امروز: دوشنبه 07 فروردين 1396 برابر با 27 مارس 2017

آخرين اخبار

علم و شبه علم: گیاهخواری، ادراک و احساس درد در گیاهان

  • چهارشنبه, 18 دی 1392
  • نوشته شده توسط 

این توصیفات و تعابیر شاعرانه که در قالب کلمات و تشبیهاتی با بار عاطفی-اخلاقی بالا اظهار میگردند، معمولا به عنوان دلیلی بر رد گیاهخواری اخلاقی...

 

 

علم و شبه علم: گیاهخواری، ادراک و احساس درد در گیاهان

 

"چنانچه گیاه در مقابل تهدید قرار بگیرد برای درد نکشیدن، دچار بیهوشی می شود"، "در حالی خورده می شوند که هنوز زنده اند"، "نباتات ادراکی مرموز دارند"، "گیاهان احساساتی مشابه انسان دارند و می توانند احساسات خود را بیان کنند، عکس العمل نشان دهند، بترسند و خوشحال شوند "، "آزمایشات باکستر جامعه ی علمی را تکان داد"، ...

این توصیفات و تعابیر شاعرانه که در قالب کلمات و تشبیهاتی با بار عاطفی-اخلاقی بالا اظهار میگردند، معمولا به عنوان دلیلی بر رد گیاهخواری اخلاقی به دلیل تشابه خوردن گوشت حیوانات با گیاهان ارائه می شوند. گاهی نیز کلماتی همچون "آزمایش"، "اثبات شد"، "محققین"، "زیست شناس" و "کتاب" هم برای مستحکم نشان دادنِ موضع گوینده به کمک اش می آیند. ولی در نهایت، اینگونه اظهارات چیزی بیش از شبه علم نیست.

با توجه به بحث های گسترده ای که روی تعیین "ضابطه ی تمیز" شبه علم از علم وجود دارد و همینطور دلایل ضرورت این جداسازی، در این نوشته تنها به دلایل غیر قابل قبول بودن آزمایشات باکستر و ادراک گیاهان بنا بر عدم همخوانی اش با متد علمی پرداخته خواهد شد. همچنین، این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که انتساب این ادراک ماورایی به گیاهان برای توجیه ادامه ی درد و رنج بی پایان تحمیل شده بر میلیونها موجودی بکار می رود که می دانیم دارای ادراک هستند، وگرنه اگر صرفا نوعی نگرش و علاقه ی شخصی بود شاید اهمیت چندانی نداشت. همانگونه که باور داشتن به تله پاتی-به رغم قرار داشتن در مجموعه ی شبه علم- شاید منتهی به آسیبی نشود، اما جایگزین کردن درمانهای پزشکی با طب جایگزین – نوعی شبه علم- می تواند عواقبی مرگبار به همراه داشته باشد.

احتمالا داستان آزمایشات باکستر را شنیده اید، آزمایشاتی که باکستر ادعا کرد ثابت می کنند گیاهان قادر به تجربه ی طیف وسیعی از احساسات از جمله ترس و اضطراب بوده و حتی توان ذهن خوانی دارند. این آزمایشات مورد توجه علاقه مندان به ماوراء الطبیعه قرار گرفت و به رغم تلاشهایی که برای علمی جلوه دادنش صورت گرفته، هیچگونه ارزش علمی ندارد. کافیست شرح آزمایش را بخوانید تا تردیدها آغاز شود. این آزمایشات، پدیده ای تجربی را توضیح نمیدهد بلکه بر مفاهیم ماورایی تکیه دارند؛ وابسته به نظرات فردی و برداشتهای شخصی هستند که حتی ابطال پذیری اش را هم زیر سوال می برند؛ باکستر صرفا مشاهداتش را بر پیش زمینه ی ذهنی اش منطبق میکند؛ نتیجه ای که باکستر از آزمایش میگیرد، در واقع آزمایش پذیر نیست؛ طراحی آزمایش دلبخواهی است؛ شرایط آزمایش کنترل نشده است، متغیرهای محیطی ناشناخته اند، هیچ ارتباطی میان آنچه دستگاه دروغ سنج اندازه گیری کرده و نشان می دهد با نتیجه گیری باکستر از نتایج، وجود ندارد؛ ابزار سنجش (دستگاه دروغ سنج)، متغیر مستقل و وابسته، گروه آزمایشی و کنترلی یا اصلا تعریف نشده اند یا به درستی انتخاب نشده اند؛ بر نمونه های انتخابی تکیه دارد؛ نتیجه گیری اش بر اساس منطق استقرایی است نه استنتاجی؛ ضمن نادیده گرفتن تمامی اطلاعات موجود در خصوص ساختار گیاهان که خلاف ادعای مطرح شده هستند، با گذشت سالها تنها همان اظهارات اولیه تکرار می شوند. به علاوه، مطابق با همان شرایط آزمایشی که توسط باکستر منتشر شده یا اظهارات شخصی اش، آزمایشات مشابهی (اینجاصورت گرفت که هیچ ارتباطی میان کشتن میگو آب شیرین و پاسخ الکتریکی گل شیپوری را نشان ندادند.

از توضیحات اساساً ماورایی باکستر برای مشاهداتش که بگذریم، طبق آنچه در گستره ی علم از گیاهان می دانیم، هیچ مدرکی دال بر وجود ساختارهایی نظیر نورون ها، سیناپس ها یا مغز درگیاهان وجود ندارد و بازتعریف اصطلاحاتی همچون قدرت یادگیری یا داشتن حافظه برای بکارگیری حین مطالعه ی توانمندی های گیاهان که ارگانیزم هایی فاقد فردیت هستند، غیر سازنده است (از آنجایی که هیچگونه تخصصی در این زمینه ندارم، در صورت تمایل جهت مطالعه ی بیشتر در این مورد و نیز نقد نوروبیولوژی گیاهی و اصطلاحات بکار رفته در آن اینجا و اینجا را مطالعه نمایید). گیاهان بر خلاف حیوانات که موجوداتی دارای ادراک هستند، قادر به تجربه ی احساساتی نظیر درد و لذت نیستند اما قطعا در روند فرگشت استراتژی های بقا در آنها شکل گرفته وگرنه پیشتر به کل نابود شده بودند و اگر نگوییم نابودی شان به تغییر مسیر حیات روی زمین منتهی میشد، حداقل اکنون دیگر وجود نداشتند تا بخواهیم راجع به خوردن شان فکر کنیم. با اینحال، به دلیل متحرک نبودن، شکل گرفتن ساختار درک درد برای گیاهان، بر خلاف حیوانات، کاربردی نداشته و در عوض آنها در طول فرگشت، مکانیزم های دیگری را برای بقا کسب کرده اند.

گیاهان برای رشد ساقه ها، برگها، ریشه ها و بافتهای تولید مثلی شان باید انرژی و مواد مغذی صرف کنند. وقتی موجودات گیاهخوار (herbivores) این بافتها را می خورند، گیاهان به کاهش توانمندی تبدیل مواد مغذی و انرژی به زادولد بر میخورند. در نتیجه، انتخاب طبیعی ویژگی های گیاهی را ترجیح میدهد که تاثیرات منفی جانوران گیاهخوار (عمدتا حشرات) را کاهش دهد. برخی گیاهان، تحمل گیاهخواری (herbivory) بدست آورده اند یعنی رشد بافتهای جبرانی با سرعتی که گاها با وارد آمدن آسیبی اندک، تولید مثل افزایش می یابد. در مقابل، دیگر گیاهان ویژگی هایی را بدست اورده اند که مصرف شدن شان توسط جانوران گیاهخوار را کاهش دهد که مقاومت نامیده می شود. از آنجایی که جانوران گیاهخوار نیز برای تامین خوراک خود به گیاهان وابسته اند، انتخاب طبیعی آنهایی را ترجیح میدهد که بر مقاومت گیاهان غلبه کنند و در نتیجه، انواع جدیدی از مقاومت در گیاهان نیز تکوین خواهد یافت. این رقابت تکوینی میان گیاهان و جانوران گیاهخوار به طیف گسترده ای از ویژگی های مقاومتی در گیاهان شامل کاهشِ در دید بودن و انواع دفاع های ساختاری، شیمیایی و غیر مستقیم منتهی شده است (اینجا).


و در آخر، گرچه پرداختن به "خود گیاهان" در اخلاقیاتی که مستلزم اجتناب از خوردن حیوانات هستند (سینگر و ریگان) جایگاهی ندارد اما موضوعات و دغدغه های دیگری حول موضوع "خوردن گیاهان" وجود دارند که نیازمند توجه و لحاظ شدن در جریان گیاهخواری هستند. از جمله حقوق کارگران بخش کشاورزی، توزیع عادلانه ی غذا، بهبود و بهینه سازی فرآیندِ پرورش، برداشت، بسته بندی، حمل و نقل، نگهداری و فروش با هدف کاهش ضایعات غذایی و پیامدهای زیست محیطی (بر گونه های گیاهی، جانوری و منابع طبیعی)، کشاورزی ارگانیک و...

 

.

3384 بازدید
رای دادن به این مورد
(2 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 900

ارسال نظر