امروز: سه شنبه 30 آبان 1396 برابر با 21 نوامبر 2017

آخرين اخبار

"چشمان سرخ"

  • سه شنبه, 08 مرداد 1392
  • اندازه نوع خط کاهش اندازه نوع خط افزایش اندازه نوع خط

چه رنجی می کشند بیصدا پشت درهای بسته ی این اسارتگاه ها ...


پدرم ايدز داشت و مادرم سفليس
و من با سرطان زاده شدم
تا نجات بدهم كودكانی را
كه از سرِ تراشيده‌ی خود بيشتر دلگيرند
تا عذابِ خرچنگی كه پنجه به جانشان می‌كشد

سلول‌هاي مسموم را
هر روز به من تزريق می‌كنند
و هم‌سلولی‌هايم هر يك دچارِ مرضی هستند
سياه زخم، سِل، جزام

هر هفته تعداديمان برای مرگ آماده می‌شويم
و زنده زنده شكم می‌درند ما را
بر تخت‌های فلزی و زيرِ نورافكن‌های بزرگ

ما آرزو كرديم نگذاريم همسرانمان آبستن شوند
چرا كه سرنوشتِ فرزندانمان را
چيزی جز تحمل عذابی كه بر ما گذشته نمی‌ديديم

اما جلادانِ بزرگ
وسيله‌یی برای آرزوهای ما اختراع نكرده‌اند
آن‌ها تنها به زندگی هم‌نوعانِ خود می‌انديشند
و از دردِ پنهان شده
در چشمانِ سرخِ يك موشِ آزمايشگاه
چيزی نمی‌دانند!

"یغما گلرویی"

1826 بازدید
رای دادن به این مورد
(1 رای)
کد خبر: 560

ارسال نظر