امروز: یکشنبه 29 مرداد 1396 برابر با 20 آگوست 2017

آخرين اخبار

ریگان و حقوق حیوانات

  • جمعه, 06 دی 1392
  • نوشته شده توسط 

طبق نظریات ریگان، ما باید به این نتیجه برسیم که حیوانات همان شأنِ اخلاقی را دارند که انسان داراست؛ در ضمن،...

 

 

مطالب مرتبط:

حیوانات و اصول اخلاقی، بررسی اجمالی نظریات رایج
نقدی بر اخلاقیات مبتنی بر تفکرِ "انسان، اشرف مخلوقات" نسبت به محیط زیست
سینگر و اصل ملاحظه ی برابرِ منافع
نظريه اخلاق و جنبش نوین آزادی بخش حیوانات

 

 

ریگان و حقوق حیوانات*

 


اثر بدیع تام ریگان، در دفاع از حقوق حیوانات (1)، یکی از اثرگذارترین آثار مربوط به حیوانات و اخلاقیات می باشد. ریگان این ادعا که حیوانات نیز درست مانند انسان دارای حقوقی هستند را اثبات می نماید. ریگان معتقد است ادعای شأنِ اخلاقی غیر مستقیم یا نابرابرِ حیوانات و در نتیجه استنباط اینکه نمیتوانند هیچ حقی داشته باشند اشتباه است. وی همچنین بر این باور است که برپا ساختنِ یک شأنِ اخلاقی برابر بر یک اساسِ سودمندگرایانه (2)، رویکردِ سینگر، اشتباه است. طبق نظریات ریگان، ما باید به این نتیجه برسیم که حیوانات همان شأنِ اخلاقی را دارند که انسان داراست؛ در ضمن، این شأنِ اخلاقی بر حقوق بنا شده و نه اصول سودمندگرایانه.


ریگان برای اثبات موضع خود بر ارزش ذاتی تکیه می کند. طبق نظر ریگان، هر موجودیتی (3) که دارایِ حیات است (4)، موجودیتی است که دارای ارزش ذاتی می باشد. موجودیتی که ارزش ذاتی دارد، موجودیتی است که ما باید او را محترم بشماریم؛ برای محترم شمردن چنین موجودیتی، نمیتوانیم از او صرفا به عنوان وسیله ای برای نیل به اهداف خود بهره بریم. در عوض، با هر چنین موجودیتی باید به خودی خود به عنوان یک هدف برخورد کنیم. به عبارت دیگر، یک موجودیتِ دارای ارزش ذاتی دارای حقوقی است، و این حقوق نقش برگ برنده را در مقابل ترویج خوشی کل ایفا می کنند.
ریگان برای رسیدن به این استنتاج، بر نسخه ای از استدلال بر مبنای موارد مرزی (5) تکیه می کند. او با این پرسش آغاز میکند که حقوق بشر بر چه اساسی قرار گرفته است. وی دیدگاه های قوی که ادعا دارند یک موجودیت باید قادر به نمایندگی خود در طلب کردن قانونیِ پیشبرد منافع اش باشد را رد می کند چرا که این تصور از حقوق بدان معناست که موارد مرزیِ انسانی دارای حقوق نمی باشند. اما از آنجایی که ما معتقدیم این موجودیت ها قطعا دارای حقوق اخلاقی هستند، باید مشخصه ی دیگری وجود داشته باشد که اساس این حقوق را بسازد. به باور ریگان، تنها مشخصه ای که میان انسان های بالغِ عادی و موارد مرزی مشترک است، مشخصه ی دارایِ حیات بودن است. یک موجودیتِ دارای حیات:


دارای عقاید و خواسته ها است؛ دارای ادراک، حافظه، و حس درک آینده، از جمله آینده ی خود است؛ دارای یک زندگی عاطفی همراه با احساس لذت و درد است؛ دارای تمایل به ترجیحات- و رفاه- است؛ دارای توانایی آغاز عملی در طلبِ خواسته ها و اهداف خود است؛ دارای یک هویت روان شناختی در طول زمان است؛ دارای یک رفاه فردی است بدان معنا که منطقا مستقل از سودمندی اش برای سایرین، و منطقا مستقل از اینکه هستی اش مفعولِ منافع هر فرد دیگری باشد، زندگی تجربی برایش به خوبی یا بدی می گذرد؛ (Regan, 1983:243)

 

این، آن مشخصه ای است که تمام انسان هایی که باور داریم شایسته ی حقوق هستند، دارا می باشند. اما این مشخصه ای است که حیوانات زیادی (به خصوص پستانداران) هم دارند. پس اگر این موارد مرزی انسانی مستحقِ حقوق هستند، حیوانات نیز چنین اند.


گرچه شاید این موضع گیری بسیار شبیه به موضعِ سینگر به نظر برسد، اما ریگان در اشاره به آنچه کاستی های نظریه ی سودمندگرایانه ی سینگر می یابد، دقت دارد. طبق نظر سینگر، ضرویست که ما در سنجش های خود، منافع مشابه را به یک میزان به حساب آوریم. با اینحال، ریگان معتقد است که با اینکار، بر موضوعی اشتباه تمرکز کرده ایم. آنچه اهمیت دارد، نه خودِ نفع/تمایل بلکه آن فردی است که این تمایل/نفع را دارد. با تمرکز بر خودِ منافع/تمایلات، سودمندگرایی یه وحشت آورترین اعمال مجوز خواهد داد. مثلا اگر ممکن باشد با انجام آزمایش روی بشر، تمایلات بیشتری ارضا شود، آنگاه بر مبانی سودمندگرایانه این کاریست که می توان انجامش داد. اما ریگان باور دارد که این آشکارا ناپذیرفتنی است: هر موجودیتِ دارای ارزش ذاتی نمیتواند صرفا به عنوان وسیله مورد استفاده قرار گیرد.

این بدان معنا نیست که ریگان، حقوق را مطلق می پندارد. وقتی حقوق افراد مختلف با هم تداخل پیدا کنند، حق یکی پایمال می شود. ریگان استدلال می کند که در موارد اینچنینی باید تلاش کنیم حقوق پایمال شده را به حداقل برسانیم. اما اجازه نداریم حق کسی را صرفا به این دلیل که اینکار برای بقیه بهتر است انجام دهیم؛ در اینصورت، حقوق را فدای سودمندی کرده ایم، که در دیدگاه ریگان به هیچ روی مجاز نیست.

با توجه به اینها، ریگان استنتاج میکند که ما باید نحوه ی رفتارمان با حیوانات را بطور ریشه ای تغییر دهیم. وقتی حیوانات را برای غذا پرورش می دهیم، صرفنظر از اینکه چطور با آنها رفتار میکنیم و چگونه کشتار می شوند، در حال استفاده از آنها به عنوان وسیله ای برای اهداف خود هستیم نه اهدافِ خود به خودی. در تتیجه، نمیتوان حیوانات را برای غذا پرورش داد. به همین ترتیب، وقتی برای پیشبرد دانش بشری، روی حیوانات آزمایش میکنیم، از حیوانات به عنوان وسیله ای برای اهداف خود استفاده کرده ایم. تفکرات مشابه، قابل اطلاق بر استفاده از حیوانات در نمایش سوارکاری و شکار هم می باشد.

 

----------------------------------

*منبع: Wilson, S. D., “Animals and Ethics”, The Internet Encyclopedia of Philosophy, URL=<http://www.iep.utm.edu/anim-eth/>.
----------------------------------

(1) The Case for animal Rights
(2) Utilitarian
(3) being
(4) Subject-of-a-life
(5) Argument from The Marginal Cases

3288 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 884

ارسال نظر