امروز: پنج شنبه 30 شهریور 1396 برابر با 21 سبتامبر 2017

آخرين اخبار

صادقانه های هدایت

  • جمعه, 22 شهریور 1392

 باید گفت که حقیقتاً ھنوز گیاه خواری اسباب تمسخر و ریشخند آنھایی است که حقیقت آنرا نمی دانند؛ ما چقدر به سادگی نیاکان خودمان خندیدیم، روزی می آید که آیندگان به خرافات ما خواھند خندید.

 

 هدایت / پدر گیاهخواری نوین ایران

 

 روایت از شخصیت چندوجهی و پیچیده ای به مانند صادق هدایت، امر چندان ساده ای نخواهد بود؛ چه آنکه خود در شرح حالش می گوید:

 


دست‌خط صادق هدایت، آذر ۱۳۲۴


من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. اگر برای علاقهٔ خوانندگانست؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد بعلاوه خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن‌ها مناسب‌تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند.

 

باری شاید کمتر چهره ادبی را در تاریخ معاصر ایران بتوان یافت که این چنین مورد نقد و کنکاش قرار گرفته باشد؛ نوشتار های او همچنان پس از گذشت چند دهه در صدر فروش آثار ادبی قرار دارند. در کارنامه زندگی کوتاه این شخصیت برجسته روشنفکری کشور، علاوه بر آثار ادبی، تعدادی تحقیق در فرهنگ مردم ایران و همچنین چندی ترجمه مهم (از زبانهای فرانسه، پهلوی و سانسکریت) نیز یافت می شود؛ وي هنر و ذوق خود را در طراحی چند اثر نيز آزمود و به يادگار گذاشت:

 


زني با سبد (از كلكسيون شخصي جهانگير هدايت)


شاید بارزترین نوشته ادبی وی را همانا بوف کور بدانیم، آنگونه که آندره برتون بنیان گذار جنبش سورئالیسم ادبی در فرانسه، پس از خواندن ترجمه فرانسوی این اثر، آن را به عنوان یکی از بیست شاهکار ادبی قرن بیستم عنوان کرد.

 


بخشی از دست‌نوشتهٔ بوف کور

 

باری ما در این نوشتار در پی کنکاش بن مایه های سورئالیسم، ناسیونالیسم، اپیکوریسم، نهیلیسم و ... در آثار هدایت نخواهیم بود؛ بلکه بر آنیم تا چندی بیشتر بر نگاه مهر آمیز وی بر طبیعت بر فرزندانش بنگریم؛ شاید در نگاه نخست این رویه ما چندی تعجب بر انگیز باشد و با خود بگوئیم بدبینی و بد انگاری صادق کجا و مهر آمیز نگریستنش کجا! اما شخصیت هائی از این دست در تاریخ کم نبوده اند: آرتور شوپنهاور، فرانتس کافکا، فردریش ویلهم نیچه و حتی چهره های شهیری در خاور میانه به مانند ابولعلاء معری؛ در سراسر آثار ایشان در کنار بدبینی ها و بد انگاری های پی در پی، نوعی مهر ورزی به طبیعت و فرزندانش نیز سایه انداخته است؛ بارزترین این نگرش را بایستی در اعتراض و گلایه های ایشان از کشتن حیوانات به منظور تامین خوراک دانست: گیاهخواری.

الهام گرفتن صادق هدایت از شخصیت های گیاهخوار داخل و خارج کشور امریست غیر قابل انکار؛ باری در تاریخ معاصر ایران شاید هم او باشد که نخستین بار فرهنگ و نگرش گیاهخواری را با چنین دقت و ظرافتی بیان داشت و گزافه نخواهد بود اگر وی را پدر گیاهخواری نوین ایران بدانیم.

بی گمان، کتاب انسان و حیوان و نسخه اصلاح شده آن یعنی فواید گیاهخواری، بارز ترین و ستودنی ترین نوشتار وی از چنین دیدگاهی می باشد؛ این کتاب خود تا مدت ها تنها منبع الهام بخش ِ فرهنگ گیاهخواری در میان ایرانیان بوده است و تا به امروز نیز چیزی از تازگی و گیرائی آن کم نشده است.

 


صادق هدایت در همان سنی كه كتاب فواید گیاهخواری را به نگارش در آورد.


در این کتاب با اتخاذ یک رویکرد چند بعدی و جامع نگر، مسئله گیاهخواری نژاد بشر مورد کنکاش واقع شده و از زوایای گوناگون به اثبات شایستگی گیاهخوار بودن نوع آدمی پرداخته شده است. اینک مروری بر گزیده گفتاوردهای این کتاب:

 

  • تا زمانی که احساسات طبیعی و بی آلایش قلب خودمان را به زور خفه نک رده ایم واضح است که در نھاد انسان یک احساس تنفر و اکراه از کشتار و درد سایر جانوران وجود دارد و نیز آشکار است که ھرگاه ھمه مردم وادار می شدند حیواناتی را که می خورند با دست خودشان بکشند بیشتر آنان از گوشت خواری دست می کشیدند.

 

  • نباید احساسات طبیعی خودمان را پست شمرده دلیل بر رقت قلب بدانیم ھیچ چیز به این اندازه طبیعی نیست که احساس تنفر و انزجار انسان از کشتار.

 

  • می گویند روح آنان (حیوانات) پست تر است. باشد، اما بالاخره مثل ما احساس درد و شادی می کنند. پستی آنها برای ما تکلیف برادر بزرگتر را معین می کند نه حق دژخیمی و ستمگری را.

 

  • ھر کس گوشت می خورد باید دست بالا زده خودش حیوان را بکشد. چون که جانوران درنده معاون نمی گیرند و یا لااقل قدم رنجه نموده یک ساعت عمر خود را به این تماشای قشنگ بگذرانند و ببینند این خوراک ھای خوشمزه برای آنھا چگونه آماده می شود. خوشبختانه ھمیشه سلاخ خانه ھا را بیرون شھر دور از مردم می سازند تا جنایت کشتار را از چشم آنھا بپوشانند.

 

  • اگر ساختمان بدن انسان برای گوشت خواری درست شده بود می بایستی بتواند دنبال حیوانات وحشی رفته و طعمه زنده را با چنگال و دندان خودش پاره کرده گوشت خام را با رگ و پی و پوست و استخوان بخورد مانند جانوران درنده. اما او تنھا خودش را به خوردن عضلات حیواناتی که مصنوعی پرورش یافته و مصنوعی کشته و آماده و پخته شده راضی کرده که تمام آنھا بر خلاف طبیعت می باشد.

 

  • بچه که ھنوز ذائقه اش خراب و فاسد نشده گوشت را با تنفر دور می کند.

 

  • اگر دکان عرق فروشی، قصابی، ماھی گیری، و مرغ فروشی را می بستند تا اندازه ای صلح عمومی و برادری آدمیان صورت خارجی می گرفت. برای پیشرفت اخلاقی انسان آرزو بکنیم که خوراک خونین ور بیفتد و گیاه خواری جانشین آن بشود.

 

  • باید گفت که حقیقتاً ھنوز گیاه خواری اسباب تمسخر و ریشخند آنھایی است که حقیقت آنرا نمی دانند؛ ما چقدر به سادگی نیاکان خودمان خندیدیم، روزی می آید که آیندگان به خرافات ما خواھند خندید.

 

  • مابین جانوران درنده نیز ھرکدام دشمن عده معدودی ھستند و به دیگران آزار نمی رسانند. مثلاً شیر، آھو و گوزن و غیره را شکار می نماید و به پرندگان و حیوانات کوچک کاری ندارد. نھنگ تنھا ماھی می خورد. گربه موش و پرندگان کوچک را می گیرد و غیره. اما آدمیزاد شکم پرست می خواھد ھمه را بخورد و در زندان بیندازد و بارش را به دوش آنان بگذارد و شکنجه ها بنماید. ش کم او گورستان فراخ ھمه جنبندگان است.

 

  • مقایسه بکنید یک دکان میوه فروشی را که به رنگ ھای دلپزیر روان بخش آراسته شده از بوی آن شامه لذت می برد. سیب، نارنج، گیلاس، ھلو، انگور و خربزه و رنگ ھای زنده سبزی ھای گوناگون را با دکان قصابی، دل و روده آویخته شده، اجساد سربریده، شکم ھای شکافته شده، پاھای شکسته که آویزان است و قطره قطره از آن خون می چکد و بوی گند لاشه در ھوا پراکنده می باشد.
 
  • اگر نژاد آدمیزاد باید روزی به اوج ترقی و تکامل برسد در یک محیط طبیعی با خوراک نباتی خواھد بود. چنان که گوشت خواری و تمدن مصنوعی او را فاسد کرده و به سوی پرتگاه نیستی می کشاند. مگر اینکه یک نژاد برومند و نونھالی که زندگانیش از روی قوانین طبیعت است جانشین او بشود وگرنه به طرز ننگینی نژاد او خاموش خواھد گشت.

 

 

 

بزرگ علوی گیاهخواری صادق هدایت را این چنین به تصویر می کشد:

«یک بار دیدم که در کافه لاله‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»

 

باری نگاه مهر آمیز صادق هدایت تنها معطوف به فرزندان طبیعت (آنگونه که در داستان سگ ولگرد می خوانیم) نبوده است؛ بلکه وی این نگرش شفقت انگیز خود را ابتدا در میان آدمیان جستجو می کند و آن را در داستانهائی مانند آبجی خانم، داود گوژپشت، زنی که مردش را گم کرد و ... بسط و گسترش می دهد و شاید ماحصل این اندیشه را در این جمله از وی که خود حسن ختامی بر این نوشتار خواهد بود بدانیم: ھر چه بکارند ھمان را درو خواھند کرد. انسان خون می ریزد، تخم بیدادی و ستمگری می کارد، پس در نتیجه ثمره جنگ و درد و ویرانی و کشتار می درود. انسانیت پی شرفت نخواھد کرد و آرام نخواھد گرفت و روی خوش بختی و آزادی و آشتی را نخواھد دید تا ھنگامیکه گوشت خوار است.

 

 
3733 بازدید
رای دادن به این مورد
(1 رای)
کد خبر: 752

نظرات   

 
+4 #1 تشکرداریوش عدیم در تاریخ: سه شنبه 29 بهمن 1392 ، ساعت 12:11 ق ظ
سلام و درود
ممنون از متنی که زحمتش را کشیدید
متاسفانه خیلی ز اغلب مردم عامی ما به ظاهر کار قاضی می شوند و او را قضاوت مرده ک فلان بود و بهمان
اماهنوز هم نتوانسته ایم به کسانی که دور و برمان هستند به شخصیتهایی که اطرافمان می چرند پی بربیم پگونه می خمواهیم کسی را دنیا او را می ستاید مورد خطاب قرار دهند
درد من از آنحایی ست که متایفانه خیلی ها او را تنها با خود کشی اش می شنان و وقتی می گویی هدایت می گویند همان که خود کشی کرد اما نه درد فراتر از این حرفهاست
و ماجرا پیچیده ار هم خمواهد شد
با امید روزی که فرهیختگانی از این جنس را بشناسیم و شما به سهم خمود در این مهم کاری بزرگ مرده اید
ممنون از زحماتی که می کشید
داریوش عدیم
نقل قول
 

ارسال نظر