امروز: جمعه 02 تیر 1396 برابر با 23 جون 2017

آخرين اخبار

بررسی نقادانه آزمایشات حیوانی

  • جمعه, 21 تیر 1392

مستندات چشمگیری در دسترس است که نشان میدهد آزمایشات حیوانی، ناکافی و غیر قابل اعتماد هستند در حالیکه متدولوژی هایی که اخیرا توسعه یافته اند معتبرتر بوده و نسبت به آزمایشات حیوانی کم هزینه تر هستند...

 

 

بررسی نقادانه آزمایشات حیوانی

کمیته مدرن سازی تحقیقات پزشکی (MRMC)


Christopher Anderegg, M.D., Ph.D.

Kathy Archibald, B.Sc.

Jarrod Bailey, Ph.D.

Murry J. Cohen, M.D.

Stephen R. Kaufman, M.D.

John J. Pippin, M.D., F.A.C.C.

© Medical Research Modernization Committee, 2006

 

 

کمیته مدرن سازی تحقیقات پزشکی (MRMC) یک سازمان غیر انتفاعی حامی سلامت است که از متخصصین علم پزشکی و دانشمندانی تشکیل شده که برای شناخت و ترویج روشهای تحقیقاتی بهینه، قابل اطمینان و مقرون به صرفه تلاش میکنند. MRMC منحصرا بر سنجش علمی روش های تحقیقاتی مختلف تمرکز دارد اگرچه بی تردید گاهی ملاحظات اخلاقی جدی و مهمی را نیز برمی انگیزد.
تعداد دانشمندان و درمانگرانی که بنا به دلایل علمی و پزشکی آزمایشات حیوانی را زیر سوال میبرند رو به افزایش است. (1-3) به عنوان مثال طبق نظرسنجی منتشر شده توسط "پیشرفت پزشکی اروپا" در سال 2004، 82 % از پزشکان عمومی در انگلستان معتقدند که "از بابت گمراه کننده بودن اعمال داده های حاصل از آزمایشات حیوانی روی انسانها نگرانی وجود دارد." (4) 
مستندات چشمگیری در دسترس است که نشان میدهد آزمایشات حیوانی، ناکافی و غیر قابل اعتماد هستند در حالیکه متدولوژی هایی که اخیرا توسعه یافته اند معتبرتر بوده و نسبت به آزمایشات حیوانی کم هزینه تر هستند.

 

 

تاثیرات تاریخی آزمایشات حیوانی

مدافعین آزمایشات حیوانی ادعا دارند که این امر نقشی حیاتی در تمامی پیشرفتهای علم پزشکی داشته است. (5، 6) با این وجود، تعدادی از تاریخ نویسان علم پزشکی نیز معتقدند که کشفیات کلیدی این حیطه ها همچون قلب، سرطان، ایمونولوژی، بیهوشی و روانپزشکی در حقیقت با تحقیقات بالینی، مشاهده بیماران و تشریح اجساد انسان بدست آمده اند. (7-16)
اطلاعات انسانی بصورت تاریخی در روشنای داده های آزمایشگاهی حاصل از حیوانات غیر انسان بدست آمده اند و این مساله منجر به عواقب ناخوش آیند پزشکی شده است. به عنوان مثال، تا سال 1963 مطالعات آینده نگر و گذشته نگر روی افراد بیمار، پیشاپیش ارتباط عمیق میان مصرف سیگار و سرطان ریه را ثابت کرده بود. (17، 18) برعکس، تقریبا تمامی تلاش های آزمایشی برای ایجاد سرطان ریه در حیوانات با شکست مواجه شده بودند. در نتیجه، Clarenc Little، یکی از آزمایشگران حیوانی برای درمان سرطان نوشت: "شکست تعداد زیادی از محققین در ایجاد سرطانهای آزمایشی در طول 50 سال، تردیدهایی جدی را روی اعتبار تئوری سرطانزا (سرطان ریه) بودن سیگار ایجاد میکند." (19) از آنجایی که داده های انسانی و حیوانی تطابق نداشتند، این محقق و سایر محققین به داده های قابل اعتماد انسانی به دید تردید نگریستند و متعاقب آن، اعلام خطر سیگار برای سلامت تا سالها به تعویق افتاد و هزاران نفر بر اثر سرطان ریه مردند.

در اوایل دهه 40، مطالعات بالینی انسانی قویا نشان میداد که پنبه نسوز سرطانزاست. با این وجود، آزمایشات حیوانی برای اثبات این موضوع دائما با شکست مواجه میشدند و به همین دلیل پیشیگیری های متناسب در آمریکا تا دهه ها به تعویق افتاد. (20)
بطور مشابه، مطالعات روی جمعیت های انسانی خطر آشکار قرار گرفتن در معرض تابش های یونیزه کننده سطح پایین اشعه ایکس تشخیصی متصاعد شده از زباله های هسته ای را نشان دادند. (21-24) اما مطالعات حیوانیِ متناقض موجب به تاخیر افتادن احتیاط و وضع قوانین شد.

 

قربانی بیماری فلج اطفال در آمریکا در سال 1948. مدل میمون ها برای بیماری فلج اطفال محققین را در خصوص مکانیزم آلوده سازی و دوره بالینی بیماری فلج اطفال گمراه کرده و مقابله با این بیماری را به تعویق انداخت:

6

 

به همین ترتیب، در حالیکه ارتباط میان مصرف الکل و بیماری جگر در انسان انکارناپذیر است، تلاشهای متعدد برای ایجاد بیماری جگر با خوراندن الکل بیش از حد به تمام حیوانات غیر انسان به جز بابونها با شکست مواجه شده و حتی نتایج آزمایشات روی بابونها هم ناسازگارند. (26)

بسیاری از پیشرفتهای عظیم پزشکی به دلیل داده های گمراه کننده حاصل از مدلهای حیوانی به تعویق افتاده اند. 
مثلا مدل حیوانی فلج اطفال منجر به بدفهمی مکانیزم آلوده سازی آن شد. مطالعه روی میمونها به اشتباه اینطور ثابت کرد که ویروس فلج اطفال از طریق مجاری تنفسی منتقل می شود و نه بلع (27، 28). این فرض نادرست باعث شد راه کارهای پیشگیرانه منحرف شوند و متدهای کشت بافت کشف واکسن را به تعویق انداخت (29، 30). اگرچه بعدها از سلولهای کشت شده میمونها برای ساخت واکسن استفاده شد اما تحقیقات روی سلول های کشت شده انسانی بود که برای اولین بار نشان داد ویروس فلج اطفال را میتوان روی بافتهای غیرعصبی کشت نمود. (31)

آزمایش روی سگها از توسعه اعمال جراحی برای جایگزین سازی رگهای گرفته با رگهای خود بیمار ممانعت کرد چرا که به اشتباه نشان داد این رگها قابل استفاده نیستند. (32)
پس زده شدن سریع کلیه پیوندی در سگهای سالم برای مدتی طولانی در مورد انسانهای بیمار نیز صادق پنداشته میشد (33). ولی میدانیم که نارسایی کلیه، سیستم ایمنی را تحت تاثیر قرار میدهد که این امر تحمل پذیرش بافت خارجی بدن را بالا میبرد.
با تمام این اوصاف، جامعه به حمایت از آزمایشات حیوانی ادامه میدهد، عمدتا به این دلیل که اکثر مردم معتقدند این کار برای غالب پیشرفتهای پزشکی حیاتی بوده است. (34)

اما هستند کسانی که تردید دارند ... تردید دارند که آیا چنین تحقیقاتی لازم بوده ... و آیا اصلا کمکی به علم پزشکی کرده است یا خیر ...

 

الف - نمونه های انتخابی


1. سرطان

در سال 1971، لایحه ملی سرطان "جنگی علیه سرطان" را آغاز نمود که بسیاری از حمایتگران مالی اش پیش بینی می کردند تا سال 1979 قادر به درمان سرطان خواهد شد. اما در عوض، این برنامه تحقیقاتی چند بیلیون دلاری به یک شکست مبدل شد. نرخ کلی متعادل شده از لحاظ سنی مرگ و میر ناشی از سرطان برای دهه ها – تا دهه 90 -متناوبا افزایش یافت (35، 36). زمانی هم که این نرخ کاهش پیدا کرد، علت اش کاهش میزان مصرف سیگار بود (37). 
برای ترغیب به ادامه پشتیبانی برای تحقیق روی سرطان –که اکنون به تنهایی در آمریکا از مرز 2 بیلیون دلار در سال گذشته است- محققین و گردانندگان آن، افکار عمومی را منحرف کرده اند. در سال 1987، سازمان عمومی حسابرسی آمریکا (GAO) دریافت که آمار سازمان ملی سرطان (NCI) «بصورتی مصنوعی ارقام مربوط به پیشرفت حقیقی را بالا برده است.» و اینطور نتیجه گیری کرد که حتی آمار ساده زندگی 5 ساله نیز دستکاری شده اند (38). یعنی مثلا NCI، حتی اگر بیمار پس از یک دوره 5 ساله میمرد هم از آن به عنوان به عنوان یک مورد درمان از زندگی 5 ساله یاد میکرده اند. همچنین، با نادیده انگاشتن جهت گیری های آماری شناخته شده، NCI به غلط ادعا کرد در درمان برخی انواع خاص از سرطان پیشرفت داشته. (38)
JOhn C. Bailar III، اپیدمولوژیست و سرپرست این تحقیقات، در سال 1986 در وصف نتایج نا امید کننده آن پس از 15 سال گفت: «ما در حال شکست خوردن در نبرد علیه سرطان هستیم. اگر به دنبال پیشرفت قابل توجه علیه سرطان هستیم، به تغییر در تمرکز تحقیقاتی نیاز داریم: از درمان به سمت پیشگیری.» (39)
بیش از یک دهه بعد، در تحقیقی روی نرخ مرگ و میر سرطان، Bailar مجددا تاکید کرد که: «زمینه های رضایتبخش عمدتا در پیشگیری از سرطان وجود دارند» (35)

چرا هزینه و تلاش صرف شده با پیشرفت علیه سرطان متناسب نیست؟ یکی از توضیحات این امر تضمین نشده بودن آزمایشات حیوانی است. تفاوتهای بنیادین ژنتیکی (40)، مولکولی (41)، ایمنی (42) و سلولی (43) میان انسانها و سایر حیوانات از آزمایشات حیوانی مدل هایی نارکارامد را در درمان سرطان میسازد. موشها رایج ترین حیوانات استفاده شده هستند و حتی خود مجله ی حیوانات آزمایشگاهی این صنعت، اذعان دارد که: «موشها در حقیقت مدل هایی ضعیف در غالب سرطانهای انسانی هستند» (44)
یکی از محققین پیشرو در حوزه سرطان، Robert Weinberg میگوید: «قسمت عمده مدل های پیش بالینی حیوانی از سرطان انسان، متعفن است .... هرساله صدها میلیون دلار توسط تولید کنندگان دارو برای اعمال این مدلها تلف میشود.» (45)

به گفته Clifton leaf، که خود از بازماندگان سرطان است: «اگر میخواهید بفهمید که نبرد علیه سرطان کجا اشتباه کرده است بهترین نقطه برای شروعِ جستجو، موش ها هستند.» (45)

 

2. ایدز

به رغم بکارگیری گسترده مدلهای حیوانی از اوایل دهه 80، کمک چندانی به تحقیقات برای مقابله با ایدز نکرده اند. این در حالیست که موشها، خرگوشها و میمونهایی با نقص حاد ترکیب شده سیستم ایمنی را می توان به ویروس HIV مبتلا کرد ولی هیچیک سندروم ایدز انسانی را بروز نمیدهند(46). 
از سال 1984، بیش از 150 شامپانزه به ویروس HIV آلوده شده اند و بنا به اظهارات، تنها یک مورد علائم ایدز را بروز داد(47، 48). حتی محققین ایدز اذعان دارند که شامپانزه ها که گونه ای در خطر هم هستند و به ندرت سندرومی شبه-ایدز را بروز میدهند، به احتمال اندکی مدل های حیوانی مناسبی را برای درک مکانیزم آلودگی و نحوه درمان ایدز در اختیار محققین میگذارند. (49)
سندروم های دیگر نقص سیستم ایمنی ویروسی در حیوانات غیر انسان به عنوان مدل هایی با ارزش از ایدز جار زده شده اند اما آنها در ساختار ویروسی با ایدز تفاوتهایی چشمگیر دارند، در علائم بیماری و پیشرفت بیماری. (50)
Michael Wyand، یک آزمایشگر حیوانی، حین بحث در خصوص درمان ایدز تایید کرده که: «ضد ویروس های کاندید با کمک سیستم های in vitro مورد بررسی قرار گرفته اند و آنان که نمایه های ایمنی قابل قبولی داشته اند با داشتن پشتوانه کمی از داده های کارایی حاصل از سیستم های in vitro حیوانی، مستقیما روی انسان اعمال شده اند. دلیل این امر پیچیده است اما شامل این است که.... دیدگاه مانایی که تعداد زیادی از افراد دارند این است که هیچ مدل پیش بینی کننده حیوانی برای الودگی انسان به HIV وجود ندارد(51). »

Margaret Johnson، یکی از محققین ایدز تصریح کرده که: «مدل های حیوانی HIV/AIDS نه ارتباط ایمنی واضحی را نشان داده اند و نه در خصوص کارایی بالقوه روش های متعدد واکسیناسیون مختلف نتایج سازگاری داشته اند.» (52) 
بی تردید از زمان آزمایشات بالینی اولین واکسن HIV روی انسانها در سال 1987 تا اواسط 2006، بیش از 100 آزمایش بالینی توسط سازمان ملی آلرژی و بیماری های عفونی آمریکا انجام گرفته است. و همچنان از میان بیش از 50 واکسن پیشگیری کننده و 30 واکسن درمانی که در آزمایش روی نخستی ها موفق بوده اند، تک تک آنها در آزمایشات بالینی انسانی شکست خورده اند. (53) 
تحقیقات بالینی انسانی، HIV را ایزوله کرده و دوره طبیعی بیماری و فاکتورهای خطرزا را تعریف میکند. (54)
تحقیقات in vitro (کشت بافت و سلول) با استفاده از گلبول های سفید خون انسان هم کارایی و هم میزان سمی بودن داروهای ضد ایدز شامل AZT (55)، 3TC (56) و موانع پروتزی (57) را شناسایی کرده اند. و با این وجود، قوانین فدرالی همچنان آزمایشات سم شناسی حیوانی غیر قابل اتکا و گمراه کننده را تحمیل میکنند.

 

3. روان شناسی و اعتیاد

مدل های حیوانی بکار رفته در آزمایشات روان شناسی که طی آن محققین بصورت سنتی حیوانات را در معرض محرک های دردناک قرار می دهند تا رفتارشان را مطالعه کنند، قویا مورد انتقاد هستند چرا که مشکلات روانشناختی انسانها بازتابی از فاکتورهای خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی است که قابل مدلسازی در غیر انسانها نیستند (58-63). بطور قطع، غالب روانشناسان با آزمایشان روانشناختی روی حیوانات که رنج زیادی را تحمیل میکند مخالف اند. (64)

در سلسله آزمایشات Harry Harlow با عنوان «ترد مادری» در دهه های 50 و 60، نوزادان میمونها را از زمان تولد از مادرانشان جدا میکردند و آنان را در انزوای مطلق یا همراه نامادری های ساخته شده از سیم و لباس بزرگ میکردند. Horlow ادعا داشت که وحشت و آسیب شناسی روانی آنها اهمیت ارتباط مادری را نشان میدهد. با این وجود، این مساله بصورت قاطع در مطالعات انسانی گذشته ثابت شده بود. (65-68)
با وجود سطحی بودن مضمونی اینگونه آزمایشات، تعداد زیادی از مطالعات روی ترد مادری ادامه دارند و مدعی هستند که با رشد روانی، آسیب شناسی روانی و حتی عملکرد ایمنی و هورمونی انسان مرتبط هستند. (67-69)

به رغم مخالفت روانشناسان بالینی با نوشته های آزمایشات حیوانی، آزمایشات روانشناختی با تکیه بر تحقیقات رنج آور بر حیوانات ادامه دارد. بازبینی دو ژورنال روانشناسی نشان داد که تنها 33 مورد از 4425 نقل قول ها (یعنی 0.75%) به مطالعات انجام شده بر مبنای آزمایشات حیوانی ارجاع داشته اند. (70)

مدلهای حیوانی اعتیاد به الکل و سایر اعتیادها نیز بصورت مشابه، تصوری اشتباه را ارائه داده و قادر به بازتاب فاکتورهای حیاتی اجتماعی، ارثی و ذهنی نیستند.
Vincent Dole، فارماکولوژیست، میگوید: «با گذشت 60 سال از خوراندن الکل به حیوانات، هنوز هیچ درک اساسی از علل این رفتار خودمخرب بدست نیاورده ایم و حتی هیچ متناظر رضایت بخشی از مصرف الکل آسیب شناختی نداریم» (71)

 

4. بیماریهای ژنتیکی

محققین، نواقص ژنتیکی بسیاری از بیماری های ارثی همچون فیبروز کیستیک و سرطان سینه خانوادگی را شناسایی کرده اند. برای مدلسازی این بیماریها در حیوانات، بصورتی گسترذه از حیوانات -و به خصوص موش- که مبتلا به نواقص ژنتیکی تولید شده در آزمایشگاه یا خودانگیز هستند استفاده میکنند. با این وجود، بیماریهای ژنتیکی در واقع بازتابی از ارتباط میان ژن ناقص و سایر ژنها و محیط است. و در نتیجه تقریبا تمامی این مدلها برای بازتولید ویژگی های بنیادین متناظر با بیماریهای انسانی با شکست مواجه شده اند. (72)
به عنوان نمونه، موشهای تراریخته که دارای همان ژن ناقص انسانهای مبتلا به فیبروز کیستیک هستند، آن آلودگی های ریه و گرفتگی پانکریت که انسانهای مبتلا به این بیماری را درگیر میکند بروز نمیدهند(72) چون موشها و انسانها مسیرهای متابولیکی متفاوتی دارند. (73)

 

ب – آزمایشات سم شناسی


تعداد زیادی از آزمایشات استاندارد سم شناسی حیوانی از جانب پزشکان بالینی و سم شناسان بصورتی گسترده مورد انتقاد قرار گرفته اند. آزمایش دوز کشنده50 (LD50) -که تعیین میکند چه میزان از یک دارو، ماده شیمیایی یا محصولا خانگی برای کشتن 50% یک گروه از حیوانات مورد آزمایش کافی است- به 60 تا 100 حیوان (و غالبا موش و رت) نیاز دارد که عمدتا نیز رنج بسیاری را متحمل میشوند. به دلیل مشکلات استقراء به انسانها، این آزمایش به شدت غیرقابل اعتماد است (74). همچنین از آنجایی که متغیرهایی مانند سن، جنس، وزن و صفات موروثی حیوانات میتوانند تاثیرات چشمگیری روی نتایج حاصله داشته باشد، آزمایشگاه ها داده هایی بسیار نامتناجس را با عناصر آزمایشی یکسان بدست می آورند. (75، 76)
آزمایشات in vitro، برای جایگزین شدن آزمایش LD50 که در سال 2002 از خط مشی OECD حذف شده است، تایید اعتبار شده اند. (79)


نتایح آزمایش LD50 به شدت غیرقابل اتکاست

99

 

آزمایش التهاب چشم Draize که طی آن مواد التهاب زا روی چشم خرگوش های بی حس نشده قرار داده میشوند، نتایجی را ارائه میدهد که برای پیش بینی مسمومیت انسانی ذاتا غیرقابل استناد هستند. (80)
انسان و خرگوش در ساختار پلک و قرنیه و همچنین توان اشک سازی متفاوت هستند. هنگام مقایسه داده های انسانی با خرگوش ها در خصوص زمان التهاب چشمی ناشی از تماس با 14 محصول خانگی، تفاوتشان از 18 فاکتور تا 250 بوده (81). یک سلسله از آزمایشات in vitro، کم هزینه تر و بسیار قابل اطمینان تر از آزمایش Draize خواهند بود. (75، 82)

آزمایشات حیوانی برای مواد سرطانزا که غالبا دربرگیرنده خرگوشهاست نیز به شدت غیر قابل استناد هستند. Lester Lave al به این نتیجه رسید که نرخ خطای مثبت آزمایش روی خرگوش ها هنگام اعمال روی سبب سرطان در انسان تا 95% میرسد (83). اینطور آمده که: «آزمایشات برای سرطانزایی انسانی با استفاده اززیست سنجی (bioassay)های مادام العمر خرگوشها، پرهزینه و زمانبر بوده و نتایج نامطمئنی به بار می آورند»

هزینه های اقتصادی عظیم چنین تحقیقاتی اخیرا در مطالعه ای که روی بیش از 500 تحقیق سرطانزایی خرگوشی انجام گرفت گزارش شده و اینطور استنتاج شد که تحقیقات سرطان خرگوشها از لحاط علمی نامعتبر بوده و ازلحاظ مالی غیر قابل دفاع اند. (84)
ترکیبی از آزمایشات in vitro داده هایی را فراهم میکنند که در مقایسه با پایگاه داده های سرطانزایی فعلی بهتر بوده و هزینه آن در مقایسه با آزمایشات حیوانی بسیار کمتر است (85).

در اواخر دهه 80، انستیتو ملی سرطان ایالات متحده (NCI) به علت «نارضایتی اش از کارایی مشاهدات پیشین in vittro اولیه (آزمون های سرطان حیوانی)» پنلی از 59 خط سلولی سرطان انسانی را برای مشاهده اجزاء فعال ضدسرطان توسعه داد. این پنل در سال 1990 جایگزین آزمایشات حیوانی در NCI شد که تا آن زمان این سازمان همچنین پنلی متشکل از حدود 100 خط سلولی انسانی را بکار گرفت تا اجزاء سرطانزا را مشاهده نماید.(87)

آزمایشات حیوانی برای تراتوژن ها (داروها و مواد شیمیایی که عامل نواقص بدو تولد هستند) نیز به همان اندازه گمراه کننده و غیرقابل اتکا هستند. Jarrod Bailey et al یک بازبینی جامع از آزمایشات حیوانی 1396 ماده متفاوت را ارائه داده و اینظور استنتاح کرده که آزمایشات حیوانی ثابت کرده اند که نیمی از موادی که عامل نواقص بدو تولد در انسان هستند، بیخطر اند. همچینین به عکس، آزمایشات حیوانی در حدود نیمی از عناصر بی خطر برای انسان را خطرناک تشخیص داده اند. و در حدود یک سوم تمام عناصر آزمایش شده بسته به گونه بکار رفته، نتایجی متغیر را ارائه داده اند. (88)

در حیوانات باردار، تفاوت در ساختار فیزیولوژیکی، عملکردی و زیست شیمیایی جفت جنین، تفاوت رایج در جذب، توزیع، متابولیزم و دفع داروها و مواد شیمیایی موجود میان گونه ها را تشدید کرده و متعاقب آن امکان انجام پیش بینی های قابل اتکا روی زنان باردار را غیرممکن میسازند. (88)

آزمایشات in vitro همچون آزمایش سلول بنیادی جنینی، کشت کامل جنین و آزمایش micromass داده هایی را فراهم میکنند که بصورتی چشمگیر قابل استنادتر و قابل پیش بینی تر بوده و کم هزینه تر از آزمایشات حیوانی ناهنجاری جنینی هستند.
وقتی در حال حاضر این آزمایشات in vitro، سلولها و جنین های مشتق از حیوانات را بکار میگیرند (و در نتیجه بسط آنها به انسان را دشوار می سازند)، پیشرفت تکنولوژی در کشت سلولهای انسانی باید در آینده امکان تخمین های دقیق تر invitro از ناهنجاری جنینی در انسانها را ممکن سازد. (88)

 

پ – آموزش پزشکی


آزماشگاه های حیوانی برای آموزش مبانی زیست شناسی، پزشکی و مهارت به دانشجویان پزشکی لازم نیستند و در 85% از دانشگاه های پزشکی ایالات متحده و کانادا، آزمایشگاه های حیوانی را از برنامه تحصیلی آموزشی خود حذف کرده اند. (89)
متدهای آموزشی جایگزین کارآمد عبارتند از مستندات آموزشی مکتوب و لکچرها، فیلم های آموزشی و برنامه های شبیه سازی تعاملی دنیای واقعی، راهنمائی های به عمل آمده در حین بازدید های بالینی و مشارکت در اعمال جراحی و شبیه سازان تعاملی قابل برنامه ریزی بیمار.
مطالعات مقایسه ای میان تکنولوژی های شبیه ساز از زوایای متعدد آموزش پزشکی (مانند آناتومی، فیزیولوژی، فارماکولوژی، مهارتهای جراحی، مدیریت شوک و اعمال تهاجمی) بصورتی متداوم نتایج آموزشی برتری داشته اند، شکایات کمتری از جانب بیماران را برانگیخته اند، پذیرش کاروزر بالاتری داشته اند و استفاده از زمان و منابع آموزشی را بهینه تر کرده اند. (90-99)

دلیل دیگر برتقدم حتمی آموزش پزشکی مبتنی بر شبیه سازی را در می توان در دانشکده جراحان ایالات متحده (ACS) مشاده کرد که شبیه ساز TraumaMan® را به جای استفاده از اجساد انسانی و حیوانی در برنامه ATLS (Advanced Trauma Life Support) خود تایید و پیاده سازی کرده است.

به علاوه، در سال 2006، ACS اصلاحات آموزشی جامعی را به اجرا در آورد که طی آن با کمک تجمیعی از انواع شبیه سازها توانست بکارگیری حیوانات در کنفرانس ها و برنامه های آموزشی خود را حذف کند. همچنین Education Institutes Program را اجرا نمود تا همین نتیجه را در برنامه های آموزش جراحی نیز بدست آورد. (100)

 

 

محدودیت های علمی مدل های حیوانی


مطالعات حیوانی قادر به تایید یا رد نظریه های مربوط به فیزیولوژی یا پاتولوژی انسان نیستند. تحقیقات بالینی انسانی تنها راه برای سنجش چنین نظریه هایی است. در بهترین حالت، آزمایشات حیوانی میتوانند نظریه های جدیدی را پیش رو بگذارند که شاید به انسان مرتبط باشد (101، 102). در عین حال، روش های بسیار برتر دیگری برای نیل به این نظریه های جدید نیز وجود دارد. (2، 101)

آزمایشات حیوانی چقدر ارزش دارند؟

بررسی کمیته مدرنسازی تحقیقات پزشکی روی 10 مدل حیوانی تصادفی از بیماری های انسانی هیچ تاثیر مهمی از این آزمایشات را بر سلامت انسان نیافت (103). اگرچه به امراضی که بصورت مصنوعی در حیوانات ایجاد شده بودند نامهایی متناظر با بیماری های انسانی که بنا بود شبیه سازی اش کنند تخصیص داده شده بود ولی هم از حیث دوره بالینی و هم علت کاملا با متناظر انسانی شان متفاوت بودند.
همچنین، این مطالعه نشان داد که درمانهای موثر روی حیوانات یا بر انسان تاثیر چندان نداشتند و یا اثرات جانبی شدیدی را ایجاد میکردند. (103)

زمانی که پزشکان MRMC پروژه های خاصی از تحقیقاتی حیوانی را ارزیابی میکردند، آنچه بصورت سازگار درمی یافتند این بود که ارتباطشان با درک یا درمان بیماری ها بسیار اندک یا هیچ بود. (104-110)
بازبینی MRMC آشکار ساخت که به دلیل تفاوت مدل های حیوانی با بیماری های انسانی، محققین نیز آن جنبه هایی از مرض حیوانی را بررسی میکردند که نمایانگر ویژگی های آن بیماری در انسان هستند و کلا تفاوتهای بنیادین ساختاری، فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی موجود را نادیده گرفته و کنار میگذارند.

از آنجایی که فرآیند غالب بیماریها تاثیراتی به گستردگی کل سیستم را دارد و تعداد زیادی فاکتور متداخل را در بر میگیرد، تمرکز روی تنها یک جنبه از بیماری پیچیدگی حقیقی ارگانیزم های زیستی را اشتباه نشان میدهد. آزمایشات حیوانی بر عکس تحقیقات بالینی انسانی، به معنای دستکاری امراضی است که بصورت مصنوعی ایجاد شده اند. به علاوه، محیط بسیار غیر عادی آزمایشگاهی نیز حیوانات را تحت فشار روانی قرار میدهد و این فشار روانی با تغییر دادن نبض، فشار خون، سطوح هورمونی، فعالیتهای ایمونولوژیکی و تعداد فراوانی از سایر عملکردها، کل ارگانیزم را تحت تاثیر قرار میدهد. (111، 112)

حقیقت این است که بسیاری از «کشفیات» آزمایشگاهی صرفا انعکاسی از مصنوعات آزمایشگاهی هستند. (10، 113-119)

به عنوان مثال، نمونه مصنوعی سکته های ایجاد شده در حیوانات آزمایشگاهی بصورتی مداوم محققین را گمراه کرده (117، 120). Macleod et al. گزارشی از بیش از 4000 تحقیق را ارئه میدهد که کارایی بیش از 700 دارو را بر اساس مدل های حیوانی برای سکته ثابت میکردند (121). متعاقب آن، در حدود 150 دارو وقتی در آزمایشات بالینی انسانی آزمایش شدند، هیچگونه تاثیر مثبتی برجا نگذاشتند (122).
تنها فعال کننده پلاسمینوژن نوترکیب انسانی (rt-PA) که در طول یک حمله سه ساعته سکته مورد نظارت قرار گرفته در کاهش علائم موثر شناخته شد اما با خونریزی داخل مغزیده برابری مرتبط بوده و میزان زنده ماندن را افزایش نداد. (123)

David Wiebers et al. اینطور استنتاج میکند که: «در نهایت، پاسخ بسیاری از سوالات ما در خصوص پاتوفیزیولوژی زیرین و درمان سکته، در ادامه تلاش برای مدلسازی کاملتر موقعیت انسانی در حیوانات نهفته نیست بلکه در توسعه تکنیکهایی است که ما را به مطالعه بنیادی تر متابولیزم، پاتوفیریولوژی و تصویر سازی آناتومیکی جزئی انسان های زنده قادر سازند.» (117)
از سال 1990، چندصد ژن درمانی که در مطالعات حیوانی موفق بوده اند روی هزاران بیمار در سرتاسر جهان آزمایش شده اند و با این وجود به نظر میرسد تنها یک ژن درمانی، برای کودکان مبتلا به نقص حاد سیستم ایمنی X-SCID، موفق باشد. از میان ده کودکی که با موفقیت درمان شده اند، سه نفر از آنان مبتلا به leukemia شدند و یکی از آنان نیز به همین دلیل جانش را از دست داد – یکی از عوارض جانبی که آزمایشات حیوانی نتوانستند پیش بینی کنند – و وزارت غذا و داروی ایالات متحده (FDA) را وادار کرد تا دستور توقف چندین آزمایش ژن درمانی را در سال 2005 صادر کند. (124، 125)

بطور مشابه، یکی از روش های ژن درمانی که سگهای مبتلا به هموفیلی را درمان کرد و با سر و صدای زیادی هم همراه شد، در سال 2004 به دلیل «مشکلات ایمنی در آزمایشات انسانی که در آزمایشات حیوانی پیش بینی نشده بودند» مانند آسیب به کبد کنار گذاشته شد. (126، 127)

آزمایشات حیوانی بصورتی متداوم گمراه کننده هستند (128). Milrinone امید به زندگی رتهایی که بصورت مصنوعی به ایست قلبی مبتلا شده بودند را افزایش داد اما انسانهایی که این دارو مصرف کردند با رشد 30% نرخ مرگ و میر مواجه شدند. (129)

Fialuridine در آزمایشات حیوانی ایمن به نظر رسید اما در 7 نفر از 15 انسانی که مصرف اش کردند منجر به از کار افتادگی کبد شد که 5 نفر از آنان جانشان را از دست دادند و 2 نفر به پیوند کبد نیاز پیدا کردند. (130)

آزمایشات حیوانی قادر به پیش بینی آنورمالی های خطرناک دریچه های قلب ناشی از مصرف داروهای رژیمی همچون fenfluramine و dexfenfluramine در انسان نبودند. (131)
درمان جایگزینی هورمون نیز خطر بیماری های قلبی، سرطان سینه و سکته در زنان را افزایش داد در حالیکه آزمایشات روی موشها، خرگوشها، خوکها و میمونها نتیجه ای عکس آنرا پیش بینی کرده بودند. (132)

مسکن پرمصرف vioxx، در آزمایشات حیوانی برای قلب بی خطر و حتی مفید تشخیص داده شد اما در سال 2004 به دنبال ایجاد 320000 حمله قلبی، سکته و موارد ایست قلبی که 140000 مورد از آن کشنده بود از بازار جهانی جمع آوری و دور ریخته شد. (133)
David Graham، مدیر سازمان علم و وداروی ایمنی داروهای FDA داروی Vioxx را اینطور توصیف کرد: «بزرگترین فاجعه ایمنی دارو در تاریخ کشور و دنیا » (134)

آزمایشات حیوانی نتوانستند کوری نسبی یا کامل ناشی از مصرف داروی رایج viagra برای ناتوانی جنسی در برخی مردان را پیش بینی کند. (135، 136)

به رغم آزمایشات حیوانی گسترده و دلبخواهی، واکنش های شدید منفی به دارو ها پنجمین عامل اصلی مرگ و میر در ایالات متحده یعنی عامل بیش از 100000 مرگ درسال است. (137)
در مارس 2006 در لندن، یک داروی جدید ضد التهاب به نام TNG1412 موجب واکنش های مهلکی همچون چندین مورد از کار افتادگی ارگانها در تمام 6 داوطلب فاز اول آزمایشات بالینی شد و این به رغم «اثبات ایمنی» آن در آزمایش روی میمونهایی شد که دز مصرفی شان 500 برابر دز مصرفی انسانی بود.

بسیاری از مفسرین اشاره دارند که آزمایشات حیوانی احساس کاذبی از ایمنی را موجب می شوند. این واقعه درخواست لزوم آزمایشات بازبینی ایمنی دارو و طراحی مطالعات بالینی را برانگیخت. (138)

برای اندازه گیری میزان سرطانزایی مربوط به شیرین کننده مصنوعی saccharin با آزمایشات حیوانی، دز تطبیق یافته با وزن از saccharin که بصورت روزانه به رتها خورانده میشود معادل 1100 بطری نوشابه حاوی saccharin توسط انسان است. این حجم عظیم، صرفنظر از میزان سرطانزایی حقیقی عنصر، به تنهایی در سطوح عادی تماس انسانی میتواند منجر به سرطان شود. (116)

استقرا و تعمیم این داده ها به انسان با مشاهده اینکه سرطان مثانه ناشی از saccharin تنها در رتهای نر بروز میکنند، پیچیده تر خواهد شد. بعدها مشخص شد که رتهای نر در مقایسه با ماده ها پروتئتنی را در مقادیر بیشتر دارند (این پروتئین در انسان غایب است) که با saccharin ترکیب شده و کریستال های محرک و التهاب زایی را در مثانه رتهای نر ایجاد میکرد که به سرطان منتهی میشد.
این حقیقت که برخی رتها مبتلا به سرطان شدند ثابت نکرد (و نمیکند) که آیا saccharin در انسان سرطانزا هست یا خیر. (139)

بصورت مشابه، شیرین کننده مصنوعی به نام aspartame به رغم 40 سالی که از مصرف انسانی آن میگذرد، در بیش از 9000 محصول غذایی و نوشیدنی در سرتاسر جهان بکار میرود و با وجود نامربوطی آزمایشات حیوانی با انسانها، همچنان روی حیوانات آزمایش می شود و مراجع قانون گذار همچنان مشغول ارزیابی چنین مطالعاتی هستند. اخیرا، مطالعه ای که در سال 2005 در ایتالیا روی 1800 رت انجام گرفت، افزایش خطر lymphomas و leukemias در رتهایی که با aspartme تغذیه شده اند را نشان داد- اما فقط در ماده ها. (140)

یک مطالعه اپیدمولوژیکی NCI شامل 340045 مرد و 226945 زن که در نشست سال 2006 اجتماع تحقیقات سرطان آمریکا ارائه شد، نتایج آزمایش روی رتها را رد کرد. (141) در نتیجه، گرچه رتهای نر بر اثر Saccharin مبتلا به سرطات مثانه شدند و ماده ها بر اثر Apartame مبتلا به Lymphomas و Leukemias شدند، هیچگونه ریسک ابتلا به سرطان در این شیرین کننده ها در هیچیک از دو جنس در انسانها یافت نشده. دانشمندان دریافته اند که حتی در میان انسانها هم عواملی همچون جنسیت، نژاد، سن و سلامت می توانند بصورت چشمگیری کارکرد داروها را متاثر کند. (142، 143)

شاید بهترین مثال از اختصاصی بودن اثر داروها از اثبات این مساله حاصل شود که حتی دوقلوهای تک تخمکی نیز پاسخ های مختلفی به داروها نشان میدهند و این تفاوت با بالا رفتن سن دوقلوها تشدید می شود. (144)

واضح است که استقراء میان گونه ای داده ها، خطرناکتر از درون گروهی است. بنا به آمار حیرت انگیز FDA، 92% از کل داروهایی که در آژمایشات حیوانی ایمن و از لحاط درمانی موثر شناخته می شوند، در طول آزمایشات بالینی انسانی به دلیل مسمویت زایی و یا ناکارآمدی شکست خورده و در نتیجه تایید نمیشوند. (145-147)

به علاوه، بیش از نیمی از 8% باقی مانده از داروها که تایید FDA را دریافت میکنند نیز بعدها به علت اثرات جانبی شدید و عیر منتظره یا از بازار جمع آوری میشوند و یا مجددا برچسب گذاری می شوند. (148)

 

 

ریسک آزمایشات حیوانی


آزمایشات حیوانی در کنار اتلاف منابع کمیاب و ارائه نتایج گمراه کننده، خطرات بزرگی را نیز برای سلامت انسان به همراه دارند.
این طرز فکر که دانش علمی، توجیه کننده و نیازمند آسیب زدن به موجودات بی گناه است، تمام آسیب پذیران را در معرض خطر قرار میدهد. حتی پس از آنکه انجام آزمایش روی زندانیان توسط نازی ها و ژاپنی ها، جهان را وحشت زده کرد محققین آمریکایی درمان سیفیلیس مردان آفریقایی تبار آمریکایی را انکار کردند تا بتوانند به پیشرفت طبیعی این بیماری دست یابند. (149)
آنها به عمد دانش اموزان و اقلیتها را در معرض مواد شیمیایی سمی قرار دادند تا سطوح ایمن تماس با آفت کش ها را شناسایی کنند. (150)
آنها عمدا هزاران شهروند بی خبر را در معرض باکتری کشنده قرار دادند تا سلاح های بیلوژیکی را تست کنند. (151)
آنان سلول های سرطانی را به بیماران خانه های سالمندان تزریق کردند. (149)
بیماران بی خبر را در معرض آزمایشات تابش های خطرناک قرار دادند. (152)
و به رغم وجود کوچکترین شانسی برای موفقیت، اندام نخستی های غیر انسان و خوکها را به کودکان، بیماران شدید و افراد فقیر پیوند زدند. (153)

Robert Jay، روانپزشک معتقد است این ذهنیت «علم به هر قیمتی»، میتواند توجیه علمی هولوکاست باشد. (154)
به علاوه، انسانها از طریق آزمایشات حیوانی در معرض طیف وسیعی از ویروس های کشنده نخستی های غیر انسان قرار گرفته اند. در حدود 16 کارمند آزمایشگاه توسط ویروس Marburg و سایر ویروس های میمونها جانشان را از دست داده اند و 2 مورد شیوع گسترده Ebola در کلونی های میمون آمریکا رخ داده است. (155-157)
واکسن های فلج اطفال که در کلیه میمونها رشد داده شده بودند، میلیونها آمریکایی را در معرض ویروس 40Simian قرار دادند که موجب میشود سلولهای انسانی دچار ترادیسی in vitro خطرناک شده و در چندین سرطان انسانی مشاهده شده است. (158)
محققین با نادیده گرفتن خطراتی که آشکارا سلامت عمومی را تهدید میکرد، سلول های مغز استخوان بابون را به یک بیمار مبتلا به ایدز تزریق کردند و این آزمایش ناموفق بود. (159)
به علاوه، تعداد زیادی از ویروس های بابون، که این بیمار می توانسته به سایر انسانها انتقال دهد نیز ممکن است همراه مغز استخوان بوده باشند. بی تردید، آزمایشات حیوانی ممکن است آغازگر اپیدمی ایدز بوده باشند. HIV-1 که ویروس اولیه ایدز است، تفاوت فاحشی با تمام ویروس های موجود در طبیعت دارد و مدارکی موجود است که ثابت میکند یا از تولید واکسن فلج اطفال با استفاده از بافتهای میمونها نشات گرفته (160، 161) یا حین تولیدات آزمایشگاه های آمریکا که در آنها ویروس های شبیه HIV توسط محققین سرطان و سلاح های بیلوژیکی در اوایل دهه 70 ساخته میشدند. (162)

 

تماس انسان با بافتهای حیوانی بر اثر xenotransplant میتواند اپیدمی هایی با ویروس های کشنده چون ebola را موجب شود:

7

 

بسیاری از سیاستگزاران و گروه های صنعتی ذینفع، بدون درس گرفتن از اپیدمی ایدز همچنان از پیوند اعضای حیوانات به انسان (خوک و نخستی ها) به نام Xenotransplant ها حمایت میکنند. این روش در گذشته شکست خورده و به احتمال قوی به دلیل پس زدن بافت، ناممکن بودن آزمایش بافتهای حیوانی برای پاتوژنهای ناشناخته و هزینه جلوگیری کنندهدر آینده نیز با شکست مواجه خواهد شد. (163-165)
بطور مشابه، حوزه رو به رشد مهندسی ژنتیک شامل افزوردن عناصر ژنتیکی به سلولهای حیوانی برای تغییر قالب رشدی حیوانات یا وادار کردن حیوانات به ساخت پروتئین های انسانی در شیر، گوشت یا ادارشان است. بهره برداری از این پروتئین ها خطرات جدی را برای سلامت انسان به همراه دارد مانند قرار گرفتن در معرض پاتوژنها (ویروسها، پریون ها و سایر ریز ارگانیسمها) (166، 167)، توسعه بد خیمی ها(168، 169)، واکنش های آلرژیک (170) یا مقاومت در برابر آنتی بیوتیکها (171).
این نگرانی ها عامل اعمال ممنوعیت روی rBGH، یک هورمون رشد گاوی مهندسی ژنتیکی شده که تولید شیر توسط گاوها را افزایش میدهد، در اتحادیه اروپاست. (172)

 

 

اهمیت تحقیقات بالینی

عموما، کشفیات علمی با مشاهدات بالینی آغاز می شوند (9، 10) که در ادامه، آزمایشات حیوانی تلاش میکنند با امراضی که بصورت مصنوعی در حیوانات آزمایشگاهی ایجاد شده اند تقلیدشان کنند. (7)
این محققین تمایل دارند داده های حیوانی که با یافته های بالینی گذشته همخوانی دارد را پررنگ کنند و داده های حیوانی متناقض (که غالبا هم پرتعداد هستند) را دست کم گرفته یا نادیده میگیرند.
اگرچه مدافعین آزمایشات حیوانی بصورتی مداوم از کشفیاتی که در حقیقت در محتوای آزمایشگاهی رخ داده اعتبار کسب میکنند (7) بسیاری از پزشکان بالینی، نقش بنیادین تحقیقات بالینی انسانی را دریافته اند. 
Paul Beeson به عنوان یک پزشک، با بازبینی تاریخچه هپاتیت اینطور نتیجه گیری کرد که: «پیشرفت در شناخت و مدیریت بیماری انسانی باید با مطالعه خود انسان شروع شود و پایان پذیرد... هپاتیت یک مثال خالص از پیشرفت با مطالعه انسان است اما به هیچ عنوان غیرطبیعی نیست. در حقیقت، بیشتر شبیه یک قانون است. برای اشاره به سایر نمونه ها: آپاندیس، تب مفاصل، تب حصبه، کولیت اولسراتیو و هیپر پاراتیروئیدیسم (11)

بصورت مشابه، کشفیات کلیدی در ایمونولوژی (12)، هوشبری (13)، کمکهای اولیه (173)، مصرف الکل (71، 174) و سایکو فارماکولوژی(175، 176) همگی تحقیقات و بررسی های بالینی انسانی مبتنی بوده اند.
به علاوه، تحقیقات بالینی تنها روشی است که به کمک آن میتوان آموزش سلامت عمومی و برنامه های پیشگیرانه کارایی را توسعه داده و ارزیابی نمود.

 

 

روش های غیر حیوانی


در علم، همواره راه های زیادی برای اشاره به یک سوال وجود دارد. آزمایشات حیوانی عموما ناکارآمدتر و غیرقابل اتکاتر از بسیاری از روش های غیرحیوانی هستند. این روشها عبارتند از:


1. اپیدمولوژی (مطالعه جمعیت های انسانی)

تحقیقات پزشکی همواره در تلاش بودند تا علل زیرین بیماریهای انسانی را دریابند تا بتوانند اقدامات مقتضی برای پیشگیری و درمان را انجام دهند. مطالعه جمعیت های انسانی بر خلاف امراض مصنوعی مدلهای حیوانی که کلا در علت و مکانیزم با امراض انسانی متفاوت هستند، بسیار پربازده بوده اند.
به عنوان نمونه، شناسایی بزرگترین عوامل خطرزای بیماری قلبی شریانی، همچون سیگار کشیدن، فشار خون بالا و سطوح بالای کلسترول، که در تکنیکهای پیشگیرانه بسیار مهم اند از مطالعات اپیدمیک حاصل شده اند. (177)
بصورت مشابه، مطالعه جمعیت ها نشان داده اند که استعمال بلند مدت سیگار از سال های ابتدایی بزرگسالی، نرخ مرگ و میر منحصر به سن را سه برابر میکند اما ترک در سن 50 سالگی، خطر را به نصف کاهش داده و ترک در سن 30 سالگی این خطر را تقریبا بطور کامل از بین میبرد. (178)
توان بالقوه ی اپیدمولوژی را میتوان در حوزه رو به گسترش اپیدمولوژی مولکولی مشاهده کرد. محققین قادر به تحلیل خصایص سلولی و مولکولی مبتلایان به سرطان یا نواقص بدو تولد، در نتیجه شفاف سازی مکانیزم ها و علل آسیب به DNA و ارائه راه کارهای پیشگیرانه و درمانی موثر هستند. (179)


2. مطالعه بیماران

منبع اصلی دانش پزشکی همیشه مطالعه مستقیم بیماری های انسانی از طریق نظارت دقیق بیماران انسانی بوده است.
مثلا، Dean Ornish به عنوان یک قلب شناس، نشان داده است که رژیم گیاهی کم چرب، ورزش منظم، ترک سیگار و کنترل فشار عصبی می تواند روند بیماری های قلبی را معکوس کند (180). 
بصورت مشابه، Caldwell Esselstyn نشان داده که کاهش سطوح کلسترول از طریق رژیم های گیاهی و مصرف داروهای لازم، بیماری های قلبی را متوقف کرده و غالبا روندشان را معکوس میکند. (181)
Henry Heimlich برای توسعه تکنیکیها و اعمال جراحی که جان هزاران نفر را نجات داده اند منحصرا روی تحقیقات بالینی انسانی تکیه کرده است. شامل روش Heimlich برای قربانیان غرف شدگی و شوک زده، عمل جراحی Heimlich برای جایگزینی مری (لوله گلو) و دریناژ از قفسه سینه(173، 182).
ابزارهای تصویر برداری مدرن همچون اسکنهای CAT، MRI، PET و SPEC نیز تحقیقات بالینی را متحول کرده اند. (183-186)
این ابزار، امکان ارزیابی بیماری های در حال پیشرفت انسانی در بیماران زنده را فراهم کرده و بصورتی گسترده به علم پزشکی یاری می رسانند.

 

3. Autopsies and Biopsies (تشریح مرده و زنده بینی)

نرخ تشریح جسددر ایالات متحده و اروپا بصورتی یکنواخت رو به کاهش بوده است که عمدتا نیز به دلیل بی میل کردن محققین بالینی که ارزش این ابزار تحقیقاتی سنتی را درک کرده اند بوده است. (187، 188) تشریح جسد برای درک فعلی ما از بسیاری از بیماری ها همچون بیماری های قبلی (187)، آپاندیس (187)، دیابت (187، 190) و آلزایمر (104) حیاتی بوده است. اگرچه کارایی تشریح جسد عموما به مرحله کشنده بیماری محدود است، زنده بینی میتواند اطلاعاتی را درباره سایر مراحل بیماری در اختیار بگذارد.

بیوپسی تشخیصی با سوزن(Diagnostic needle biopsies) و درون زنده بینی غالبا یک دستاورد ایمن از بافتهای انسانی حاصل از بیماران زنده را ممکن میسازذ. به عنوان نمونه، درون زنده بینی نشان داده است که سرطان روده بزرگ از تومورهای خوش خیم به اسم adenomas مشتق میشوند. به عکس، سرطان روده بزرگ در یک مدل حیوانی پیشتاز، فاقد این توالی ورم غده ای خوش خیم به سرطان بود. (191، 192). زنده بینی قطعه کوچک پوستی (با مویرگ سالم) میتواند به عنوان یک ابزار قبل یا حین آزمایشات بالینی داروهای جدید بکار رفته و چه بسا می توانست به عنوان نمونه خطرات قلبی رگی Vioxx را پیش از ورود به بازار آشکار سازد. (193)

 

اسکن PET قادر به شناسایی نواحی فعال مغز در شرایط مختلف است. در این مثال، زمانی که شخص مورد مطاله موسیقی آشنایی را می شوند:

8

 

4. نظارت پس از ورود به بازار

به لطف پیشرفت در تکنیکهای کامپیوتری، امروزه این امکان را داریم که اسناد جامع و مفصل اثرات جانبی داروها را نگه داریم (194). یک پایگاه داده مرکزی حاوی این اطلاعات که از نظارت پس از ورود به بازار حاصل شده امکان شناسایی سریع داروهای خطرناک را فراهم میکند (195).
یک سیستم داده ای اینچنینی همچنین قادر است احتمال تشخیص اثرات جانبی غیر منتظره و مفید را نیز بالابرد.

بی تردید، خواص ضدسرطانی درمانهایی همچون prednisone (196)،نیتروژن گاز خردل (197) و actinomycin D (198)؛ تاثیر آرامبخشی chlorpromazine (199) و بهبود خلق توسط ضد افسردگی های MAO-inhibitors (200) و tricyclic (201) همگی با مشاهدات بالینی از اثرات جانبی داروها کشف شده اند.


5. سایر روش های غیرحیوانی

از اواسط دهه 50 تا اواسط دهه 90، NCI چهارصد هزار ماده شیمیایی را به عنوان عوامل ممکن ضدسرطان مورد بررسی قرار داد که عموما هم روی موشهایی انجام گرفت که به سرطان خون موشی مبتلا شده بودند. (202)
تعداد اندکی از این عناصر که علیه سرطان خون موشی موثر بودند، تاثیری ولو اندک بر کشنده های بزرگ سرطان انسانی داشتند. (203)

اخیرا پیوند سرطانهای انسانی به حیوانات مبتلا به سیستم ایمنی از کار افتاده که پیوند را پس نمیزنند مورد توجه محققین قرار گرفته است.
با این وجود، تعداد اندکی از داروهایی که در این مدل ها رضایتبخش شناخته شدند، در عمل موثر بودند و داروهایی که کارآمدیشان در انسان شناخته شده است غالبا در این مدلها قادر به نشان دادن کارایی خود نیستند. (204)
به عکس، قدرتمندی کشت in vitro بافتها و سلولها به عنوان یک ابزار تحقیقاتی ثابت شده است. NCI امروزه به سمت 60 خط سلول in vitro سرطان انسانی گرایش پیدا کرده که جایگزینی قابل اعتمادتر و کم هزینه تر است (205).

بصورت مشابه، آزمایشات in vitro با کمک سلولهای DNA انسان قادرند بهتر از آزمایشات حیوانی آسیبهای DNA را شناسایی کنند. (206)
داروهای جدید را میتوان روی بافتهای انسانی تست کرد. اینکار میتوانست واکنش مهلک و فاجعه بار به داروی TNG 1412 در آزمایش بالینی لندن در سال 2006 را پیش بینی کند. (138)
شرکتهایی همچون Biopta و Asterand منحصرا با بافتهای انسانی کار میکنند چون بر خلاف بافتهای حیوانی، نتایج حاصله را میتوان مستقیما با استقرا به انسان تعمیم داد. (207)
در خصوص واکسن ها، محققین در گذشته یعنی در سال 1949 دریافته بودند که واکسن های ساخته شده از کشت بافتهای انسانی نه تنها کارآمد تر، ایمن تر و کم هزینه تر از واکسن های ساخته شده از بافت میمونها هستند (208، 209) بلکه خطر جدی آلودگی به ویروس های حیوانی را بطور کامل از بین میبرند (210).

بطور مشابه، بسیاری از آزمایشات حیوانی برای ایمنی واکسن ویروسی توسط تکنیکهای کشت بافت حساس تر و قابل اتکاتر جایگزین شده اند (211، 212).
مدارهای Microfluidic نزدیک ترین حالت به بدن انسان را در یک تراشه فراهم میکنند.
آنها کانالهایی را با سلولهایی از انواع ارگانهای انسانی سازگار میکنند که از طریق بدلهای های خونِ در جریان به هم مرتبط شده اند. با کمک این مدارها، میتوان داروهای جدید را روی یک «سیستم کامل» تست کرد، جایی که برخورد با سلول های انسانی درست به همان ترتیب که در بدن انسان رخ میدهد، خواهد بود. سپس حسگرهای این تراشه ها اطلاعات را برای تحلیل کامپیوتری ارسال میکنند.

مدارهای Microfluidic تضمین میکنند که داده های ارتباطی پیش بینی کننده ی بسیار بهبود یافته از ارگانیزم انسانی در فاز اولیه پیش بالینی ارائه شود. (213) 
اکنون مدلسازی کامپیوتری به حدی پیچیده است که دانشمندان قادر به شبیه سازی in silico ظرف مدت چند دقیقه یا چند ساعت هستند در حالیکه اجرایش با حیوانات ماه ها و حتی سالها به طول می انجامد.

داروها را میتوان بصورتی معقول به کمک کامپیوتر طراحی و سپس روی ارگانهای مصنوعی یا آزمایشات مجازی بالینی تست کرد. گروه های تحقیقاتی در سرتاسر جهان مشغول کار روی «انسان مجازی» هستند که پاسخهای انسانی را دقیق تر از آنچه تا کنون با انواع آزمایشات حیوانی ممکن بوده است پیش بینی خواهد کرد. (214)
میکرو دوز سازی یک پیشرفت غیر منتظره خارق العاده در توسعه داروهاست که بر اصل «بهترین مدل برای انسان، انسان است» استوار می باشد.
میکرو دوز سازی انسانی بر تکنیکهای تحلیلی فرا حساس تکیه دارد و امکان ارائه ایمن دوزهای کم مقدار (در حدود تنها 1% از دوز کامل نرمال)داروهای جدید به عوامل مورد بررسی مورد نظر را فراهم میکند تا فعالیت دارو در بدن انسان تحلیل شود. این تکنیک دقت خود را به اثبات رسانده. نتایج حاصل از تحقیقات میکرو دوز، تناظر 70% با مطالعات تمام دوز را نشان میدهند. (215)
میکرو دوز سازی را باید جایگزین آزمایشات حیوانی گمراه کننده و غیر قابل اتکا نمود و آنرا جزئی از آزمایشات پیش بالینی فاز صفر تمام داروها قرار داد. 
FDA و سازمان اروپایی ارزیابی محصولات دارویی، هر دو از بکار گیری میکرو دوز سازی برای تسهیل و بهبود ایمنی توسعه دارو استقبال کرده اند. (216)

 

 

چرا آزمایشات حیوانی باقی مانده اند؟

اگر آزمایشات حیوانی تا این حد نقص دارند پس چرا باقی مانده اند؟ چندین توضیح ممکن وجود دارد:


1. آزمایشات حیوانی پناهی قانونی را برای صنایع داروسازی و شیمیایی فراهم میکنند.

شرکتهای مسئول، در صورت مرگ یا بروز معلولیت ناشی از محصولات شیمیایی یا واکنش های حاد به داروها میتوانند با اشاره به اینکه «آزمایشات ایمنی» قانونا تجویز شده را روی حیوانات اعمال کرده اند، ادعای تعهد به ایمنی و انجام مسئولیت لازم را مطرح نموده و در نتیجه نیازی به پاسخگویی نخواهند داشت.
به این ترتیب، هنگام پیگیری قانونی صدمات وارده، قربانیان یا خانواده هایشان غالبا دست خالی بیرون می آیند. (14)


2. آزمایشات حیوانی به سادگی منتشر می شوند.

در دنیای دانش آکادمیک با محوریت «منتشر کن یا محو شو»، به اصالت و بصیرت اندکی نیاز است تا یک مدل حیوانی که قبلا به خوبی تعریف شده را انتخاب کرده، متغیری را جا به جا کنید یا گونه دیگری را بکار گیرید و در زمانی کوتاه به یافته هایی «جدید» و «جالب» دست یابید. برعکس، تحقیقات بالینی در عین اینکه مستقیما قابل اجرا روی انسان هستند ولی دشوارتر، زمانبر تر و گرانتر هستند.
به علاوه، تعداد زیاد گونه های در دسترس و بینهایت حالت دستکاری ممکن به محققین این امکان را میدهد که در واقع هر تئوری که به نیازهای سیاسی، حرفه ای و اقتصادی شان خدمت کند را «ثابت کنند». مثلا محققین با آزمایش روی حیوانات «اثبات کرده اند» که سیگار هم موجب سرطان می شود و هم نمیشود – که نتیجه، به مرجع مالی حمایت کننده وابسته است. (217، 218)

 

3. آزمایشات حیوانی خود-جاودان هستند.

حقوق و وضعیت حرفه ای محققین غالبا به امتیازات وابسته است و اثبات تجربه قبلی و تخصص، یک عنصر حیاتی برای موفقیت درخواست نامه های امتیاز است. برای محققینی که با تکنیکیهای آزمایشات حیوانی آموزش دیده اند دشوار یا ناجور است که روش های جدیدی همچون کشت بافت را پیش گیرند.


4. آزمایشات حیوانی پرمنفعت هستند.

جایگاه سنتی مورد احترام آن در علم مدرن پزشکی به پشتیبانی ایمن اقتصادی منتهی می شود که غالبا نیز عنصری تمام از بودجه دانشگاه ها است. بسیاری از مراکز پزشکی سالیانه مستقیما چندصد میلیون دلار برای آزمایشات حیوانی دریافت میدارند. و بطور متوسط 40% بیشتر، برای هزینه های سرباری که ممکن است با آن تحقیق مرتبط باشند.
از آنجایی که بسیاری از مراکز پزشکی که با بازده بالینی رو به کاهش رو به رو شده اند به این ثروت باد آورده برای بخش اعظم هزینه های اجرایی، احداث و تعمیر ساختمانهای شان وابسته اند، با تمجید از آزمایشات حیوانی در رسانه ها و مراجع قانون گذار آن را جاودانه میکنند.


5. آزمایشات حیوانی «علمی تر» از تحقیقات بالینی به نظر میرسد.

محققین غالبا اظهار می دارند که تجربیات آزمایشگاهی «کنترل شده» هستند چرا که قادرند در هر زمان یک متغیر را تغییر دهند. با این وجود، این کنترل در حقیقت وهمی و گمراه کننده است. تمام مدلهای حیوانی از جهات بیشماری با فیزیولوژی و پاتولوژی انسانی متفاوت هستند. به علاوه، خود محیط آزمایشگاهی نیز متغیر های گیج کننده ای را میسازد – مثلا فشار روانی یا پاتولوژی ناشناخته یا ناخواسته در حیوانات.
این متغیرها تاثیراتی را روی کل سیستم دارند، نتایج آزمایشات را منحرف میکنند و امکان استقرا یافته ها به انسان را از بین میبرند.

 

6. اخلاقی بودن آزمایشات حیوانی به ندرت از جانب محققینی که به جای مواجه شدن با مسائل واضح اخلاقی برخواسته از آن، با تعصب از این اعمال دفاع میکنند زیر سوال میرود. (219-222)

زبان آزمایشگران حیوانی، تلاش شان برای اجتناب از اخلاقیات را فاش میسازد. مثلا آنان حیوانات را نمیکشند بلکه «قربانی میکنند» و ممکن است به «پریشانی» حیوانات اشاره کنند اما به ندرت درد و رنج را تصدیق میکنند. (223)
دانشمندان جوان به سرعت از بزرگان می آمورند که خود را با چنین تفکری وفق دهند، همانطور که Arnold Arluke به عنوان یک جامعه شناس شرح میدهد:
«یک پیام - در حقیقت اخطاری- که تازه واردها دریافت میدارند این است که اذعان به داشتن دغدغه های اخلاقی مناقشه برانگیز یا خطرناک است چرا که اینکار به مثابه اعتراف به وجود حقیقی چیزی خلاف اخلاق در آزمایشات حیوانی و فراهم کردن مهمات برای دشمن است.» (223)

E.J. Moore نیز به عنوان یک پزشک اینطور مشاهده کرده:
«متاسفانه پزشکان جوان از ترس به خطر افتادن دورنمای کاری شان نباید حرفی از آزار حیوانات آزمایشگاهی بزنند، حداقل در ملاء عام» (224)

مدارک نشان میدهند که بسیاری از آزمایشگران حیوانی درد و رنج حیوانات را تصدیق نمیکنند و حتی آنرا نمی بینند. به عنوان نمونه، Mary Phillips به عنوان یک جامعه شناس، آزمایشگران حیوانی را مشاهده کرد که رتها را در آزمایشات حاد سم شناسی می کشتند، جوندگان را مبتلا به سرطان میکردند، اعمال جراحی بزرگی را بدون هوشبری پیش از عمل روی حیوانات اجرا میکردند و تعداد زیادی رویه دردناک دیگر را نیز بدون هوشبری و بی حسی روی حیوانات اعمال میکردند و با این حال، هنگام گزارشات سالیانه به سازمان کشاورزی ایالات متحده (USDA) هیچیک از این محققین تصدیق نکردند که حیوانی درد و تشویش بدون مسکن را متحمل شده است. (225)

Phillips اینطور گزارش کرد: «محققین به تناوب به من اطمینان میدادند که حیوانات هرگز در آزمایشگاه هایشان آسیب نمی بینند.... "درد" برایشان به معنای درد شدید ناشی از انجام اعمال جراحی روی حیوانات هوشیار بود و نه چیز دیگر.... زمانی که در مورد رنج روانی و عاطفی پرسیدم، بسیاری از محققین پاسخی نداشتند» (225)
بصورت مشابه، مطالعه ای که در ژورنال پزشکی بریتانیا به چاپ رسید دریافت که عصب شناسان کانادایی که یکسال از تجربیات آموزشی شان را روی حیوانات صرف کرده بودند «به حدی خود را در برابر رنج حیوانات سخت کرده بودند که حتی تا مدتها پس از ورود به عرصه کار بالینی هم قادر به تشخیص درد و رنج بیمارانشان نبودند» (226)
دفاع اخلاقی آزمایشگران حیوانی از این عمل، مالی و خودمحوارنه بوده است. آنان عموما به سادگی به منافع احتمالی برای انسان اشاره میکنند و ادعا دارند که هدف وسیله را توجیه میکند. (227، 228)

و با این وجود، به ندرت ادعاهایشان را با مستندات علمی اثبات میکنند. (229) غالبا اضافه میکنند که حیوانات غیر انسان، «پست تر» و در مقایسه با انسان فاقد خصایصی ویژه همچون هوش، ساختار خانوادگی، ارتباطات اجتماعی، توانایی برقراری ارتباط و نوع دوستی هستند.
این در حالیست که تعداد بیشماری از حیوانات غیر انسان – شامل رتها، خوکها، سگها، میمونها و کپی های بزرگ – قادر به استدلال و/یا بروز نوع دوستی هستند. انبوهی از مدارک

وجود دارد که نشان میدهند حیوانات همان بازه عاطفی انسانی را تجربه میکنند. (230-232) مثلا موشها در برابر رنج کشیدن هم سلولیهایشان همدردی میکنند (233)
میتوان زبان اشاره را به شامپانزه ها و گوریل ها آموخت تا بدون حضور انسان به کمک نشانه ها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. (234، 235)

 

 

بسیاری از حیوانات غیر انسان نشان داده اند که عواطف و افکارشان بسیار شبیه انسان است:

51901734543930127956

 

 

به افکار عمومی، که نگران رفاه حیوانات است، اینطور القا شده که حیوانات در آزمایشگاه ها رنج نمیکشند.

آزمایشگران حیوانی غالبا به آمار USDS (که از خود محققین بدست آمده) اشاره میکنند که ادعا دارد تنها 6-8% حیوانات بکار رفته در آزمایشات بدون بی حسی یا بی هوشی درد میکشند. (236) 
با این وجود، موشها، رتها و پرندگان که در ایالات متحده بیش از 90% حیوانات بکار رفته در آزمایشات حیوانی را تشکیل میدهند در حقیقت هیچ حمایتی را بر اساس قانون رفاه حیوانات دریافت نمیدارند. (237)

افکار عمومی به وضوح نسبت به آزمایش روی حیوانات معذب است. به عنوان مثال نتایج یک نظرسنجی که در سال 2006 در انگلستان انجام گرفت نشان داد که 51% از حدود یک میلیون رای دهنده گفتند که با آزمایشات حیوانی موافق نیستند (238). (توضیح مترجم: لازم به ذکر است که انگلستان از پیشروترین کشورها در زمینه تصویب و اجرای قوانین رفاه حیوانات است و این رقم به معنای مخالفت 51 درصدی مردم انگلستان با آزمایشات حیوانی با وجود تضمین تامین رفاه حداکثری است.)

از آنجایی که تحقیقات پزشکی با هدف تامین منافع عمومی انجام میشود و بخش اعظم آن با مالیات مردم و کمکهای مردمی تامین میشود پس باید به نگرانی های آنان احترام گذاشت و به خواسته هایشان ترتیب اثر داد.
ده ها میلیون حیوانی که هر ساله در آزمایشگاه های ایالات متحده بکار گرفته شده و کشته میشوند عموما از ترس و درد جسمانی و تقریبا همیشه به دلیل محرومیت تحمیل شده ناشی از محبوس شدن در شرایطی که به آنان امکان برخورداری از بنیادی ترین نیازهای جسمی و روانی را نمیدهد رنج زیادی را متحمل میشوند.

 

نتیجه گیری

در ارزش آزمایشات حیوانی توسط آنان که با تداوم اش از منافع مالی برخوردار خواهد شد بصورتی شرم آور اغراق شده است.
از آنجایی که آزمایشات حیوانی بر روی پاتولوژی که بصورت مصنوعی ایجاد شده تمرکز دارند، حاوی متغیرهای گیج کننده هستند و به دلیل تفاوت در آناتومی، فیزیولوژی و پاتولوژی بین انسان و عیر انسان غیرقطعی بوده و ذاتا روشی غیر معقول را برای بررسی فرآیند بیماریهای انسانی ارائه میدهند.
اگر بیلیونها دلاری که هرساله به آزمایشات حیوانی اختصاص می یابد به سمت تحقیقات بالینی، اپیدمولوژیکی و برنامه های سلامت عمومی سوق داده شود آنگاه میتوان آنرا در مسیری بهینه تر، کارآمدتر و انسانی تر هزینه نمود.

 

 

 


References and Notes

1. The Physicians Committee for Responsible Medicine (Washington, D.C., www.pcrm.org), the Medical Research Modernization Committee (Cleveland, Ohio, www.mrmcmed.org) and Europeans for Medical Progress (London, U.K., www.curedisease.net) combined have over 10,000 physician and scientist members, most of whom are highly critical of animal experimentation.
2. Barnard ND, Kaufman SR. Animal research is wasteful and misleading. Scientific American 1997; Feb: 80-82.
3. Mukerjee M. Trends in animal research. Scientific American 1997; Feb: 86-93.
4. www.curedisease.net/news/040903.shtml.
5. Loeb JM, Hendee WR, Smith SJ, Schwartz R. Human vs. animal rights:
In defense of animal research. Journal of the American Medical Association
1989; 262: 2716-2720.
6. Botting JH, Morrison AD. Animal research is vital to medicine. Scientific American 1997; Feb: 83-85.
7. Reines BP. On the locus of medical discovery. Journal of Medicine and
Philosophy 1991; 116: 183-209.
8. Reines BP. On the role of clinical anomaly in Harvey’s discovery of the mechanism of the pulse. Perspectives in Biology and Medicine 1990; 34: 128-133.
9. McQuarrie I. The Experiments of Nature and Other Essays from the Porter
Lectures. Lawrence, Kansas, University of Kansas Press, 1944.
10. Peller S. Quantitative Research in Human Biology and Medicine. Bristol,
England, John Wright & Sons, 1967.
11. Beeson PB. The growth of knowledge about a disease: hepatitis.
American Journal of Medicine 1979; 67: 366-370.
12. Good RA. Runestones in immunology. Journal of Immunology 1976;
117: 1413-1428.
13. Good RA. Keystones. Journal of Clinical Investigation 1968; 47: 1466-
1471. Beeson and Good have recently emphasized that they do not oppose animal experimentation, and that they consider it important to medical progress. However, their own articles speak for themselves.
14. Greek CR, Greek JW. Sacred Cows and Golden Geese. New York,
Continuum, 2000.
15. Greek CR, Greek JW. Specious Science. New York, Continuum, 2002.
16. Greek JS, Greek CR. What Will We Do If We Don’t Experiment on
Animals? Medical Research for the Twenty-First Century. Victoria, B.C.,
Trafford, 2004.
17. Brecher R. The Consumers Union Report on Smoking and the Public
Interest. Mount Vernon, Consumers Union, 1963.
18. Doll R, Hill AB. The mortality of doctors in relation to their smoking
habits: A preliminary report. British Medical Journal 1954; 1: 1451-1455.
19. Northrup E. Men, mice, and smoking, in Science Looks at Smoking. New York, Coward-McCann, 1957, p 133.
20. Enterline PE. Asbestos and cancer, in Gordis L (ed). Epidemiology & Health Risk Assessment. New York, Oxford University Press, 1988.
21. Gardner MJ, Snee MP, Hall AJ, et al. Results of case-control study of
leukaemia and lymphoma among young people near Sellafield nuclear
plant in West Cumbria. British Medical Journal 1990; 300: 423-429.
22. Wald ML. Pioneer in radiation sees risk even in small doses. New York
Times Dec 8, 1994, p A1.
23. Stewart A. Alternative sources of risk estimates for cancer effects of radiation.
The Mount Sinai Journal of Medicine 1995; 62: 380-385.
24. Gould JM, Sternglass EJ. Nuclear fallout, low birthweight, and immune
deficiency. International Journal of Health Science 1994; 24: 311-335.
25. Bross ID. Fifty Years of Folly and Fraud “In the Name of Science.»
Buffalo, Biomedical Metatechnology, 1994.
26. Ainley CC, Senapati A, Brown IM, et al. Is alcohol hepatotoxic in the
baboon? Journal of Hepatology 1988; 7: 85-92.
27. Dowling HF. Fighting Infection. Cambridge, Massachusetts, Harvard
University Press, 1977.
28. Parish HJ. Victory with Vaccines. Edinburgh and London, E&S
Livingstone Ltd., 1968.
29. Paul JR. History of Poliomyelitis. New Haven, Yale University Press,
1971.
30. Sabin AB. Statement of Albert B. Sabin, M.D. Hearing before the Subcommittee on Hospitals and Health Care of the Committee on Veterans’ Affairs of the House of Representatives, April 26, 1984, serial no. 98-48.
31. Enders JF, Weller TH, Robbins FC. Cultivation of the Lansing strain
of poliomyelitis virus in cultures of various human embryonic tissue.
Science 1949; 109: 85-86.
32. Domingo RT, Fries C, Sawyer P, Wesolowski S. Peripheral arterial
reconstruction. Transplantation of autologous veins. Transactions of the
American Society of Artificial Internal Organs 1963; 9: 305-316.
33. Hume D. Experiences with renal homotransplantation in the human
subject. Journal of Clinical Investigation 1955; 34: 327-381.
34. American Medical Association Council on Scientific Affairs. Animals
in research. Journal of the American Medical Association 1989; 261:
3602-3606.
35. Bailar JC III, Gornik HL. Cancer undefeated. New England Journal of
Medicine 1997; 336: 1569-1574.
36. Beardsley T. A war not won. Scientific American 1994: 270(1); 130-138.
37. Jamal A, Thomas A, Murray T, Thun M. Cancer Statistics, 2002. CA
Cancer Journal for Clinicians 2002; 52: 23-47.
38. US General Accounting Office. Cancer Patient Survival: What Progress
Has Been Made? Washington, DC, General Accounting Office, 1987.
39. Bailar JC, Smith EM. Progress against cancer? New England Journal of
Medicine 1986; 314: 1226-32.
40. Dulbecco R. A turning point in cancer research: Sequencing the human
genome. Science 1986; 231: 1055-1056.
41. Leavitt J. The case for understanding the molecular nature of cancer:
Some recent findings and their implications. Medical News Sept 9, 1985.
42. Bross I. Crimes of Official Science. Buffalo, Biomedical Metatechnology,
1987.
43. Hahn WC, Counter CM, Lundberg AS, Beijersbergen RL, Brooks MW,
Weinberg RA. Creation of human tumour cells with defined genetic
elements. Nature 1999; 400: 464-467.
44. Lab Animal June 2001; 30 (6): 13.
45. Leaf C. Why we’re losing the war on cancer – and how to win it.
Fortune Magazine March 22, 2004.
46. Gardner MB, Luciw PA. Animal Models of AIDS. FASEB Journal 1989;
3: 2593-2606.
47. O’Niel, SP et al. Progressive infection in a subset of HIV-1 positive
chimpanzees. The Journal of Infections Diseases 2000; 182 (4): 1051-1062.
48. Novembre FJ et al. Rapid CD4+ T-cell loss induced by human immunodeficiency virus type 1NC in uninfected and previously infected chimpanzees. The Journal of Infections Diseases 2001; 75 (3): 1533-1539.
49. Stott J, Almond N. Assessing animal models of AIDS. Nature Medicine
1995; 1: 295-297.
50. Shortcomings of AIDS-Related Animal Experimentation. New York,
Medical Research Modernization Committee, 1996..html.


51. Wyand MS. The use of SIV-infected rhesus monkeys for the preclinical
evaluation of AIDS drugs and vaccines. AIDS Research and Human Retroviruses 1992; 8: 349-356.
52. Johnston MI. The role of nonhuman primate models in AIDS vaccine
development. Molecular Medicine Today 2000; 6: 267-270.
53. National Institute of Allergy and Infectious Diseases. Clinical Research
on HIV Vaccines May 2005. www.niaid.nih.gov/factsheets/clinrsch.htm.
54. DeVita Jr. VT, Hellman S, Rosenberg SA. AIDS Etiology, Diagnosis, Treatment, and Prevention, 3rd Edition. Philadelphia, JB Lippincott, 1992.
55. Mitsuya H, Weinhold KJ, Furman PA, et al. 3’-Azido-3’deoxythymidine
(BS A509U). Proceedings of the National Academy of Sciences USA 1985;
82: 7096-7100.
56. Soudeyns H, Yao X-J, Gao Q, et al. Anti-human immunodeficiency virus
type 1 activity and in vitro toxicity of 2’-deoxy-3’-thiacytidine (BCH
189), a novel heterocyclic nucleoside analog. Antimicrobial Agents and
Chemotherapeutics 1991; 35: 1386-1390.
57. Roberts NA, Martin JA, Kinchington D, et al. Rational design of peptide-
based HIV proteinase inhibitors. Science 1990: 248; 358-361.
58. Giannelli MA. Three blind mice, see how they run: A critique of behavioral
research with animals, in Fox MW, Mickley LD (eds). Advances in Animal Welfare Science 1985/86. Washington DC, Humane Society of
the United States, 1985, pp 109-164.
59. Cohen MJ. The irrelevance of animal experimentation in modern psychiatry
and psychology, in Cohen MJ, Natelson N (eds) Facing the
Challenge. Alexandria VA, Concern for Helping Animals in Israel,1991, pp 91-107
60. Cohen MJ. Animal testing [letter]. Psychiatric News. Nov 20, 1987.
61. Bannister D. The fallacy of animal experimentation in psychology, in
Sperlinger D (ed). Animals in Research. New York, John Wiley & Sons,
1981, pp 307-317.
62. Bannister D. The myth of physiological psychology. Bulletin of the British
Psychological Society 1968; 21: 229-231.
63. Shapiro K. Animal Models of Human Psychology: Critique of Science,
Ethics and Policy. Seattle, Hogrefe & Huber, 1997.
64. Plous S. Attitudes towards the use of animals in psychological research
and education: Results from a national survey of psychologists. American
Psychologist 1996; 51: 1167-1180.
65. Bowlby J. Maternal care and mental health. Geneva, WHO Monograph
Series, No. 2, 1952.
66. Spitz RA, Wolf KM. Anaclitic depression. Psychoanalytic Studies of the
Child 1946; 2: 313-342.
67. Cohen MJ. A critique of the use of maternally deprived monkeys to
study alcohol abuse. MRMC Report 1996; 9(1): 1-2.
68. Cohen MJ. A critique of maternal deprivation monkey experiments
at The State University of New York Health Science Center. MRMC
Report 1996; 9(4): 1-8.
69. Scientists reveal significant behavioral impacts of early life stress, the
importance of timed therapies to counteract them. OHSU News Release
October 24, 2004. www.ohsu.edu/news/2004/102404stress.html.
70. Kelly JA. Psychological research and the rights of animals: Disagreement
with Miller [letter]. American Psychologist 1986; 41: 839-841.
71. Dole VP. On the relevance of animal models to alcoholism in humans.
Alcoholism Clinical and Experimental Research 1986; 10: 361-363.
72. Lee T. Gene Future. New York, Plenum Pr, 1993, p 177.
73. Clarke LL, Grubb BR, Gabriel SE, Smithes O, Koller BH, Boucher RC.
Defective epithelial transport in a gene-targeted mouse model of cystic
fibrosis. Science 1992; 257: 1125-1128.
74. Zbinden G, Flury-Roversi M. Significance of the LD50 test for the toxicological evaluation of chemical substances. Archives of Toxicology 1981; 47: 77-99.
75. Fano A. Lethal Laws: Animal Testing, Human Health and Environmental
Policy. London, Zed Books, 1997, pp 157-159.
76. Stephens M. Replacing animal experiments, in Langley G (ed). Animal
Experimentation: The Consensus Changes. New York, Chapman and Hall,
1989, pp 144-168.
77. Clemedson C, McFarlane-Abdulla E, Andersson M, et al. MEIC evaluation
of acute systemic toxicity. Alternatives to Laboratory Animals 1996;
24 (Suppl 1): 273-311.
78. Shrivastava R. In vitro tests in pharmacotoxicology. Alternatives to
Laboratory Animals 1997; 25: 339-340.
79.  http://www.oecd.org/document/55/0,23...2349687_1_1_1_
1,00.html.
80. Sharpe R. The Draize test – motivations for change. Food and Chemical
Toxicology 1985; 23: 139-143.
81. Freeberg FE, Hooker DT, Griffith JF. Correlation of animal eye test data
with human experience for household products: An update. Journal of
Toxicology – Cutaneous & Ocular Toxicology 1986; 5: 115-123.
82. Langley G, Fisher G. New Perspectives in Cosmetic Toxicology: Non-animal
Tier-Testing Strategies. London, International Fund for Animal
Welfare, 1995.
83. Lave LB, Ennever FK, Rosenkranz HS, Omenn GS. Information value
of the rodent bioassay. Nature 1988; 336: 631-633.
84. Seidle T. Creative Accounting: (Mis)judging the costs and benefits of rodent
cancer studies by the UK Home Office May 2006. PETA Europe Limited.
www.peta.org.uk/feat/pdf/Creative_Accounting.pdf.
85. Worth AP, Balls M (eds). Alternative (non-animal) methods for chemical
testing: Current status and future prospects. Alternatives to Laboratory
Animals 2002; 30 (Suppl 1): 83-93.
86.  http://dtp.nci-nih.gov/branches/btb/ivclsp.html.
87. Kerkvliet GK. Drug discovery screen adapts to changes. Journal of the
National Cancer Institute 1990; 82: 1087-8.
88. Bailey J, Knight A, Balcombe J. The future of teratology research is in
vitro. Biogenic Amines, 2005; 19 (2): 97-145.
89. www.pcrm.org/resch/meded/index.html.
90. Fawver AL, Branch CE, Trentham L, Robertson BT, Beckett SD. A
comparison of interactive videodisc instruction with live animal laboratories.
American Journal of Physiology 1990; 259 (Adv Physiol Educ 4):
S11-S14.
91. Hepner LA. Animals in Education. Albuquerque, NM, Richmond Pub,
1994.
92. Tan GM, Ti LK, Suresh S, Ho BS, Lee TL. Teaching first-year medical
students physiology: Does the human patient simulator allow for more
effective teaching? Singapore Medical Journal 2002; 43: 238-42.
93. Friedrich MJ. Practice makes perfect: Risk-free medical training with
Patient simulators. Journal of the American Medical Association 2002;
288: 2808-12.
94. Kaufmann CR. Surgical simulation: A clinical perspective. Military
Medicine 2003; 168: 16-20.
95. Balcombe J. Medical training using simulation: Toward fewer animals and
safer patients. Alternatives to Laboratory Animals 2004; 32 (supp 1): 553-60.
96. Gordon JA, Oriol NE, Cooper JB. Bringing good teaching cases “to life”:
A simulator-based medical education service. Academic Medicine 2004;
79: 23-7.
97. Issenberg SB, McGaghie WC, Petrusa ER, Gordon DL, Scalese RJ.
Features and uses of high-fidelity medical simulations that lead to effective
learning: A BEME systematic review. Medical Teacher 2005; 27:
10-28.
98. Groopman J. A model patient: how simulators are changing the way
doctors are trained. The New Yorker, May 2, 2005: 48-54.
99. Patel AD, Gallagher AG, Nicholson WJ, Cates CU. Learning curves
and reliability measures for virtual reality simulation in the performance
assessment of carotid angiography. Journal of the American College of
Cardiology 2006; 47: 1796-1802.
100. wwwfacs.org/education/accreditationprogram/index.html.
101. LaFollette H, Shanks N. Animal models in biomedical research: Some
epistemological worries. Public Affairs Quarterly 1992; 7: 113-130.
102. LaFollette H, Shanks N. Brute Science. New York, Routledge, 1997.
103. Kaufman SR, Reines BP, Casele H, Lawson L, Lurie J. An evaluation of
ten randomly chosen animal models of human diseases. Perspectives on
Animal Research 1989; 1 (Suppl): 1-128.
104. Kaufman SR, Czarnecki T, Haralabatos I, Richardson M. Animal models
of degenerative neurological diseases. Perspectives on Medical Research
1991; 3: 9-48.
105. Smith CD. A critique of brain wound research. Perspectives on Animal
Research 1989; 1: 19-24.
106. Buyukmihci NC. Response to Dr. Blakemore’s assertion that work involving
nonhuman animals has led to significantly greater understanding
and treatment of amblyopia. Perspectives on Animal Research 1989;
1: 57-62.
107. Cohen MJ, Black DN, Fouts RS, Dobbs FW. A critique of neurology experiments
at Northwestern University. Perspectives on Medical Research
1993; 4: 22-28.
108. Kaufman SR. Animal models of spinal cord injury. Perspectives on
Medical Research 1990; 2: 1-12.
109. Mack JD, Greenberg RA. Review of scoliosis research at the University
of Michigan. Perspectives on Medical Research 1990; 2: 33-36.
110. Committee on Animal Models in Biomedical Research. Aping Science.
Medical Research Modernization Committee, New York, 1995.
111. Barnard ND, Hou S. Inherent stress: The tough life in lab routine. Lab
Animal Sept 1988, pp 21-27.
112. Balcombe JP, Barnard ND, Sandusky C. Laboratory routines cause animal
stress. Contemporary Topics 2004; 43: 42-51.
113. Hewitt HB. The use of animals in experimental cancer research, in
Sperlinger D (ed). Animals in Research. New York, John Wiley & Sons,
1981.
114. Freedman DA, Zeisel H. From mouse to man: The quantitative assessment
of cancer risks. Statistical Science 1988; 3: 3-28.
115. Smith CD. Head injury research at the University of Cincinnati.
Perspectives on Animal Research 1989; 1: 9-18.
116. Ames BN, Gold LS. Too many rodent carcinogens: Mitogenesis increases
mutagenesis. Science 1990; 249: 970-971.
117. Wiebers DO, Adams HP, Whisnant JP. Animal models of stroke: Are
they relevant to human disease? Stroke 1990; 21: 1-3.
118. Habal MB. The influence of lip repair with and without soft-tissue
undermining on facial growth in beagles [discussion]. Plastic and
Reconstructive Surgery 1988; 82: 756-759.
119. Fernandes D. Animal experimentation: Necessary or not? Cleft Palate
Journal 1989; 26: 258.
120. Wiebers DO, Adams HP, Whisnant JP. Relevance of animal models to
stroke [letter]. Stroke 1990; 21: 1091-1092.
121. Macleod MR, O’Collins T, Howells DW, Donnan GA. Pooling of animal
experimental data reveals influence of study design and publication
bias. Stroke 2004; 35: 1203-8.
122. Macleod M. What can systematic review and meta-analysis tell us
about the experimental data supporting stroke drug development?
International Journal of Neuroprotection and Neuroregeneration 2005;
1: 201.
123. The National Institute of Neurological Disorders and Stroke rt-PA
Stroke Study Group. Tissue plasminogen activator for acute ischemic
stroke. New England Journal of Medicine 1995; 333: 1581-7.
124. Weiss R. Boy’s cancer prompts FDA to halt gene therapy. Washington
Post, March 4, 2005, p A02.
125. Harris G. Gene therapy is facing a crucial hearing. New York Times,
March 3, 2005, p A16.
126. Pollack A. Gene therapy for hemophilia shows some promise. New York
Times, Dec 10, 2002, p F2.
127. Pollack A. Company discontinues trial of hemophilia gene therapy.
New York Times, May 28, 2004, p C2.
128. Sharpe R. Science on Trial. Sheffield, England, Awareness Pub, 1994.
129. Packer M, Carver JR, Rodeheffer RJ, et al. Effect of Oral Milrinone
on Mortality in Severe Chronic Heart Failure. New England Journal of
Medicine 1991; 325: 1468-1475.
130. McKenzie R, Fried MW, Sallie R, et al. Hepatic failure and lactic acidosis
due to fialuridine (FIAU), an investigational nucleoside analogue
for chronic hepatitis B. New England Journal of Medicine 1995; 333:
1099-1105..

پیش فرض
131. Kolata G. 2 top diet drugs are recalled amid reports of heart defects.
New York Times Sept 16, 1997, p A1.
132. Couzin J. Estrogen Research: The great estrogen conundrum. Science,
2003; 302: 1136-1138.
133. Topol EJ. Failing the public health – Rofecoxib, Merck, and the FDA.
New England Journal of Medicine 2004; 351: 1707-1709.
134. Graham DJ. Testimony before the U.S. Senate Finance Committee,
November 18, 2004.
135. McCollough AR. Four-year review of sildenafil citrate, Reviews in
Urology, 2002; 4 (suppl 3): S26-S38.
136. More Viagra, blindness questions. CBS News, June 27, 2005.
www.cbsnews.com/stories/2005/06/27/eveningnews/main704562.
shtml?CMP=ILC-SearchStories.
137. Lazarou J, Pomeranz BH, Corey PN. Incidence of adverse drug reactions
in hospitalized patients. Journal of the American Medical Association 1998;
279: 1200-1205.
138. Editorial. Drugs tests on trial. Nature 2006; 440: 970.
139. Cohen SM, Ellwein LB. Cell proliferation in carcinogenesis. Science
1990; 249: 1007-1011.
140. Soffritti M, Belpoggi F, Esposti DD, Lambertini L. Aspartame induces
lymphomas and leukaemias in rats. European Journal of Oncology 2005;
10: 107-16.
141. Lim U et al. Prospective study of aspartame-containing beverages and
risk of hematopoietic and brain cancers. 97th AACR Annual Meeting,
abstract #4010, April 4, 2006.
142. Gear RW, Miaskowski C, Gordon NC, Paul SM, Heller PH, Levine JD.
Kappa-opioids produce significantly greater analgesia in women than in
men. Nature Medicine 1996; 2: 1184-1185.
143. Berardesca E, Maibach IH. Racial differences in sodium lauryl sulphate
induced cutaneous irritation: Black and White. Contact Dermatitis 1988;
18: 65-70.
144. Fraga MF, Ballestar E, Paz MF, et al. Epigenetic differences arise during
the lifetime of monozygotic twins. Proceedings of the National Academy of
Sciences 2005; 102: 10604-9.
145. www.fda.gov/oc/speeches/2004/phrma0403.html.
146. Innovation or stagnation: Challenge and opportunity on the critical path
to new medical products. U.S. Food and Drug Administration Report,
March 2004, p. 8.  http://www.fda.gov/oc/initiatives/cr...whitepaper.pdf.
147. Harding A. More compounds failing Phase I. FDA chief warns that
high drug attrition rate is pushing up the cost of drug development. The
Scientist Aug. 6, 2004.
148. U.S. General Accounting Office. FDA Drug Review: Postapproval
Risks 1976-1985. Publication GAO/PEMD-90-15, Washington, D.C.,
1990.
149. Barber B. The ethics of experimentation with human subjects. Scientific
American 1976; 234(2): 25-31

150. Eilperin J. EPA using data from chemical tests on humans. Washington
Post, June 17, 2005, p A03.
151. Cole LA. The Eleventh Plague: The Politics of Biological and Chemical
Warfare. New York, W.H. Freeman & Company, 1996.
152. Kiernan V. Radiation doctors abused trust in the name of science. New
Scientist Oct 14, 1995, p 8.
153. Annas GJ. Baby Fae: The “anything goes” school of human experimentation.
Hastings Center Report 1985; 15(1): 15-17.
154. Lifton RJ. The Nazi Doctors. New York, Basic Books, 1986.
155. Preston R. The Hot Zone. New York, Random House, 1994.
156. Cohen MJ. Ebola Alice? Texas Republic 1996; 3(2): 27-30.
157. McKenna MAJ. Monkey virus kills Yerkes researcher. Atlanta Journal-
Constitution Dec 12, 1997.
158. Pennisi E. Monkey virus DNA found in rare human cancers. Science
1997; 275: 748-749.
159. Baboon cells fail to combat AIDS. Nature 1996; 379: 577.
160. Hooper E. The River: A Journey to the Source of HIV and AIDS. Boston,
Little, Brown & Co, 1999.
161. Reinhardt V, Roberts A. The African polio vaccine-acquired immune
deficiency syndrome connection. Medical Hypotheses 1997; 48: 367-374.
162. Horowitz LG. Emerging Viruses: AIDS and Ebola. Rockport, Mass,
Tetrahedron, 1996.
163. Allan JS. Xenotransplantation at a crossroads: Prevention versus progress.
Nature Medicine 1996; 2: 18-21.
164. Fano A, Cohen MJ, Cramer M, Greek R, Kaufman SR. Of Pigs,
Primates and Plagues: A Layperson‘s Guide to the Problems with Animal-to-
Human Organ Transplants. New York, Medical Research Modernization
Committee, 1997.
165. LeTissier P, Stoye JP, Takeuchi Y, Patience C, Weiss RA. Two sets of human-
tropic pig retrovirus. Nature 1987; 389: 681-682.
166. Kimbrell A. The Human Body Shop. San Francisco, HarperCollins, 1994,
pp 183-187.
167. Rhodes R. Deadly Feasts. New York, Simon & Schuster, 1997.
168. Epstein SS. Unlabeled milk from cows treated with biosynthetic growth
hormones: A case of regulatory abdication. International Journal of Health
Services 1996; 26: 173-185.
169. Epstein SS. A needless new risk of breast cancer. Los Angeles Times,
March 20, 1994.
170. Challcombe DN, Wheeler EE. Safety of milk from cows treated with bovine
somatotropin. The Lancet 1994; 344: 815-816.
171. Cummins R. An international boycott of genetically engineered foods.
Pure Food Campaign, Washington, DC, March 4, 1997.
172. Leonard RE. Codex at the crossroads: Conflict on trade health. Nutrition
Week 1995; 25: 4-5.
173. Heimlich HJ, Patrick EA. The Heimlich maneuver: Best technique
for saving any choking victim’s life. Postgraduate Medicine 1990;
87: 68-79.
174. Cohen MJ, Young C. “Alcoholic” Rats and Other Alcohol Research Using
Animals. New York, National Research Information Center, 1989.
175. Sitaram N, Gershon S. Animal models to clinical testing – promises and
pitfalls. Progress in Neuropsychopharmacology, Biology and Psychiatry 1983;
7: 227-228.
176. Davis JM. Antipsychotic drugs, in Kaplan HI, Sadock BJ (eds).
Comprehensive Textbook of Psychiatry, Fourth Ed. Baltimore, William and
Wilkins, 1985.
177. Unal B et al. Modelling the decline in coronary heart disease deaths in
England and Wales, 1981-2000: comparing contributions from primary
prevention and secondary prevention. British Medical Journal 2005; 331:
614.
178. Doll R et al. Mortality in relation to smoking: 50 years’ observations on
male British doctors. British Medical Journal 2004; 328: 1519.
179. Lower GM. Human carcinogenesis: A disciplinary perspective. Medical
Hypotheses 1990; 33: 1-6.
180. Ornish D, for the Multicenter Lifestyle Demonstration Project Research
Group. Avoiding revascularization with lifestyle changes: The multicenter
lifestyle demonstration project. American Journal of Cardiology
1998; 82: 72T-76T
181. Esselstyn Jr. CB. Updating a 12-year experience with arrest and reversal
therapy for coronary heart disease. American Journal of Cardiology 1999;
84: 339-341.
182. Heimlich HJ. Advantages and safety of clinical research, in Cohen M,
Natelson N (eds). Facing the Challenge. Alexandria VA, Concern for
Helping Animals in Israel, 1990, pp 123-135.
183. Pechura CM, Martin JB (eds). Mapping the Brain and Its Functions.
Washington DC, National Academy Press, 1991.
184. Savoy RL. History and future directions of human brain mapping and
functional neuroimaging. Acta Psychologica 2001; 107: 9-42.
185. Taylor-Robinson SD. Applications of magnetic resonance spectroscopy
to chronic liver disease. Clinical Medicine 2001; 1: 54-60.
186. Schmermund A, Baumgart D, Erbel R. Coronary calcification
by electron beam tomography: comparison with coronary risk factors and angiography. Journal of Cardiovascular Risk 2000; 7: 99-106.
187. Hill RB, Anderson RE. The Autopsy: Medical Practice and Public Policy.
Boston, Butterworth, 1988.
188. Kaufman SR. Autopsy: A crucial component of human clinical
investigation. Archives of Pathology and Laboratory Medicine 1996;
120: 767-770.
189. Opie EL. Disease of the Pancreas. Philadelphia, JB Lippincott, 1910.
190. Barron M. The relation of the islets of Langerhans to diabetes with special
reference to cases of pancreatic lithiasis. Surgery, Gynecology and
Obstetrics 1920; 31: 437-448.
191. Ahnen DJ. Are animal models of colon cancer relevant to human disease?
Digestive Diseases & Sciences 1985; 30 (12 Suppl): 103S-106S.
192. Pories SE, Ramchurren N, Summerhayes I, Steele G. Animal models for
colon carcinogenesis. Archives of Surgery 1993; 128: 647-653.
193. Human Pharmacological Services: In Vitro Pharmacology Screening in
Human Tissue. Biopta, Glasgow, UK. www.biopta.com/upload/file/
bioassays/Biopta %20In %20Vitro %20Pharmacology %20Screening.pdf.
194. Lasagna L (ed). Postmarketing Surveillance of Multisource Drugs. Boston,
Center for the Study of Drug Development, 1986.
195. van Boxtel CJ, Wang G. Some observations on pharmacoepidemiology
in Europe. Netherlands Journal of Medicine 1997; 51: 205-212.
196. Pearson OH, Eliel LP, Rawson RW, et al. ACTH- and cortisone-induced
regression of lymphoid tumors in man. Cancer 1949; 2: 943-945.
197. Boesen E. Cytotoxic Drugs in the Treatment of Cancer. London, Edward
Arnold, 1969, p 24.
198. Coley WB. A preliminary note on the treatment of inoperable sarcoma
by the toxic product of erysipelas. The Post-Graduate 1893; 8: 278-286.
199. Caldwell A. Origins of Psychopharmacology: From CPZ to LSD.
Springfield, Charles C Thomas, 1970.
200. Lehmann HE, Kline NS. Clinical discoveries with antidepressant drugs,
in Parnham MJ, Bruinvels J (eds). Discoveries in Pharmacology, Volume1
New York, Elsevier, 1983, pp 209-221.

پیش فرض
201. Sulser F, Mishra R. The discovery of tricyclic antidepressants and
their mode of action, in Parnham MJ, Bruinvels J (eds). Discoveries in
Pharmacology, Volume 1. New York, Elsevier, 1983, pp 233-247.
202. Stevens C. Statement before the House Subcommittee on Labor, Health
and Human Services, April 30, 1987.
203. Pihl A. UICC Study Group on chemosensitivity testing of human tumors.
Problems – applications – future prospects. International Journal of
Cancer 1986; 37: 1-5.
204. Gura T. Systems for identifying new drugs are often faulty. Science 1997;
278: 1041-1042.
205. Anon. Drug discovery screen adapts to change. Journal of the National
Cancer Institute 1990; 82: 1087.
206. Waldren C, Correll L, Sognier MA, Puck TT. Measurement of low levels
of x-ray mutagenesis in relation to human disease. Proceedings of the
National Academy of Sciences USA 1986; 83: 4839-4843.
207. www.biopta.com, www.asterand.com.
208. Hayflick L. The choice of the cell substrate for human virus vaccine production.
Laboratory Practice 1970; 19: 58-62.
209. Beale AJ. Use of tissue cultures for testing vaccines. Journal of the Royal
Society of Medicine 1978; 71: 681-686.
210. Hayflick L. Human virus vaccines: Why monkey cells? Science 1972;
176: 183-184.
211. Hendriksen CFM. Laboratory Animals in Vaccine Production and Control:
Replacement, Reduction and Refinement. Boston, Kluwer Academic Pub, 1988.
212. Metz B, Hendricksen CF, Jiskoot W, Kersten GF. Reduction of animal
use in human vaccine quality control: opportunities and problems.
Vaccine 2002; 20: 2411-30.
213. www.hurelcorp.com.
214. www.entelos.com, www.physiome.org.
215. Chu WL. Xceleron leads EU microdose programme. Drugresearcher.com
Jan. 31, 2006. www.drugresearcher.com/news/ng.asp?id=65500.
216. Mucke, HAM. Microdosing in translational medicine:
Pros and cons. A CHA Advances Report May 2006,
Cambridge Healthtech Associates. www.advancesreports.
com/ExecSum/Microdosing %20Executive %20Summary_MG.pdf.
217. Bazell RJ. Smoking dogs: Tobacco institute tries to discount cancer studies.
Science 1970; 170: 515.
218. Auerbach O, Hammond EC, Kirmian D, Garfinkel L. Effects of cigarette
smoking on dogs II. Pulmonary neoplasms. Archives of Environmental
Health 1970; 21: 754-768.
219. Gluck JP, Kubacki SR. Animals in biomedical research: The undermining
effect of the rhetoric of the besieged. Ethics and Behavior 1991; 2:
157-173.
220. Weibers DO, Leaning J, White RG. Animal protection and medical science.
The Lancet 1994; 343: 902-904.
221. Kaufman SR. Animal protection and medical science [letter]. The
Lancet 1994; 343: 1574.
222. Dunayer J. Censored: Faculty who oppose vivisection. Z Magazine, April
1993, pp. 57-60.
223. Arluke A. The ethical socialization of animal researchers. Lab Animal
June 1994, pp 30-35.
224. Moore EJ. Animal Experiments [letter]. The Lancet 1986; 1 (8487): 975.
225. Phillips M. Savages, drunks and lab animals: The researcher’s perception of
pain. Society and Animals 1993; 1: 61-81.
226. Howell DA. Antivivisection [letter]. British Medical Journal 1983; 286
(6381): 1894.
227. Rowan AN. Is justification of animal research necessary? [letter]. Journal
of the American Medical Association 1993; 269: 1113-1114.
228. Buyukmihci NC. Consistency in treatment and moral concern. Journal
of the American Veterinary Medical Association 1995; 206: 477-480.
229. Archibald K. No need for monkeys [letter]. New Scientist July 1, 2006, p 26.
230. Masson JM, McCarthy S. When Elephants Weep: The Emotional Lives of
Animals. New York, Delacorte Press, 1995.
231. Griffin DR. Animal Minds. Chicago, University of Chicago Press, 1992.
232. Bekoff M. The Smile of a Dolphin. New York, Discovery Books, 2000.
233. Langford DJ et al. Social modulation of pain as evidence for empathy in
mice. Science 2006; 312 (5782): 1967-1970.
234. Fouts RS. Next of Kin. New York, William Morrow, 1997.
235. Patterson F, Linden E. The Education of Koko. New York, Rinehart &
Winston, 1991.
236. AMA White Paper. Use of Animals in Biomedical Research: The Challenge
and Response. American Medical Association, 1988.
237. U.S. Department of Agriculture. 2002 Farm Bill Amendment Section
on Rats, Mice, and Birds. www.aphis.usda.gov/ac/farmbill2002.html.
238. www.sky.com/skynews/polls/displayresults/1,,91153-1003444-2,00

 

13742 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در آزمایش روی حیوانات
کد خبر: 423