امروز: سه شنبه 30 آبان 1396 برابر با 21 نوامبر 2017

آخرين اخبار

سایه بلند احشام .. Livestock's long shadow

  • چهارشنبه, 08 آبان 1392
  • نوشته شده توسط 

 

مقاله سایه بلند احشام یکی از معتبرترین مقالاتی است که توسط فائو تهیه شده است و اشاراتی کاملا علمی و تحقیقی به مقوله های زیست محیطی

 

،منابع و گرمایش زمین و در کل نفش مخرب انسان در استفاده از منابع و احشام جهت تولید گوشت و لبنیات و گسترش زندگی مصرفی خود در طول 100 سال گذشته داشته است.

جای جای این مقاله 400 صفحه ای پر است از دلایل و مستنداتی مبنی بر نادرست بودن شیوه های زندگی انسان و نقش اصلی و محوری او در فراهم کردن مقدمات نابودی کره زمین.

 
قسمت هایی از بخش اول ::
فعالیت های چهارپایان اهلی تاثیر قابل توجهی بر روی تمام جنبه ها و قسمت های محیط زیست شامل هوا و تغییرات آب و هوایی ، زمین و خاک ، آّ ب و تنوع گیاهی و حیوانی دارد . این آثار می توانند مستقیم باشند مثل پی آمدهایی که از چرای احشام در مزارع ناشی می شوند ویا غیر مستقیم باشند ، مانند توسعه تولید دانه سویا برای تغذیه چهارپایان که جایگزینی برای تغذیه آن ها از جنگل های واقع در آمریکای جنوبی می باشد .
در حال حاضر آثار احشام بر روی محیط زیست بسیار زیاد بوده و به سرعت در حال رشد و تغییر است . تقاضای جهانی برای گوشت ، شیر و تخم مرغ به سرعت در حال افزایش است و افزایش در آمد ها ، رشد جمعیت و شهرنشینی این مسئله را تحریک می کند .
همانند فعالیت های اقتصادی دیگر ، تولید احشام به طور فنی و صنعتی بسیار گوناگون و متمایز از هم می باشند . در کشور ها و یا مناطقی که تقاضای بالایی برای فرآورده های غذایی تهیه شده از منابع حیوانی وجود ندارد ، محصول غذایی با ورودیه پایین و به منظور وسیله ای برای امرار معاش و گذران زندگی رایج است تا اهداف تجاری . این با تجارت متغایر است ، محصولات با ورودی بالا برای تقاضا های زیاد و در حال رشد کاربرد دارد . این سیستم های تولیدی متغیر به شدت باعث به وجود آمدن مطالبات و ادعاهای مختلف بر روی منابع موجود می شوند . تفاوت در سیستم های تولید و تقابل موجود بین آن ها باعث می شود تا آنالیز و تحلیل بر روی رابطه بین چهارپایان و محیط زیست پیچیده و گاهی بسیار بحث برانگیز شود .
بخش چهارپایان اهلی بر روی محدوده وسیعی از منابع طبیعی تاثیر می گذارد ، که باید در مورد مشکل افزایش کمیابی این منابع طبیعی و فرصت و مجالی که می توان برای بخش ها و فعالیت های دیگر در زمینه استفاده از این منابع در نظر گرفت ، مدیریتی دقیق صورت گیرد . زمانی که تولید شدید و افراطی چهارپایان در حال پیشرفت و توسعه در کشورهای بزرگ می باشد ، هنوز هم مناطق وسیعی وجود دارند که به تولید زیاد احشام و دیگر صنایع مرتبط به آن ادامه می دهند . تولید شدید و وسیع هر دو نیازمند توجه و مداخله مفید هستند ، بنابراین بخش احشام می تواند تاثیر منفی کمتر و در واقع تاثیر مثبت بیشتری بر روی منافع و فواید عمومی حاصل چه از لحاظ ملی و چه از لحاظ جهانی داشته باشد .

یک انگیزه و محرک عمده برای این ارزیابی این است که درگیری ها و مباحث محیط زیستی در ارتباط با چهارپایان اهلی ، نه در کشور های پیشرفته و نه در کشور های در حال توسعه ، تا به حال نتوانسته است یک پاسخ حقوقی مناسب و کافی دریافت کند . رشد و پیشرفت حوزه مربوط به احشام در برخی مناطق و ایستایی و رکود آن به همراه فقر و تنگدستی در برخی نقاط دیگر به طور غیر قابل کنترلی به مسیر خود ادامه می دهد . اگر چه همیشه کشاورزی و زراعت مورد توجه قرار گرفته است ولی در مناطق زیادی تولید احشام آن چنان همپای صنعت رشد کرده است که دیگر به طور مستقیم در حصار یک قسمت از زمین یا یک محدوده خاص نیست .
همان طور که محیط اطراف حیوانات به صورت افزایشی در حال اصلاح و مطابق شدن با استانداردها می باشد ، تاثیرات زیست محیطی نیز به سرعت تغییر می کنند . سیاست ها و مصلحت اندیشی های عمومی در کشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه یکسان است ، به سختی می توان هم پای تغییرات و دگرگونی های سریع در تکنولوژی های تولید و انتقال ساختار ها در حوزه چهارپایان حرکت کرد . قوانین و دستورالعمل های زیست محیطی فقط زمانی به کار گرفته می شوند که خسارت های قابل توجهی به وجود آمده باشند . توجهات بیشتر بر روی حفاظت کردن و ترمیم مناطق آسیب دیده بوده است تا روش های بسیار سودمند پیشگیری از خسارت و کاهش دادن آن .

در زمینه های مختلف موجود در حوزه چهارپایان اهلی ، مباحث زیست محیطی نیازمند روشی کامل و درست ترکیب شده با مقیاس های به دست آمده از سیاست ها و مصلحت اندیشی ها ، همپای تغییرات به وجود آمده در تکنولوژی و مطابق با چهارچوبی از اهداف متعدد و گوناگون است .
امرار معاش و گذران زندگی هزاران و میلیون ها نگهدارنده بینوای احشام را نگران می کند ، کسانی که برای تولید احشام به کار گماشته می شوند و چاره ای جز اشتغال در این زمینه ندارند . تقاضاهای طبقه متوسط جوامع ، کسانی که مقادیر زیادی گوشت ، شیر و تخم مرغ را مصرف می کنند نیز نباید نادیده گرفته شود . معمولا ثایت شده است که تلاش ها برای تحت کنترل در آوردن و محدود کردن تقاضاهای در حال افزایش بیهوده و بی نتیجه می باشد .
سیاست های بهتر در بخش احشام مربوط به تقاضا و نیاز محیطی و اجتماعی و ضرورت سلامت می باشد . فرآورده های حیوانی مستعد آسیب دیدن و یا فاسد شدن بوده و اغلب حاوی پس ماند های شیمیایی هستند . نیاز برای غذایی ایمن و سالم باید مورد توجه قرار گرفته و به عنوان پیش نیاز و ضرورتی برای فروشگاه های رسمی محسوب شود .
ارزیابی های پیشین در مورد موضوع احشام ، محیط زیست و توسعه ، بر ظاهر حوزه احشام تاکید دارد و تقابل بین محیط زیست و چهارپایان از جنبه سیستم تولید و پرورش احشام را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است .
ارزیابی های به روز شده این خط مشی را وارونه کرده و بررسی ها را از جنبه و دیدگاه محیط زیست آغاز می کند . این مطالعه می کوشد تا ارزیابی هایی عینی ، از تقابل های گوناگون بین محیط زیست و احشام فرآهم آورد . اهداف اقتصادی ، اجتماعی و سلامت عمومی در واقع به دنبال رسیدن به نتایجی درست و واقع بینانه هستند . این ارزیابی یک سری راه حل های بالقوه را طرح ریزی می کند که می توانند به طور بسیار تاثیر گذاری ، نتایج و پی آمد های منفی حاصل از محصولات دامی را حل کند .

1.1 نقش عمده چهارپایان اهلی در مباحث جهانی زیست محیطی
احشام تاثیراتی ذاتی و اساسی بر روی منابع جهانی آب ، زمین و گونه های گیاهی و جانوری داشته و سهم قابل توجهی در تغییر شرایط آب و هوایی دارند .
بخش مربوط به احشام به طور مستقیم و یا غیر مستقیم 30 درصد از کل زمین های خالی از یخ کره زمین را با هدف چراگاه و یا تولید محصولات مناسب برای تغذیه چهارپایان به خود اختصاص داده است . در بسیاری از موارد احشام منبع اصلی برای آلودگی های زمینی هستند ، ریختن و منتشر شدن مواد غذایی و یا گیاهان فاسد ، پس ماندهای دارویی و بیماری زا در رودخانه ها ، دریاچه ها و سواحل دریاها یکی از این موارد می باشد . حیوانات و مدفوع و ادرار آنان گازهایی را آزاد می کند که برخی از آنان در تغییر شرایط آب و هوایی تاثیر بسزایی دارند و از طرف دیگر این بخش باعث تغییر کاربری زمین برای تامین تقاضای تولید غلات به منظور تغذیه احشام و یا تبدیل زمین به چراگاه هایی مناسب برای این چهارپایان شده است . در حال حاضر این چهارپایان به چشم انداز ها و مناظر طبیعی زمین شکل می دهند و تقاضاهای آن ها برای در اختیار داشتن چراگاه و زمین هایی برای کشت غلات و دانه های مورد تغذیه آنها باعث کاهش سکونت گاه های طبیعی و دست کاری این مناطق بکر شده است .
استفاده از حیوانات برای غذا و دیگر محصولات و خدمات حیوانی فقط یکی از هزاران فعالیت بشری محسوب می شود که وابسته به منابع طبیعی است . انسان ها به اندازه ای منابع طبیعی تجدید شدنی دنیا را مصرف می کنند که تا حد زیادی فراتر از توان و ظرفیت این منابع برای تجدید کردن و از نو ساختن خود می باشد ( 2001,Renner and Fox,Westing) .
انسان ها مقادیر رشد یافته ای از آلوده کننده ها را با هوا ، آب و خاک آشنا کرده اند ، در حجم بسیار زیادی که بالاتر از ظرفیت محیط زیست برای از بین بردن و یا تجزیه کردن این آلوده کننده ها است . تجاوز بشر به مناطق ناچیزی که از طبیعت باقی مانده و یا نسبتا مختل و ویران نشده ، گونه های گیاهی و جانوری را در معرض خطر عظیم انقراض قرار می دهد . تغییرات در کاربری زمین به دلیل تعامل بشر با طبیعت در دهه های اخیر و به شکل تاسف باری در کشور های در حال توسعه ، از سرعت و شتاب بالایی برخوردار بوده است . نتیجه شهرنشینی و توسعه برداشت محصول ، تکه تکه شدن و نابودی سکونت گاه های طبیعی و از جمله با ارزش ترین آن ها یعنی جنگل ها و زمین های مرطوب می باشد .

دسترسی به آب به یک مشکل و گرفتاری مهم در جهت توسعه کشاورزی و جوابگو بودن به نیاز های در حال افزایش بشر تبدیل شده است . بخش کشاورزی و زراعت از بزرگترین مصرف کننده های آب به شمار می آید و برابر با 70 در صد آب تازه مورد استفاده کل دنیا را به خود اختصاص داده است .
در حالی که نظریه های متفاوتی در مورد وسعت تغییر آب و هوا و تاثیر آن بر روی محیط زیست وجود دارد ، این مسئله که تغییر شرایط آب و هوایی به دلیل تعامل بشر با طبیعت در حال وقوع می باشد ، کاملا مورد تصدیق بوده است . دی اکسید کربن مهم ترین گازی است که در تغییر شرایط آب و هوایی مشارکت دارد ، حال آن که گاز های گلخانه ای دیگر شامل متان ، اکسید نیتروژن ، اوزن و هگزا فلورید سولفور نیز در این تغییرت سهیم هستند . شاخص های دی اکسید کربن نسبت به 200 سال قبل به میزان 40 درصد افزایش یافته است و از عدد 260 بخش در هر میلیون به عدد 382 رسیده است ( 2006 , NOAA ) . در حال حاضر غلظت دی اکسید کربن در هوا از هر زمان دیگری در 650000 سال پیش بیشتر است ( 2005 , .al et Siegenthaler ). امروزه غلظت متان به میزان بیش از دو برابر غلظت آن در دوره قبل از صنعتی شدن جوامع رسیده است ( 2005 , .al et Spahni) . میانگین دمای نقاط مختلف زمین نسبت به قرن پیش 8 درجه افزایش داشته است ( 2005 , NASA) . گاز های ناشی از مصرف سوخت های فسیلی ، از مهم ترین شرکت کننده ها در تغییرات دما و شرایط آب و هوایی محسوب می شوند .

تغییر آب و هوا به معنای افزایش در دمای میانگین بوده و به نظر می رسد با تکرار و تناوب زیاد حوادث آب و هوایی در ارتباط باشد . فائو در مورد مشکلاتی که سیستم های توزیع غذا و زیرساخت های آن در آینده با آنها مواجه خواهند شد هشدار می دهد ، این امر تا حد زیادی باعث افزایش تعداد مردم گرسنه در جهان و بخصوص در میان مردمی که در صحرای آفریقا ساکن هستند ، خواهد شد (a2005 , FAO) . طبق یافته های فائو ، تغییرات آب و هوایی در کشورهای در حال توسعه می تواند به از بین رفتن حدودا 280 میلیون تن پتانسیل برداشت محصولات کشاورزی ، از جمله گندم و غلات منجر شود .
به خاطر از بین رفتن سکونت گاه های طبیعی ، ترکیبات غیر قابل تحملی از آلوده کننده ها و تغییرات در شرایط آب و هوایی ، نابودی تنوع گونه های گیاهی و جانوری به سرعت و شتاب خود افزوده است . ارزیابی اکوسیستم در طی هزار سال (a2005 , MEA) ، در یک ارزیابی و مطالعه وسیع در مورد سلامت محیط زیست در کره زمین این چنین تخمین زده شده است که در حال حاظر گونه های زیستی ، نسبت به سابقه ای که در پرونده فسیل ها دیده می شود ، در بازه 100 تا 1000 مرتبه بیشتر در حال ناپدید شدن و درواقع انقراض می باشند . ارزیابی هزار ساله اکوسیستم حاکی از این است که در حال حاظر یک سوم همه دوزیستان ، یک پنجم پستانداران و یک هشتم پرندگان در معرض خطر انقراض می باشند . این ارزیابی تنها بر روی گونه های شناخته شده از جانوران صورت گرفته است و گمان می شود که 90 درصد و یا بیشتر گونه های موجود هنوز در این فهرست قرار نگرفته اند . در حالی که برخی گونه ها خدمات واضح و آشکاری مانند غذا ، چوب و یا لباس را برای ما فراهم می آورند ، خدمات بیشتر گونه ها به سختی قابل رویت و دیدن می باشد و بنابراین کمتر مورد توجه قرار می گیرند . این خدمات شامل بازیافت مواد مغذی ، گرده افشانی ، پراکنده کردن دانه ها و پاک سازی و تصویه هوا و آب است .

زمین های اضافی قابل دسترسی برای کشت و زراعت محدود می باشند . بنابراین افزایش در میزان محصولات کشاورزی با تقویت کردن زمین هایی که قبلا زیر کشت بوده و یا چراگاه چهارپایان بوده اند امکان پذیر خواهد بود . حوزه چهارپایان اهلی به عنوان مصرف کننده اصلی محصولات کشاورزی و دیگر مواد گیاهی محسوب می شود و باید به دنبال پیشرفت و توسعه در جهت تبدیل این مواد به محصولات خوراکی برای انسان ها باشد .
به طور کلی ، تاثیر فعالیت های مربوط به حوزه احشام بر روی محیط زیست بسیار عظیم می باشد . بخشی از این آسیب ها قابل جبران است و با به کار بردن دانش های علمی و قابلیت های تکنولوژیکی می توان با این مشکلات مقابله کرد . در ضمن میراث وسیعی از خسارت ها و آسیب ها برای نسل های آینده به جا می ماند .مباحث زیست محیطی در نهایت جزو مباحث اجتماعی به شمار می آید : هزینه های زیست محیطی که توسط برخی گروه ها و یا ملت ها به وجود می آیند ، به دوش دیگران و در مجموع بر دوش سیاره ما نیز خواهد بود . سلامت محیط زیست و در دسترس بودن منابع طبیعی بر روی آسایش و رفاه نسل های آینده تاثیر خواهد گذاشت و استفاده زیاد و افراط گونه از این منابع طبیعی و آلوده گی های وسیع زیست محیطی ، با شرایط کنونی ، به ضرر و زیان نسل های آینده خواهد بود .

تنزل شرایط زیست محیطی اغلب با جنگ و اشکال دیگری از کشمکش ها و درگیری ها همراه است . در طول تاریخ ، مردم و ملت ها همواره در حال جنگ و نزاع بر سر منابع طبیعی ، از جمله زمین و آب بوده اند . با افزایش یافتن کمبود ها و نایاب شدن این منابع ، تنزل شرایط زیست محیطی به خصوص در مناطقی که دارای کنترل و حاکمیت قانونی ضعیفی هستند ، منجر به افزایش احتمال درگیری ها و جنگ های وحشیانه می شود . در سال های اخیر توجه عمومی به سمت چشم اندازی از آینده کشیده شده است که در آن جنگ ها و نزاع ها بر سر منابع طبیعی نایاب خواهد بود ( به عنوان مثال می توانید این مقالات را مطالعه کنید 2001 Klare ، و یا 2002 Renner ) . گزارشی از پنتاگون ( 2003 ، Randall و Schwartz ) به این مطلب اشاره دارد که گرم شدن زمین می تواند خطری به مراتب بزرگ تر از تروریسم برای دنیا محسوب شده و منجر به خشک سالی ها ، قحطی ها ، شورش ها و آشوب های مصیبت بار و فاجعه انگیزی شود .

ارزیابی هزارساله اکوسیستم ، در سطح محلی و یا منطقه ای در آفریقای جنوبی ( SAFMA ) ( 2004 ، et al Biggs) ارتباطی قابل توجه مابین فشار های زیست محیطی و درگیری های اجتماعی را آشکار می سازد . این مطالعه به وجود پیوندهایی مبتنی بر دلیل برای هر دو جهت اشاره دارد ، جنگ و نزاع می تواند باعث آسیب های زیست محیطی شود و از جهتی دیگر خود این آسیب ها و کمبود های زیست محیطی نیز می تواند باعث به وجود آمدن جنگ ها و درگیری های شدیدی شود . این مطالعه نقل قولی از خشونت های سیاسی در جنوب آفریقا و به عنوان مثال در ایالت کوازولو _ نتال می باشد ، جایی که درگیری های حزبی و فرقه ای به خاطر کمبود زمین برای احشام به کشتار هایی دنباله دار منجر شده است . کمبود آب ، نامرغوب بودن زمین به خاطر چرای زیاد چهارپایان و یا کمبود سوخت حاصل از چوب نیز می تواند منجر به درگیری و نزاع بر سر این منابع شود . یک مطالعه مشابه به کشور های بروندی ، رواندا و کانگو شرقی ، به عنوان مناطقی که مشکلات عمده زیست محیطی در آن ها دست در دست وقایع اخیر در درگیری های وحشیانه در حال پیشروی می باشد ، اشاره دارد .
تنزل در شرایط محیط زیست ، چه به صورت مستقیم و چه غیر مستقیم تاثیرات قابل توجهی بر روی سلامت بشر دارد . تاثیرات مستقیم شامل تماس انسان با آلاینده ها و آثار غیر مستقیم آن ، افزایش خطر قرار گیری انسان ها و حیوانات در معرض بیماری های عفونی و واگیردار به دلیل تغییرات آب و هوا می باشد . تعدادی از بیماری های مهم فصلی و یا بیماری های مربوط به حوزه ها و محدوده های جغرافیایی مشخص شامل مالاریا و تب دنگو نسبت به تغییرات در شرایط آب و هوایی بسیار حساس هستند ( 2005 ، UNEP ) . بیماری چیستوزومیاسیس یا بیلارزیا ( تب حلزونی) ، که ناقل آن حلزون هایی هستند که در آب زندگی می کنند ، با تغییرات به وجود آمده در جریانات آب ها در ارتباط می باشد . گزارش منابع جهانی بر این مسئله تاکید دارد که بار سنگین تحمل این بیماری های مرتبط با محیط زیست که قابل پیشگیری نیز می باشند به طور نامتناسبی بر دوش افراد بیچاره و فقیر در کشور های در حال توسعه و یا در کشور های توسعه یافته می باشد .
تنزل شرایط زیست محیطی در اندازه و سرعتی کنونی ، به طور واضح تهدیدی جدی برای دوام و بقای منابع طبیعی است . در حال حاظر همه در مورد وظایف اکوسیستم ها هم در سطح محلی و هم در سطح جهانی به توافقی جدی رسیده اند . در نهایت ، در صورت کنترل نشدن این مسائل و مشکلات ، تنزل شرایط زیست محیطی نه تنها رشد و ثبات اقتصادی را تهدید خواهد کرد بلکه بقای بشر در کره ی زمین نیز در معرض خطر خواهد بود .

عواملی که در شکل گیری صنعت احشام نقش دارند :

حوزه و صنعت مربوط به احشام در امتداد و موازی با غذا و صنعت کشاورزی دستخوش تغییراتی وسیع شده است ، بیشتر این تغییرات توسط عواملی خارج از این حوزه تحریک می شوند . رشد جمعیت ها و عوامل و فاکتورهای آماری دیگری مانند ساختار سنی و شهرنشینی ، تقاضا برای غذا را تعیین می کند و تحریکی برای تشدید صنعت کشاورزی در طی قرن ها می باشد . رشد اقتصادی و درآمد های فردی نیز در رشد تقاضا و تغییر در رژیم های غذایی سهیم می باشد . این تمایلات در طی دو دهه اخیر و در مناطق وسیعی ازآمریکای لاتین و آسیا شتاب گرفته و موجب افزایش سریع در تقاضا برای محصولات حیوانی و دیگر مواد غذایی با ارزش(برای زمین) دیگر مانند ماهی ، سبزیجات و روغن ها شده است .

1-say
حوزه کشاورزی با نوآوری و ابداعات در زیست شناسی ، شیمی و ماشین آلات و دستگاه های کشاورزی توانسته است پاسخگوی تقاضاهای زیاد و متنوع برای مواد غذایی باشد . به طور عمده این امر بیشتر از طریق توانمند سازی زمین و غنی سازی خاک آن صورت می گیرد تا توسعه و افزایش زمین های کشاورزی .
این تغییرات در جمعیت ، اقتصاد ، رژیم های غذایی ، تکنولوژی و کاربری زمین ها ، تغییرات را به سمت حوزه احشام هدایت می کنند در حالیکه حوزه احشام ، خود تا اندازه ای به این فشار ها و تغییرات شکل می دهد . طراحی و آماده کردن کلیات این پیشرفت های وسیع به درک زمینه و مفاهیمی که حوزه احشام در آن فعالیت دارد ، کمک می کند .

رشد جمعیت و توسعه شهرها و تغییر در تقاضا برای غذا
جمعیت و رشد جمعیت تعیین کننده های اساسی تقاضا برای غذا و دیگر محصولات کشاورزی می باشند . جمعیت جهان در حال حاضر 6 و 5 میلیارد نفر و در حال افزایش با نرخ 76 میلیون نفر در سال می باشد ( 2005 UN) . پروژه ای در حد متوسط از سازمان ملل متحد پیش بینی می کند که جمعیت جهان تا سال 2050 به 9 و 1 میلیارد و تا سال 2070 به نقطه اوج یعنی 9 و 5 میلیارد نفر خواهد رسید ( 2005 UN) .

در حالی که رشد جمعیت در کشور های پیشرفته کاملا راکد و بدون حرکت است ، 95 درصد از افزایش جمعیت ها مربوط به کشور های در حال توسعه می باشد . سریعترین نرخ رشد جمعیت ( متوسط 4/2 درصد در سال) در مجموعه ای شامل 50 کشور کمتر توسعه یافته در حال رخ دادن است ( 2005 UN) . نرخ رشد جمعیت به دلیل کاهش نرخ باروری در حال کند شدن است و در کشورهای پیشرفته زیر شاخص های جایگزینی بوده و در کشورهای نو پا و نو ظهور به سرعت در حال افزایش می باشد ، اگرچه رشد جمعیت در کشور های کمتر توسعه یافته همچنان بالا است .

2-say
نتیجه کاهش باروری و همچنین افزایش در میزان امید به زندگی، بالا رفتن میانگین سنی و پیر شدن جمعیت جهانی می باشد . در آینده نسبت افراد مسن ( 60 سال و بالاتر ) به رنج های سنی دیگر طبق مطالعات و بررسی های صورت گرفته به میزان دوبرابر خواهد رسید و تا بیش از 20 درصد رشد نسبت به شاخص فعلی خواهد داشت ( 2005 UN) . گروه های سنی مختلف از رژیم های غذایی و الگوی مصرف متفاوتی برخوردارند ، به طور معمول ، افراد بزرگسال و مسن نسبت به کودکان مقادیر بیشتری پروتئین حیوانی مصرف می کنند .

یکی دیگر از عوامل مهم در تعیین تقاضا برای غذا ، شهرنشینی می باشد . در سال 2005 ، 49 درصد از جمعیت جهانی در شهر ها زندگی می کردند ( 2006 FAO ) . این ارقام جهانی در مناطق مختلف متفاوت می باشند : صحرای آفریقا و آسیای جنوبی هنوز هم از شهرنشینی محدود و ملایمی برخوردارند ، در حالیکه نرخ شهرنشینی در کشورهای توسعه یافته و آمریکای لاتین حدود 70 تا 80 درصد می باشد .

شهرنشینی در تمام نقاط دنیا ادامه دارد و بالاترین نرخ رشد به مناطقی که در حال حاضر از نرخ شهرنشینی پایینی برخوردارند مانند آسیای جنوبی و صحرای آفریقا ، اختصاص دارد . در واقع تمامی رشد جمعیت بین سال های 2000 تا 2030 شهری خواهد بود .

شهرنشینی بر سطوح بالایی از مشارکت در نیروی کار و کارگری دلالت دارد و بر روی الگوهای مصرف غذا تاثیر می گذارد ، معمولا مردم در شهرها وعده های غذایی بیشتری را در بیرون از خانه صرف می کنند و مقادیر بیشتری از غذاهای از پیش تهیه شده ، فست فود ها ، غذاهای آماده و اسنک ها را مصرف می کنند . بنابراین شهرنشینی بر روی نحوه و شکل توابع مصرف فرآورده های حیوانی تاثیر می گذارد ( 1998 ، Rae ) ، این توابع نحوه واکنش مصرف این مواد غذایی نسبت به تغییر در مخارج و هزینه های کلی را مشخص می کنند .


افزایش شاخص شهرنشینی در کشور چین بر روی شاخص مصرف فرآورده های حیوانی هر فرد تاثیری مثبت داشته است ( 1998 ، Rae ) . بین سال های 1981 و 2001 میزان مصرف حبوبات در رژیم های غذایی ، در مناطق روستایی 7 درصد و در مناطق شهری 45 درصد کاهش و افت داشته است ، در شرایطی که مصرف گوشت و تخم مرغ به ترتیب به میزان 85 درصد و 278 درصد در مناطق روستایی و 29 درصد و 113 درصد در مناطق شهری افزایش یافته است .

3-say


رشد اقتصادی
رشد درآمدها ، تقاضا برای محصولات دامی را بالا می برد
در دهه های اخیر ، اقتصاد جهانی توسعه بی نظیری را تجربه کرده است . رشد جمعیت ، دستیابی های عضیم علمی و تکنولوژیکی ، تغییرات سیاسی و آزادی در اقتصاد ، تجارت و بازرگانی ، همه در رشد اقتصادی سهیم هستند . در کشور های توسعه یافته این رشد به معنای افزایش در آمد های فردی و به وجود آمدن طبقه ای متوسط با قدرت خریدی بیشتر از نیاز های اصلی بوده است . در دهه 1991 تا 2001 سطح استاندارد زندگی هر فرد( حجم استفاده از محصولات گوشتی یا در اصطلاح استاندارد زندگی) ، به طور کلی و در سطح جهانی ، در هر سال به میزان بیش از 4/1 درصد رشد داشته است . در کشورهای در حال توسعه این رشد به طور میانگین به میزان 3/2 درصد در مقایسه با 8/1 درصد برای کشورهای پیشرفته می باشد ( 2006 ، Bank World) . رشد دقیق در آمد ها در آسیای شرقی ، مربوط به کشور چین با نرخ رشد سالانه نزدیک به 7 درصد می باشد و در آسیای جنوبی به میزان 3.6 درصد رسیده است . بانک جهانی پیش بینی کرده است که رشد استاندارد زندگی در هه های آتی و در کشورهای در حال توسعه ، سرعت و شتاب زیادی خواهد داشت .


درآمدهای ارتجاعی بالایی از تقاضا برای گوشت و فرآورده های دامی دیگر به وجود آمده است ، به این معنا که با افزایش درآمد ها ، هزینه ها مصرفی برای تهیه فرآورده های حیوانی نیز به سرعت افزایش می یابد . بنابراین افزایش درآمد های فردی به معنای افزایش تقاضا برای این محصولات خواهد بود . این امر باعث کمتر شدن شکاف های موجود بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در متوسط میزان مصرف گوشت ، شیر و تخم مرغ خواهد شد . تاثیر افزایش درآمد بر روی رژیم غذایی در بین افرادی با در آمد پایین و یا متوسط بسیار زیتد می باشد . این مشاهدات نه تنها در سطح ملی ، بلکه در سطح فردی نیز صدق می کنند .

تغییر و تحول در تغذیه
تغییرات جهانی در ارتباط با رژیم های غذایی
ظهور کشاورزی و شکار گونه های متنوع جانوری ، امکان تغذیه جمعیت در حال افزایش را فراهم ساخته است ولی باعث محدودیت رژیم غذایی انسان نیز شده است . پیش از به وجود آمدن صنعت کشاورزی ، محصولات حیوانی نقش بسیار بزرگی در تغذیه انسان ها داشته اند و شاخص های مصرف این محصولات در گذشته اگر بیشتر نباشد ، تقریبا نزدیک و شبیه به شاخص های فعلی مصرف در کشورهای توسعه یافته است . افزایش درآمدها و پیشرفت در کشاورزی کشورهای توسعه یافته را قادر ساخته است تا در طی 150 سال اخیر ، رژیم های غذایی خود را غنی و سرشار از مواد مغذی نموده و به آنها تنوع ببخشند . کشورهای در حال توسعه ، اخیرا در حال استفاده از فرآیند ارتقایافته ای می باشند که توسط افرادی به نام های پاپکینز ، هورتن و کیم ، " تحول در تغذیه " نامیده می شود . این تغییر و تحول با تغییری سریع از سوتغذیه ای گسترده به رژیم های غذایی مغذی با تنوع زیاد و اغلب بیش از حد مغذی ، تبدیل شده است . در مقابل بیشتر تحولاتی که تغذیه عموم مردم کشورهای پیشرفته رخ داده است ، در حال حاظر این تحولات در کشورهای در حال توسعه به صورت فردی بوده و با رشدی سریع در حال افزایش است .

با افزایش درآمد ها و شهرنشینی ، مردم رژیم های غذایی نسبتا یکنواخت اما حاوی مواد مغذی متنوع و باکیفیت را ( غذاهایی بر مبنای حبوبات خام طبیعی ، ریشه های نشاسته ای ، سبزیجات محلی ، سایر سبزیجات و میوه ها و غذاهایی محدود با منابع حیوانی ) کنار می گذارند و به وعده های غذایی متنوعی که شامل غذاهای آماده بیشتر ، غذاهایی با فرآورده های حیوانی بیشتر ، شکر و چربی بالاتر و اغلب الکل بیشتر می باشند ، روی می آورند . این تغییر همراه با کاهش فعالیت فیزیکی بدن بوده و منجر به افزایش سریع وزن و چاقی در افراد شده است . تعداد افراد دارای اضافه وزن در سرتاسر جهان ( حدود یک میلیارد نفر ) بسیار بیشتر از تعداد افراد مبتلا به سوتغذیه ( حدود 800 میلیون نفر ) می باشد . قسمت قابل توجهی از رشد چاقی و اضافه وزن در دنیا مربوط به میزان چاقی هایی می باشد که در کشور های جهان سوم و یا همان کشور های در حال توسعه وجود دارد ، برای مثال طبق تخمینی که در سازمان جهانی بهداشت ( WHO ) صورت گرفته است ، در کشور های جهان سومی 300 میلیون بزرگسال از چاقی و 115 میلیون نفر از بیماری های مربوط به چاقی رنج می برند . رشد سریع بیماری های سخت و مزمن مرتبط با تغذیه از قبیل بیماری های قلبی ، دیابت ها ، فشار خون و سرطان های جدی با تغییرات به وجود آمده در رژیم های غذایی در ارتباط هستند . در تعدادی از کشور های در حال توسعه مقابله با بیماری های مزمن مرتبط با تغذیه در اولویت سیاست های غذا ، کشاورزی و دامداری ملی قرار گرفته اند و در حال حاضر عادت های غذایی سالم ، ورزش و برنامه های غذایی پایه در مدارس ، آموزش وترویج داده می شود .

4-say

تحول در تغذیه با افزایش درآمدها و تمایلات برای غذاهای نسبتا ارزان تحریک می شود .طی دوره هایی پس از سال 1950 قیمت ها کاهش یافتند . نسبت به وضعیت در آمدهای کشور های پیشرفته در گذشته ، درآمدهای امروزی به طور معمول سطح مصرف بسیار بالاتری از اقلام غذایی با ارزش را امکان پذیر می سازند .
در حالی که قدرت خرید و شهرنشینی بخش بزرگی از الگوی مصرف فردی را مشخص می کند ، عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز می توانند در سطح محلی و منطقه ای اثرات عظیمی بر الگوی مصرف غذا داشته باشند .برای مثال برزیل و تایلند درآمدهای فردی و نرخ شهرنشینی مشابهی دارند ولی مصرف فرآورده های حیوانی در برزیل تقریبا به میزان دو برابر بالاتر از میزان مصرف در تایلند است . روسیه و ژاپن شاخص مصرف مشابهی از فرآورده های حیوانی دارند در حالی که سطح درآمد ها در ژاپن حدود 13 برابر بیشتر از سطح درآمد در روسیه است .

اندازه و کیفیت منابع طبیعی ، از آنجایی که باعث به وجود آمدن هزینه های نسبی برای اجناس غذایی گوناگون می شود ، یکی دیگر از عواملی است که میزان مصرف را تعیین می کند . دسترسی به منابع دریایی از یک سو و دسترسی به منابع طبیعی از سویی دیگر ، گرایشات و تمایلات مصرف اقلام غذایی مختلف را به جهاتی متضاد کشانده است . ناتوانی در هضم و تحمل لاکتوز موجود در شیر که به طور خاص در بین مردم آسیای شرقی وجود دارد ، مصرف شیر در این منطقه را محدود کرده است . دلایل فرهنگی نیز تاثیرات زیادی بر عادت های مصرف غذا دارد . به عنوان مثال منطقه ای در آسیای جنوبی ، جایی که مصرف گوشت هر فرد کمتر از درآمدی است که می تواند برای این گونه مصارف هزینه شود . مثالی دیگر در مورد پرهیز از مصرف گوشت خوک در رژیم غذایی مسلمانان می باشد . الگوهای اجتماعی و فرهنگی اولویت های مصرفی متنوعی را ایجاد کرده و بر روی عقیده مصرف کنندگان در مورد کیفیت محصولات حیوانی نیز تاثیر گذار بوده است .

در طی سال های اخیر الگوهای مصرف غذا به طور زیادی از نگرانی های افزایش یافته در مورد مباحث سلامت ، محیط زیست ، اخلاقیات ، آسایش و رفاه حیوانات و توسعه تاثیر گرفته است .در کشورهای وابسته به سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی ( OECD) گروهی از مصرف کنندگان نگران وجود دارند که تمایل به کاهش مصرف فرآورده های غذایی دامی داشته و یا محصولات با کیفیت و تضمین شده ، مانند غذاهایی با مواد مغذی اصلی و بدون محدودیت را برای مصرف انتخاب کرده اند . افزایش تمایلات و گرایش ها به سوی گیاه خواری ، اگرچه در برخی جوامع در سطح بسیار پایینی می باشد ولی با این حال خود به عنوان گواهی بر وجود این گرایشات به شمار می رود . ترویج و افزایش مبارزات انتخاباتی در دولت ها نیز محرک های بالقوه ای برای تشدید این گرایشات می باشند .

3822 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 836

ارسال نظر