را از دست میدهند. یعنی زمانی که بی اساس بودن توجیه سه گانه ی طبیعی بودن، نرمال بودن و ضروری بودن برملا شود، این مکانیزمهای دفاعی دیگر قادر به توجیه کارنیزم نیستند و کارایی شان را از دست میدهند. 
مکانیزم های دفاعی کارنیزم هم بیرونی هستند (اجتماعی) و هم درونی (روان شناختی). این مکانیزمها، حس "همدردی" فرد را به "بی تفاوتی" تبدیل میکنند و در نتیجه گوشت به جای اینکه "منزجر کننده" به نظر رسد، "لذیذ" انگاشته می شود. دلیل رفتار منفی و پرخاشگرانه ی کارنیستها نسبت به گیاهخواری و گیاهخواران هم همین مکانیزم های دفاعی است.

برخی از این مکانیزمهای دفاعی عبارتند از:

انکار: حیوانات صنعتی رنج چندانی نمیکشند.
توجیه: خوردن حیواناتی که برای همین نظور پرورش داده شده اند ایرادی ندارد.
اجتناب: نمیخواهم بدانم، لذت خوردن غذایم را نابود میکنی.
دوشعبه سازی: معتقدم برخی حیوانات همدم ام هستند و برخی دیگر غذا.
تفکیک: وقتی به گوشت نگاه میکنم، یک حیوان نمیبینم چون در اینصورت منزجر می شوم و قادر به خوردنش نخواهم بود.


مکانیزمهای دفاعی کارنیزم گسترده و حجیم اند و به این سادگی ها نابود نمیشوند. غالب گیاهخواران هم زمانی کارنیست بوده اند و می دانستند که حیوانات برای غذای آنها کشته میشوند. وقتی با کارنیستهای مقاوم مواجه میشویم، ساده است که سابقه کارنیستی خود را فراموش کنیم. باید بدانیم وقتی کسی را به گیاهخواری ترغیب میکنیم، خواهان یک تغییر ساده در رفتار نیستیم بلکه تغیر در هویت را میخواهیم.

از آنجایی که خود کارنیزم بر پایه ی یک سلسله مکانیزم های دفاعی استوار است، ذهنیت کارنیستی نیز اینچنین است. پس تعجبی ندارد که کارنیستها بصورتی مداوم با تبلیغات گیاهخواری و حتی خود گیاهخواران تدافعی برخورد میکنند. گیاهخوارانی که از این ذهنیت کارنیستی بی خبرند، در آخر به این حالت تدافعی واکنش نشان می دهند و به جای تبلیغ کارآمد به دخیل شدن در این دفاعیات تن میدهند و در نبردی از توجیهات گیر می افتند.

سیستم های غالب، خود را بوسیله ی "بازرسی نشدن" حفظ میکنند بدین ترتیب که تمرکز را روی "دیگری" نگه می دارد. یعنی تمرکز روی گروه اقلیت –گیاهخواران- قرار داده میشود و در نتیجه اعتقادات و رفتارهای گروه غالب نادیده انگاشته می شود. تردیدی نیست که این گروه غالب طوری وانمود میکند که "گروه غالبی" وجود ندارد یعنی یک طرف گیاهخوران قرار دارند و طرف دیگر "تمام افراد دیگر".
کارنیزم هم همچون سایر ایدئولوژی های غالب، کاملا سنگر بندی شده یعنی از جانب تمام سازمانهای بزرگ اجتماعی از خانواده گرفته تا دولت، حمایت می شود. به علاوه، درونی شده است یعنی ادراک ما از حیواناتی که خوردنشان را می آموزیم حتی قبل از رسیدن به سنی که قادر به گفتن نام مان باشیم در ذهنمان شکل گرفته است. طبیعی بودن، نرمال بودن و ضرورت مصرف گوشت، آنچنان در ناخودآگاه ما ریشه دوانده که آنرا یک "اصل" می پنداریم و نه یک "انتخاب".
وقتی به جای تمرکز روی کارنیزم، روی گیاهخواری تمرکز کنیم آنگاه سهوا با سیستم موجود تبانی میکنیم تا به بازرسی نشدن اش کمک کنیم. یعنی دقیقا به نفع کارنیزم عمل میکنیم تا نامرئی بودن اش را از دست ندهد.
از اینها گذشته، با تکیه بر گیاهخواری به جای کارنیزم، این سوء تعبیر را تثبیت میکنیم که خوردن حیوانات "مسلم" است و نه یک "انتخاب" و گیاهخوران تنها افرادی هستند که سیستم اعتقادی شان شکل دهنده ی رژیم غذایی شان است. و به علاوه اینطور القا میکنیم که تولید و مصرف حیوانات، مشکل گیاهخوران است که باید حل اش کنند و نه مشکل کارنیستها که باید با آن رو به رو شوند.

 

باید معضل، هدف و راه حل را از نو تعریف کنیم

کاری که گیاهخوران باید بکنند عبارتست از تضعیف مکانیزم های دفاعی کارنیزم با کمک شفاف سازی و در دید قرار دادن آنها.
ضد حمله، واکنشی است از جانب گروه غالب در برابر تهدیداتی که علیه قدرت اش حس میکند. کارنیزم نیز همچون سایر ایدئولوژی های غالب این ضد حمله را بصورتی گسترده با حمله به گوینده بروز میدهد. فرهنگ و رویه کارنیستی،
گیاهخواران را به عنوان یک "ضد" ترسیم میکند. یعنی علیه کسانی که قصد انتقال مفاهیم به آنان داریم. به عنوان انسان ستیز یا ضد گوشتخواران. و بدین ترتیب از آنان افرادی نامطلوب تحت عنوان افراطی، هیستریک یا اجبارگر می سازد یا افرادی نامعتبر تحت عنوان غیرمنطقی یا سانتی مانتال؛ و بدین ترتیب قصد دارد از آنان سلب اعتبار کرده و پیامی که قصد انتقالش را دارند را باطل کند. اگر افرادی که قصد انتقال مضمونی به آنان را داریم ما را به عنوان دشمن، بی ثبات یا غیر منطقی ببینند آنگاه توجهی به گفته ها نخواهند کرد

اگر از این واپسزنی کارنیستی آگاه باشیم، می توانیم به جای واکنشی برخورد کردن، پاسخی عمل کنیم بدان معنا که ریشه ی بسیاری از رفتارهای منفی علیه خود را درک کنیم و انتظارشان را داشته باشیم تا اینگونه برخوردها را شخصی قلمداد نکرده و حالت تدافعی به خود نگیریم. همچنین می توانیم این کلیشه های منفی که وجهه مان را تخریب کرده و اعتبارمان را مخدوش میکنند را دفع کنیم.
اگر چرم بپوشیم به تظاهر متهم می شویم و اگر نپوشیم به افراطیگری! اما باید بدانیم که این تعابیر صرفا دفاعیات کارنیستی هستند و نباید به خود بگیریم و ما هم به حالت تدافعی در آییم. بدین ترتیب محیطی را می سازیم که در آن احتمال اینکه قادر به انتقال مفاهیم و ایده های ذهنی خود باشیم برایمان مهیا خواهد بود.

درک کارنیزم ساختاری به ما کمک میکند تا تمرکز را از روی "افراد" به "سیستم" ای منتقل کنیم که اعمال و رفتار این افراد را تعریف میکند چرا که کارنیزم هم مانند سایر سیستم های فکری ریشه های عمیقی در سطوح مختلف زندگی اجتماعی دارد. از خانواده و آموزش و پرورش گرفته تا رسانه ها و مراجع دولتی. 
برای مبارزه با کارنیزم در سطح سیستمی، باید زبان و منطق این سیستم را درک کنیم تا بتوانیم روش های مختلفی را کارنیزم به کمک آنها در اجتماع نفوذ کرده را درک کرده و به تناسب واکنش نشان دهیم.
مثلا:
به جای بحث روی اثبات گیاهخواری از دیدگاه تغذیه، باید به جبهه گیری های کارنیستها در این زمینه اشاره کرد. یعنی خواهان فرصت برابر برای حضور در مجامع دولتی تصمیم ساز تغذیه ای همچون وزارت غذا و دارو و نشست های تدوین خط مشی های دولتی باشیم. و به علاوه باید روی انتخابی بودن خوردن حیوانات تاکید کنیم.

در حال حاضر، گیاهخواران مشکل را "پرورش و مصرف حیوانات صنعتی" می انگارند در حالیکه این خود پیامد مشکل اصلی است. مشکل اصلی، کارنیزم است. در نتیجه، هدف جریان گیاهخواری نابودی پرورش و مصرف فرآورده های حیوانی نیست بلکه تبدیل کارنیزم است. همان سیستمی که امکان چنین تولیداتی را اصلا ممکن ساخته است.
به همین ترتیب، راهکار فعلی گیاهخوران عبارتست از آگاهی سازی افکار عمومی در خصوص پیامدهای این معضل. اما در غالب موارد حتی افرادی که با گیاهخوران در خصوص وحشت کشتارگاه ها، خطر محصولات حیوانی برای سلامت انسان، آسیب به محیط زیست و منابع طبیعی، گرمایش زمین و غیره همعقیده هستند هم خوردن حیوانات را متوقف نمیکنند. اگر کارنیزم ریشه ی این معضل است، پس تلاش گیاهخوران برای فرهنگ سازی باید بر معرفی خود کارنیزم هم تمرکز کند.


باید کارنیزم را به عنوان معضل ببینیم و نه کارنیستها را

کارنیزم هم مانند سایر ایدئولوژی های قاهرانه، سیستمی از ملعبه سازی است. قربانیان اش هم واضح و مستقیم اند مانند حیوانات صنعتی و محیط زیست، هم نهان و غیرمستقیم یعنی کارگران کشتارگاه، بسته بندی کنندگان گوشت و خود کارنیستها. قربانیان نهان، نقشی دوگانه دارند چرا که در عین حال هم قربانیان این سیستم هستند و هم عاملین آن.
اما کسانی که قصد اطلاع رسانی در خصوص گیاهخواری را دارند غالبا کارنیستها را به عنوان قربانی نمیبینند و صرفا آنان را عامل میدانند و متعاقب آن هم عمل میکنند. چنین رفتاری صرفا به منزله کشیدن ماشه دفاع کارنیستی و تقویت کلیشه های فرهنگ کارنیستی از گیاهخواران است که آنان را به عنوان افرادی اجبارگر یا خود-مقدس-بین می انگارد. 
این برخورد پویای میان کارنیستها و گیاهخواران در واقع بازخوردی است از استراتژی تفرقه انداز و حکومت کن که به سادگی به بقای کارنیزم کمک میکند چون: 
ترویج دهندگان گیاهخواری چطور می توانند به نفوذ در توده پشتیبانان کارنیزم امیدوار باشند در حالیکه از نظر آنان دشمن انگاشته می شوند؟! 
اگر بپذیریم که مشکل اصلی خود "سیستم" است آنگاه می توانیم بصورتی آرمانی با کارنیستها همکاری کنیم نه اینکه در برابر آنها باشیم. و یا حداقل ترویج گیاهخواری را موثرتر و مهرورزانه تر سازیم.

3109 بازدید
رای دادن به این مورد
(1 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 409

ارسال نظر