امروز: سه شنبه 28 شهریور 1396 برابر با 19 سبتامبر 2017

آخرين اخبار

تبدیل فعالیت به نفع حیوانات از هنر به علم

  • یکشنبه, 26 آبان 1392
  • نوشته شده توسط 

ما به عنوان یک جریان، دو گزینه داریم. همانگونه گه کیمیاگران گمان میکردند میدانند چگونه مس را به طلا مبدل کنند، گرچه هیچ داده ی تجربی...

 

 تبدیل فعالیت به نفع حیوانات از هنر به علم

Nick Cooney، برگرفته ازسخنرانی کنفرانس حقوق حیوانات، 2013

 

 درس هایی از کیمیاگری

بیش از دو هزار سال پیش، در حدود سال 300 پیش از میلاد مسیح، آنچه به عنوان کیمیاگری می شناسیم آغاز شد.
اگر امروز به کیمیاگری فکر کنیم، احتمالا افراد مسن عجیب و غریبی را تصور میکنیم که لباس هایی مضحک بر تن دارند و تلاش میکنند مس را به طلا تبدیل کنند. و بی تردید، یکی از اهداف کیمیاگران تبدیل مس و سایر عناصر رایج به چیزهایی همچون نقره و طلا بود. اما آنان اهداف بلند پروازانه تری نیز داشتند، مثلا یافتن معجون حیات جاودانه یا دریافتن چگونگی تطهیر روح انسان.

میتوان امروز به کارهای کیمیاگران نگاه کرد و بر آن خنده زد اما در عصر خود، کیمیاگری بسیار جدی گرفته میشد. مکتب خانه ها آنرا تدریس میکردند، مکتوباتی داشت و در برخی دیار نیز حاکمان به کیمیاگران حاذق، مدرک اعطا میکردند.
نمیدانم توجه کرده اید یا خیر ولی امروزه دیگر کیمیاگران زیادی وجود ندارند. به دانش آموزان متخصص در کیمیاگری بر نمیخورید و کیمیاگرانی که بساطشان را کنار خیابان پهن کرده باشند نخواهید دید. در حقیقت، فقط یک جا وجود دارد که هنوز هم می توانید افرادی مسن را بیابید که وردهایی عجیب و غریب زیر لب زمزمه میکنند و در تلاشند چیزی را به چیزی کاملا متفاوت بدل کنند: فاکس نیوز.

خب از شوخی که بگذریم، چه بر سر کیمیاگری آمد؟ در قرن های 18 و 19، علم شیمی جای کیمیاگری را گرفت. همانگونه که مشاهده میکنید، این اسامی وجه مشترکی دارند. و در حالیکه کیمیاگری در تاریخ 2000 ساله اش، تقریبا هیچ چیز ارزشمندی برای بشر به جا نگذاشت، علم شیمی تنها طی چندصد سال، بسیار موفق بوده است. اگر از داروهای نجات بخش بهره مندیم، تلفن های هوشمند داریم، یا هر روز صبح آب آشامیدنی سالم و تازه از شیر آب خانه مان در دسترس است، باید بابت (بخشی از) آن از علم شیمی ممنون باشیم.
تفاوت میان کیمیاگری و علم شیمی در چیست؟ چرا یکی به موفقیتی گسترده نائل شد و دیگری با شکستی اسفناک مواجه شد؟ و از همه مهتر، اصلا کیمیاگری و علم شیمی چه ربطی به ترویج گیاهخواری دارد؟

شرح تفاوت میان کیمیاگری و علم شیمی بسیار ساده و آسان است. و در عین حال تفاوتی بسیار بنیادین می باشد. تفاوت اینست: کیمیاگران از مدل علمی بی بهره بودند در حالیکه شیمی دان ها روش علمی را بکار برده و می برند.
برای آن دسته از ما که ممکن است علومِ کلاسِ پنجم را به خوبی به یاد نیاوریم یاد آوری میکنم که روش علمی تماما بر سنجش و آزمایش مبتنی است. اگر میخواهیم ثابت کنیم چیزی درست است، باید بتوانیم آنرا آزموده و صحت اش را اثبات نماییم.
آزمایش، جوهر علم است. کلمه ی "علم" را در ویکیپدیا جستجو کنید و اولین جمله به شما خواهد گفت که علم، در قالب توضیحات و پیش بینی های آزمایش پذیر، دانش را ساخته و سازمان میبخشد.

 یعنی این اثبات حقایق معین از طریق آزمایشات بود که به علم شیمی اجازه داد گام به گام از دنیای تیره ی کیمیاگری پیش رود. این آزمایش است که به هر انتظامِ دانش-مجوری اجازه میدهد تا گام به گام به سوی فهم و کارایی بالاتر برود.

 

 

alchemy

 

 

آیا انجام آزمایش می تواند جان حیوانات را نجات دهد؟

... اگر برای فروش محصول، برنده شدن در انتخابات و حفظ جان انسان ها آزمایش میکنیم (مثلا یکی از روشهایی که نهادهای ضد مالاریا برای توقف شیوع این بیماری در پیش میگیرند عبارتست از توزیع پشه بند. اما پژوشگران ناظر بر این تلاش ها این پرسش را مطرح کردند که بهتر است پشه بندها بطور رایگان توزیع شوند تا همه بتوانند یکی داشته باشند یا در ازاء دریافت مبلغی ناچیز با این استدلال که اگر افراد هزینه ای بابت دریافت آن بپردازند، با احتمال بیشتری از آن استفاده خواهند کرد؟ فعالینِ سلامت می توانستند فرضیات و دلایل فلسفی در تایید هر رویه ارائه دهند. اما پژوهشگران برای گمانه یا فلسفه بافی اهمیتی قائل نیستند. تنها چیزی که میخواستند بدانند این بود که کدام شیوه، زندگی های بیشتری را نجات خواهد داد. بنابراین آزمایش کردند و مشخص شد توزیع رایگان پشه بند بسیار کارآمدتر است... یکی از نهادهای غیر انتفاعی مبارزه با مالاریا، بنیانِ بیل و ملیندا است. بیل گیتس در نامه سرگشاده ی سال 2013 می نویسد: "اهمیت سنجش و اندازه گیری برای بهیود وضع زندگی بشر، بارها و بارها مرا تکان داده")، برای نجات حیوانات هم می توانیم بکارش بندیم. نه تنها می توانیم از آن استفاده کنیم، بلکه به شدت معتقدم آن عده از ما که نگران حیوانات صنعتی هستنم، بنا به وظیفه ای اخلاقی می بایست از آزمایش و پژوهش برای هدایت فعالیت های خود بهره بریم.

از حیث تاریخی، جریان ما این مسیر را طی نکرده است. پرسش های زیر را در مورد بهترین روش برای تبلیعات گیاهخواری در نظر بگیرید:
- بهتر است از آمار، داستان ها یا هر دو برای سخن گفتن از فلاکت حیوانات صنعتی استفاده کنیم؟
- بهتر است عموم مردم را به گیاهخواری کامل، گیاهخواری یا خوردن گوشت کمتر ترغیب کنیم؟
- بهتر است فیلمی به اشتراک بگذاریم از خشونت نسبت حیوانات پرورشی یا پیامدهای زیست محیطی مصرف گوشت یا مزایای گیاهخواری کامل برای سلامت؟


در گذشته، جریان ما اینها را پرسش هایی از رای و نظر یا فلسفه می انگاشت. غالبا، حتی به هیچ روی در مورد پرسش های اینچنینی فکر نکرده ایم. به سادگی از آنچه دیگران انجام داده اند تقلید کرده یا بر مبنای حدس و گمان یا ترجیهات فردی عمل کرده ایم.
اما اگر "بهتر" را با "نجات جان حیوانات بیشتر" تعریف کنیم، آنگاه پرسش های بالا صرفا برخاسته از فلسفه یا نظر شخصی نیستند. پرسش هایی از حقیقت (fact) اند. پاسخ هایی واقعی دارند. ما به عنوان یک جریان، برای یافتن این پاسخ ها زمان صرف نکرده ایم و این دقیقا مشکل ماست.
بگذارید برای اینکه چرا باور دارم نه تنها می توانیم، بلکه الزامی اخلاقی داریم، که از آزمایش مستقیم برای بهبود فعالیت ویگن اسنفاده کنیم مثالی بزنم.

The Humane Leagu (THL) یک گروه حفاظت از حیوانات صنعتی است که مبالغ هنگفتی را صرف اجرای تبلیغات در فیسبوک برای ترویج رژیم گیاهخواری کامل میکند. این تبلیغات، زنان جوان را هدف میگیرند و – وقتی رویشان کلیک شود- بازدید کنندگان را به صفحه ی وبی حاوی فیلمی از خشونت نسبت به حیوانات صنعتی در کنار منابعی در مورد رژیم گیاهخواری کامل هدایت می نماید. در سال 2012، این تبلیغات در حدود 700000 زن جوان را به وب سایت تصویری THL کشاند (نگارنده، موسس THL و عضو هیات مدیره است. همچنین از اعضای سازمان farm sanctuary نیز می باشد).

روشن نیست دقیقا چه درصدی از بازدید کنندگان، رژیم غذایی خود را با دیدن فیلم تغییر دادند. THL با پژوهشگران دانشگاهی برای یافتن پاسخ به این سوال در حال همکاریست اما این مطالعه هنوز به پایان نرسیده است. در اینجا فرض میکنیم 1 نفر از هر 100 زن جوانی که از سایت بازدید میکند، به گیاهخواری روی می آورد و 99 بازدید کننده ی دیگر هیچ تغییری در رژیم غذایی خود نمیدهند.
در این صورت، می توان به این نتیجه رسید که تبلیغات فیسبوکی THL در سال 2012، در حدود 217000 حیوان صنعتی را از یک زندگی سراسر فلاکت نجات داده است (بر مبنای این پژوهش در خصوص تعداد سالیانه ی حیوانات نجات یافته توسط هر گیاهخوار). این عالیست! اما یک نکته وجود دارد: فیلم های متفاوتی از خشونت روا داشته شده نسبت به حیوانات صنعتی وجود دارد. و سوالی که THL با آن مواجه شد این بود که چطور بدانیم فیلمی که استفاده می کنیم، موثرترین است؟

بنابراین در طول یک بازه ی زمانی دو ماهه، از آزمایشات مستقیم برای مقایسه ی تاثیر 4 فیلم خشونت نسبت به حیوانات صنعتی استفاده شد. نتیجه؟ بهترین فیلم برای ترغیب زنان جوان برای حرکت به سمت گیاهخواری ، 70% کارآمدتر از فیلمی بود که THL استفاده میکرد (بر مبنای کلیک برای دریافت راهنمای شروع به گیاهخواری). این مطالعه ی خاص، تغییر واقعی در رژیم غذایی را دنبال نکرد. اما از آنجایی که منابع مشترک، در اختیار هر دو گروهِ تصادفیِ متعلق به جمعیتِ پیغام گیر یکسان (demographic audience) قرار داده شده بود، گروهی که با احتمال بیشتری سفارش راهنما میدهد، قاعدتا باید با احتمال بیشتری هم گیاهخوار شود.

در نتیجه، THL تمام کمیپین تبلیغاتی خود را به سمت فیلمِ کارآمدتر تغییر داد. بدین ترتیب، احتمالا کمین خود را در حدود 70% کاراتر ساخت. و این بدان معناست که اگر به همان تعداد باردید کننده دست یابند، از نجات 217000 حیوان در سال گذشته به نجات 369000 در سال جاری خواهد رسید.
یعنی بیش از 150000 حیوانِ بیشتر - بدون صرف حتی یک پنی اضافه. نجات بیش از 150000حیوان بیشتر صرفا با جایگزینی یک فیلم با فیلمی دیگر.
این، قدرت باورنکردنیِ آزمایش مستقیم است. و به این دلیل است که معتقدم آنانی که نگران حیوانات صنعتی هستند- و بطور اخص، نهادهای فعال در حوزه ی ترویج گیاهخواری کامل- بنا به وظیفه ای اخلاقی می بایست از آزمایش مستقیم برای افزایش کارایی بهره برند.
نامانوس است که نکاتی همچون اندازه یا رنگ فونت بتواند بر تعداد افرادی که ماشینی را می خرند تاثیرگذار باشد. نامانوس است که مجلاتی که افراد مشترک شان می شوند بتواند به برنده شدن در یک رقتبت انتخاباتی کمک کند. و نامانوس است که توزیع رایگان پشه بند در مقابل ارائه شان به ازاء 60 سنت به معنای مرگ و زندگی هزاران انسان باشد.

و نامانوس است که چیزی به سادگی آزمایش مستقیم بتواند شکنجه ی اینهمه حیوان را از بین ببرد. و با اینحال، اینچنین است.
هرگاه 4 فیلم- یا بروشور، راهنمای شروع به گیاهخواری، وب سایت رِژیم گیاهخواری کامل، سخنرانی های آموزشی رفتار با شفقت یا هر چیز دیگری- وجود دارد، یکی از آنها برای تغییر رژیم غذایی و نجات زندگی، کارآمدتر خواهد بود. این یک حقیقت ساده است. پس چرا در نیابیم کدامیک کارآمدتر است و آنرا بکار نبندیم؟ اگر نگران حیوانات هستیم، بنا بر وظیفه ای اخلاقی باید چنین کنیم.

صرف نظر از اینکه یک فیلم- یا بروشور، راهنما، وب سایت یا سخنرانی- چقدر عالیست، همیشه می تواند بهتر شود. همانگونه که در مثال پیشین مشاهده شد، بهبود کارایی با حتی 10، 20 یا 30% می تواند تعداد عظیمی از حیوانات را نجات دهد. پس چرا تغییرات و اصلاحات مختلفی را روی این عناصر اعمال نکنیم و در نیابیم کدامیک آنها را کارآمدتر می سازد؟ آزمایش مستقیم این امر را میسر می سازد.

بی شک، آزمایش علمی ناکامل بوده و نتایج یک مطالعه نمیتوانند تضمینی پولادین از بهتر بودن یک شیوه نسبت به دیگری را در اختیارمان بگذارند. اما اگر مطالعات به خوبی طرح ریزی شوند، نتایج در غالب موارد صحیح خواهند بود- و احتملا این به تنهایی آنان را ارزشمند و حیات بخش می سازد. به علاوه، هرچه آزمایشات مستقیم بیشتری انجام دهیم، اطمینان بیشتری نیز کسب خواهیم کرد.

دست روی دست گذاشتن به این دلیل که هیچ آزمایشی نمیتواند بطور کامل تمام متغیرها را محسابه نماید، صرفا بهانه ایست برای عملی نکردن و نسنجیدن چیزی جدید و تمایل به برخطا باقی ماندن. جامعه ی تجاری، سیاسی، و سایر نهادهای غیر انتفاعی با بی تحرکی فلج نشده اند. ما نیز نمیتوانیم از کار باز بمانیم.

اجتناب از آزمایش به دلیلِ احتمالِ عدمِ همخوانیِ نتایجِ حاصله با فلسفه های ما نیز به همان میزان گمراه کننده است. به عنوان نمونه، اگر آزمایش ها نشان دهند که ترغیب عموم مردم به در پیش گرفتن "گیاهخواری" به نجات حیوانات بیشتری منتهی خواهد شد تا ترغیب شان به "گیاهخواری کامل"، چه بسا برخی فعالین ویگن سرگردان شوند.

اما دانستن همیشه بهتر از ندانستن است. و برای هر انگاره ای که از عملکرد جهان داریم، باید بتوانیم آزمایشی امکانپذیر را شناسایی کنیم که بتواند بر خطا بودن ما را اثبات کند. هر قدر داده های تجربی را به نفع تئوری های جامعه شناختی یا فلسفی نادیده انگاریم، بصورتی باور نکردنی در حال ارزش بخشیدن به انگاره های ذهنی خود نسبت به رنج ملموس حیوانات هستیم.

 

یک انتخاب آشکار

ما به عنوان یک جریان، دو گزینه داریم. همانگونه گه کیمیاگران گمان میکردند میدانند چگونه مس را به طلا مبدل کنند، گرچه هیچ داده ی تجربی برای اثبات صحت ادعایشان نداشتن، جریان ما نیز می تواند گمان کند میدانیم بهترین روشها برای اینکه همه چیزخوارها، گیاهخوار کامل شوند کدامند. یا، مانند اولین شیمی دان ها، می توانیم روش علمی را وارد کارمان کنیم و بسیار کارآمدتر باشیم.
و در حقیقت، این جا به جایی هم اکنون به راه افتاده و در حال شدت گرفتن است. گروه هایی شامل The Humane League، Farm Animal Rights Movement، Mercy For Animals، و VegFund شروع به اجرای آزمایش مستقیم روی برنامه های خود نموده اند. و از همه مهمتر، از نتایج بدست آمده برای شکل دهی به تصمیم گیری های خود استفاده میکنند.

THL اخیرا یک شعبه ی پژوهشی به نام Humane League Labs را به راه انداخته که روی مشی های مختلف فعالیت ویگن، آزمایشات مستقیم انجام میدهد. و گرچه هنوز آزمایشات مستقیم اندکی وجود دارد، کتاب جدیدی که نکاشته ام، صدها مطالعه روی گیاهخواران را برای فراهم آوردن داده های مفید برای تلاش های فعالیت ویگن تحلیل می کند.
و البته، The Humane Research Council با انجام پژوهش و آزمایش برای تعدادی از سازمان های فعال ویگن و به اشتراک گذاشتن مطالعات مرتبط روی HumaneSpot.org، نقشی کلیدی را در سرعت بخشیدن به جریان حفاظت از حیوانات در این راستا ایفا کرده است.

به عنوان نتیجه گیری:
کیمیاگری در حدود 2000 سال ادامه یافت تا با ورود روش علمی، اقدامات بی ثمر طولانی به موفقیتی پیروزمندانه برای بشر تبدیل شد.
حدود 70 سال از عمر جریان ویگن میگذرد. بیایید برای گماردن تمام فعالیتهایمان در قالب استاندارد دقت علمی، 1930 سال دیگر- یا حتی 3 سال دیگر- منتظر نمانیم.
حیواناتِ در رنج نباید و نمیتوانند اینقدر منتظر بمانند.


--------------
Nick Cooney بنیان گذار The Humane League و مدیر کمپین The Compassionate Communities در Farm Sanctuary است. وی همچنین مولف کتابهای Change of Heart: What Psychology Teach Us about Spreading Social Change و Veganomics: The Surprising Science on What Motivates Vegetarians, from the Breakfast Table to the Bedroom است. اقدامات وی برای حیوانات در رسانه های متعدد از جمله Wall Street Journal، ، Times Magazine، National Public Radio انتشار یافته است.

------

این نوشته اندکی خلاصه شده، منبع: http://www.humaneresearch.org/

3231 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 865

ارسال نظر