امروز: سه شنبه 30 آبان 1396 برابر با 21 نوامبر 2017

آخرين اخبار

سرنوشت آدمیزاد و سرنوشت حیوان یکی‌ست

  • جمعه, 29 آذر 1392
  • نوشته شده توسط 

حتی اگر بخواهیم مانند همیشه خودمان را محور قرار دهیم و همه چیز را از منظر خودمان ببینیم، باز هم می‌توانیم بگوییم که فرزندانمان کمتر قربانی ستم می‌شدند اگر ما انسانها حیوانات را کمتر آزار می‌دادیم، کمتر واگن قطارهای مرگمان از قربانیان دیکتاتورها پر می‌شد اگر اینقدر عادت نکرده بودیم حیوانات را بی غذا و آب در کامیون‌ها و قطارهای باربری‌مان بچپانیم و به کشتارگاه بفرستیم، و کمتر انسانی قربانی شلیک گلوله می‌شد اگر اینقدر عادت نکرده بودیم که شکارچیان را در تفریح مورد علاقه‌ی‌شان آزاد بگذاریم.

 

سرنوشت آدمیزاد و سرنوشت حیوان یکی‌ست؛ چنانکه مرگ برای این، و مرگ برای آن، و چنانکه نفس‌ کشیدن برای هر دو... و پوچ است این باور که آدمیزاد بر حیوان برتری دارد، پوچ و یکسره باطل است. هرچیز و همه‌چیز به یک جا می‌رود، هر چیز و همه‌چیز از غبار می‌آید و به غبار بازمی‌گردد. از کجا معلوم که روح آدمیزادگان به عرش اعلا برود و روح حیوانات به قعر زمین؟ (کتاب جامعه، تورات و انجیل عهد عتیق، بخش سوم، آیه‌های هژده تا بیست و دو).

آری، از کجا معلوم که جان آدمیان فرارونده باشد و جان حیوانات، فرورونده؟ از کجا معلوم؟!

در اینجا و در هر جای دیگری، تعادل بر هم خورده است. این «ماده‌ی اولیه‌ی حیوانی» خوف‌آور چیز جدیدی‌ست، مانند این جنگل‌هایی که از میان برمی‌داریم تا ماده‌ی لازم تهیه کنیم برای روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌هایمان که لبریزند از تبلیغات و خبرهای دروغین؛ مانند اقیانوس‌هایمان که ماهی‌هایش را قربانی کشتی‌های نفت‌کشمان می‌کنیم. هزاران سال است که آدمیزاد حیوان را جزو اشیای متعلق به خودش در نظر می‌گیرد، اما اگر در گذشته، حداقلی از تماس با او را حفظ می‌کرد...، امروز ما این را هم عوض کرده ایم، و کودکان شهرنشینمان هرگز حتی یک گاو و گوسفند زنده هم نمی‌بینند، و بدیهی‌ست که کسی نمی‌تواند آنچه را که به چشم ندیده و به دست خود نوازش نکرده به‌راستی دوست داشته باشد.

پس بیایید شورش کنیم. بیایید علیه جهل قیام کنیم، علیه جهل و بی‌تفاوتی و بی‌رحمی، یعنی همین چیزهایی که غالباً خود انسان هم به این دلیل در رابطه با همنوع خودش به آنها متوسل می‌شود که نخست در رابطه با حیوانات مرتکبشان شده چنانکه انگاری تمرین کرده باشد. حتی اگر بخواهیم مانند همیشه خودمان را محور قرار دهیم و همه چیز را از منظر خودمان ببینیم، باز هم می‌توانیم بگوییم که فرزندانمان کمتر قربانی ستم می‌شدند اگر ما انسانها حیوانات را کمتر آزار می‌دادیم، کمتر واگن قطارهای مرگمان از قربانیان دیکتاتورها پر می‌شد اگر اینقدر عادت نکرده بودیم حیوانات را بی غذا و آب در کامیون‌ها و قطارهای باربری‌مان بچپانیم و به کشتارگاه بفرستیم، و کمتر انسانی قربانی شلیک گلوله می‌شد اگر اینقدر عادت نکرده بودیم که شکارچیان را در تفریح مورد علاقه‌ی‌شان آزاد بگذاریم... پس بیایید بکوشیم تا آنجا که می‌شود و از دستمان برمی‌آید، زندگی را بهبود بخشیم.

 

مارگریت یورسنار، «از کجا معلوم که روح حیوانات به عرش اعلا نرود؟»، در کتاب «زمان، این مجسمه‌ساز بزرگ»، بازنوشته‌ی مهرداد مهربان

Texte tarduit en persan par Mehrdad Mehrban, d’après Ecclésiaste, III, 21, et Marguerite Yourcenar : Qui sait si l’âme des bêtes va en bas ? in Le Temps, ce grand sculpteur, Paris, 1983

2599 بازدید
رای دادن به این مورد
(3 رای)
کد خبر: 876

ارسال نظر