امروز: پنج شنبه 01 تیر 1396 برابر با 22 جون 2017

آخرين اخبار

نقدی بر اخلاقیات مبتنی بر تفکرِ "انسان، اشرف مخلوقات" نسبت به محیط زیست

  • یکشنبه, 24 آذر 1392
  • نوشته شده توسط 

انسان-محوری به عنوان یک شیوه ی مادون اخلاقی، کوته فکرانه و تنگ نظرانه در مقابل زمین که بطور گسترده مسئول مخمصه زیست محیطی است...

 

 

سایر موضوعات مرتبط:

سینگر و اصل ملاحظه برابرِ منافع

حیوانات و اصول اخلاقی، بررسی اجمالی نظریات رایج

نظريه اخلاق و جنبش نوین آزادی بخش حیوانات

ریگان و حقوق حیوانات

 

 

 

پرسشِ جایگاه اخلاقی یا ارزش ذاتی و پاسخِ انسان-محورانه
Ned Hettinger، متخصص اخلاق زیست محیطی، Ph.D

 

 

کدام فرتاش ها(1) دارای جایگاه اخلاقی(2) هستند یا به عبارتی، به خودی خود دارای اهمیت اخلاقی هستند و چرا؟

کدام فرتاش ها ذاتا ارزشمند هستند (یعنی ارزش شان، ورای سودمندی شان برای سایر موجودات است)؟

مردم، مواردی نمونه از فرتاش هایی هستند که به خودی خود دارای اهمیت اخلاقی بوده و ارزش شان بنا بر سودمندی شان برای سایرین تقلیل ناپذیر است.

مصنوعات سودمندگرایانه (3) (تکه های گچ)، مواردی نمونه از فرتاش های فاقد جایگاه اخلاقی یا ارزش ذاتی(4) هستند؛ آنها منحصرا ارزشِ سودمندی(5) دارند (یعنی ارزشِ کاربرد آن برای سایرین).

عوامل اخلاقی (6) (فرتاش هایی که اخلاقا نسبت به رفتار خود مسئولند)، دارای وظایفی مستقیم نسبت به تمام فرتاش های دارای جایگاه اخلاقی می باشند. فرتاش های فاقد جایگاه اخلاقی نمی توانند از وجود وظایفی نسبت به خود برخوردار باشند اما ممکن است وظایفی بصورت غیر مستقیم بدان ها مربوط باشد.

 


چهار موضع اصلی (در خصوص جایگاه اخلاقی) در اخلاقیات زیست محیطی


1. انسان-محوری(7): تمام و تنها (8) انسانها دارای جایگاه اخلاقی هستند (از جمله عوامل کشتار جمعی، انسانهای همواره بیهوش و جنین انسان؟) (دیدگاه عرفا پذیرفته شده ای که اخلاقیات زیست محیطی به چالش اش میکشد) (William Baxter)

2. ادراک-محوری(9): تمام و تنها فرتاش های با ادراک، دارای جایگاه اخلاقی هستند (پستانداران، ممکن است تمامی مهره داران و شاید برخی بی مهرگان؛ مثلا انسان، گاو، دارکوب) (اخلاقیات رفاه حیوانات، رهایی حیوانات و حقوق حیوانات: Peter Singer & Tom Regan)

3. فردگرایی زیست-محور(10): تمام و تنها فرتاش های زنده دارای جایگاه اخلاقی هستند (انسان، خرس، پروانه، خرچنگ، درخت، باکتری) (Paul Taylor & Albert Schweitzer)

4. کل نگری بوم-محور(11): نافرد های طبیعی دارای جایگاه اخلاقی یا ارزش ذاتی بوده و شایسته ی احترام اند؛ فی نفسه گونه ها (جغدهای خالدار)، بوم سازگان ها (Yellowstone)، فرآیندهای طبیعی (آتش، انجماد، گونه زایی)، و/یا خودِ زمین. (Aldo Leopold, J. Baird Callicott و Holmes Rolston)

 

انسان-محوری

* انسان-محوری قوی: تمام و تنها انسان دارای جایگاه اخلاقی یا ارزش ذاتی است. (مقصود ما از عبارت مذکور اینست و دیدگاهیست که Aquinas، Kant و Baxter دنبال میکردند "من هیچ علاقه ای به حفظ پنگوئن ها به خاطر خودشان ندارم؛ پنگوئن ها اهمیت دارند چون مردم از دیدن راه رفتن آنها روی صخره ها لذت میبرند")

- غیر انسان ها صرفا اسباب کسب منفعت انسان هستند؛ صرفا وسیله ای برای نیل به اهداف انسان. زمین، منبعی برای انسان است.
- ما هیچ وظیفه ای در قبال غیر انسان نداریم، بلکه این وظایف صرفا نسبت به سایر انسان های مربوط به غیر انسان است.
- می تواند اخلاقیات زیست محیطی قوی داشته باشد: دارای اهمیت برای حفاظت از محیط زیست به خاطر بشر (نه به خودی خود).


* انسان-محوری ضعیف: انسان-محوری در لغت بدان معناست که اخلاق باید بر انسان متمرکز باشد و غیر انسان دارای اهمیت اخلاقی جنبی است.

- در این دیدگاه، بشر مرکز ثقل اهمیت اخلاقی است؛ بشر برتر است؛ اهمیت بشر بیش از سایر فرتاش ها است. (بدان معنا که غیر انسان ذاتا تا حدی اهمیت دارند، در نتیجه، انسان-محوری ضعیف با انسان-محوری قوی که فقط برای بشر ارزش قائل است سازگار نمی باشد)
- انسان-محوری ضعیف باید پاسخ درخوری برای این سوالات ارائه نماید: آیا ادعا اینست که هر فرد انسانی دارای اهمیتی بیش از هر فرد غیر انسانی است؟ که هر بهره/تمایل انسانی (صرفنظر از اینکه چه مایه ناچیز است)، پر اهمیت تر از هر بهره/تمایل غیر انسانی است؟ که گونه ی بشر به عنوان یک کل، پر اهمیت تر از مجموع تمامی میلیون ها گونه ی دیگر روی زمین است؟ که یک فرد انسانی پر اهمیت تر از تمام یک گونه ی غیر انسانی است؟

 


نکات قوت (و ادله ی مدافع) انسان-محوری


* استدلال های انسان-محورانه لزوما خود-محورانه و توخالی نیستند.

- نگرانی بابت مسمومیت با سرب به این دلیل که کودکان سیاهپوست را بطور بی تناسب می کشد—یک معضل عدالت زیست محیطی— انسان-محور است ولی خود-محورانه یا توخالی نیست.
- دلایل انسان-محورانه، دلایل آشکارا خوبی برای محافظت از طبیعت هستند؛ آنچه بحث برنگیز است این دیدگاه است که این دلایل، تنها دلایل خوب هستند. چرا حین استدلال در خصوص حفاظت زیست محیطی، هم از دلایل انسان-محورانه و هم دلایل غیر انسان-محورانه استفاده نکنیم؟

* انسان-محوری لزوما "غیر روشن فکرانه" نیست؛ می تواند روشنفکرانه باشد.

- انسان-محوری غیر روشنفکرانه، آینده و منافع غیر مصرفی انسان را نادیده گرفته و بر ارضای آنیِ ترجیح تمرکز دارد (کالای مصرف کننده ی بیشتر، همین حالا) (Gifford Pincot)
- انسان-محوری روشن فکرانه، منافع انسان های آینده را جدی گرفته، منافع ملموس پراهمیت (مثل درمان های سرطان، مجال سرگرمی)، منافع ناملموس (غنی سازی غیر مادی و زیبایی شناختی) و خدماتی (تولید اکسیژن، گرده افشانی حشرات) که طبیعت برای بشر فراهم می کند را درک میکند.

* کارآمدی: توسل به منافع فردی و ترس از آسیب به انسان، غالبا بسیار موثرند.

* انسان-محوری می تواند مبنای خط مشی های حفاطت از محیط زیست قرار گیرد چرا که رفاه بشر وابسته به عملکرد سالم سیستم های طبیعی است.

*قدرت این خط مشی های زیست محیطی بستگی خواهد داشت به اینکه (اولا) رفاه انسان و غیر انسان تا چه حد در هم تنیده است و (دوما) بشر تا چه اندازه قادر به دستکاری سیستم های طبیعی و در عین حال تضمین اینکه آنها همچنان قادر به حمایت از بقای او هستند می باشد.

 


معضلات بیشتر انسان-محوری


* ادله ی محدود کننده ی اهمیت اخلاقی به بشر، قانع کننده نیستند.

- انسان بودن، به عنوان یک ضابطه برای برخورداری از جایگاه اخلاقی دیگر آنگونه که در گذشته گمان میشد، مفید یا مبرهن نیست.
- این استدلال که: تنها انسان ها، عوامل اخلاقی هستند و بنابراین تنها انسان ها دارای جایگاه اخلاقی می باشد، تمایز میان عامل و فرتاشِ دارای جایگاه اخلاقی (فرتاش هایی که نسبت به دیگران دارای وظایفی هستند و فرتاش هایی که این وظایف نسبت به آنان وجود دارد) را نادیده می انگارد.
- اصول اعتقادی که تنها بشر را مشمول عرصه ی اخلاق می داند، برخی انسان ها را نیز مستثنی و محروم میکند و این ناپذیرفتنی است.

* ادله ی اهمیت اخلاقی غیر انسان-محور، قانع کننده هستند.

- ادله ی آخرین فرد (اینکه آخرین انسان، سیاره را نابود کند نادرست است پس غیر انسان ها باید اخلاقا اهمیت داشته باشند)
- صرفا منبع پنداشتن حیوانات "رده بالاتر" یک اشتباه محض است (تخلیه ی مواد شیمیایی سمی در محل زندگی پنگوئن ها به خاطر خود پنگوئن ها اشتباه است نه صرفا به خاطر عاشقان حیوانات)

* انسان-محوری به عنوان یک شیوه ی مادون اخلاقی، کوته فکرانه و تنگ نظرانه در مقابل زمین که بطور گسترده مسئول مخمصه زیست محیطی است (Ehrenfeld)؛ نوعی خود پرستی گونه ای (12) و خودخواهی گونه ای (13) مبنی بر اینکه: دنیای غیر انسان، منبعی عظیم برای بهره برداری ماست.

 

پ.ن: تاکیدات از نویسنده است.
منبع http://hettingern.people.cofc.edu/


-----------------------------------
1. Being
2. Moral standing
3. Utilitarian
4. Intrinsic value
5. Instrumental value
6. Moral agents
7. Anthropocentrism
8. All and only (معادل اگر و فقط اگر)
9. Sentio-centrism
10. Bio-centric Individualism
11. Eco-centric Holism
12. Species egoism
13. Species selfishness

3327 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 872

ارسال نظر