امروز: سه شنبه 03 مرداد 1396 برابر با 25 جولای 2017

آخرين اخبار

علل گرایش به ورزش های خونین: جنگ سگها، جنگ خروس ها و گاوبازی

  • جمعه, 27 دی 1392
  • نوشته شده توسط 

در این مقاله به بحث و بررسی نظریاتی که دلیل گرایش مردان به جنگ سگها، جنگ خروس ها و گاوبازی را شرح می دهند می پردازیم. سه نظریه را برگزیده و...

 

 

فهم ورزش های خونین *

Maria A. Iliopoulou و Rene P.Rosenbaum **

 


"تفکر جاییست که رفتارهای هوشمندانه آغاز میگردد. آنقدر تأمل میکنیم تا با دقت بیشتری بر یک موقعیت بنگریم، نهادش را بیشتر ببینیم، بر علت رخ دادنش بیاندیشیم، و چگونگی تاثیرش بر خودمان و سایرین را بشناسیم."-Margaret J. Wheatley

 

در این مقاله به بحث و بررسی نظریاتی که دلیل گرایش مردان به جنگ سگها، جنگ خروس ها و گاوبازی را شرح می دهند می پردازیم. سه نظریه را برگزیده و مروری جداگانه را برای هریک ارائه خواهیم نمود. سپس، با بحثی در خصوص مایه های مفهومی رایج برخاسته از این سه نظریه و اهمیت شان در درک ورزش های خونین به عنوان اولین گام برای پیشگیری و جلوگیری از آنها، ادامه می دهیم. سه نظریه ی انتخاب شده عبارتند از:

1. نظریه ی علت گرایش مردان به جنگ سگها به عنوان وزرش، ارائه شده توسط Rhonda Evans, dean K Gauthier, and Craig J. Forsyth؛ (1)
2. نظریه علت گرایش مردان به جنگ خروس ها، ارائه شده توسط Clifford Geertz؛ (2)
3. نظریه علت گرایش مردان به گاوبازی، ارائه شده توسط Garry Marvin؛ (3)

 

(شرح این سه نظریه در متن اصلی مقاله در دسترس است، با صرفنظر از آنها در ادامه به بحث اصلی در خصوص نقاط مشترک این سه نظریه و نتیجه گیری پرداخته خواهد شد– توضیح مترجم)


نظریه هایی که در بالا بدانها اشاره شد، به موضوع ورزش های خونین در سه متن فرهنگی و کشور متفاوت می پردازند. Evans و همکاران، خرده فرهنگِ جنگ سگها در نواحی جنوبی ایالات متحده را بررسی نمودند، گرچه به وجود تشابهاتی با فرهنگ جامعتر مردانگی در ایالت متحده نیز اشاره می کنند(4). Geertz به ورزش خونینِ جنگ خروس ها در بالی می پردازد. و در آخر، Marvin، معانی فرهنگی گاوبازی در اسپانیا را بررسی می نماید(5). دلیل انتخاب سه نظریه ی مربوط به کشورهای مختلف و ورزش های خونین اینست که آنها الگوهای مشترک و مایه های مفهومی پر اهمیتی را به نمایش میگذارند. این مایه ها به نظر فرا-فرهنگی می رسند و دیدی حیاتی را در فهم چرایی گرایش افراد به ورزش های خونین و نیز چرایی تداوم و بقای اینگونه ورزش ها تا به امروز در اختیارمان میگذارند. این فهم، ظرفیت تبدیل شدن به اولین گام برای پیشگیری و جلوگیری از این ورزش های خونین را داراست. مایه های مفهومی برخاسته از این بررسی عبارتند از: 1) ورزش های خونین بین مردان رایج اند زیرا نمایانگر یک میدان مسابقه ی نمادین برای تایید اعتبار و بروز مردانگی شناخته می شوند؛ 2) حیوانات جنگجو نمایانگر خود مردان بوده و ورزش خونین به زندگی صاحبان آنها معنا می بخشد؛ 3) طبقه ی اجتماعی-اقتصادی و نابرابری های اجتماعی با رواج ورزش های خونین مرتبط اند.

 

الف. فحوا 1: ورزش های خونین بین مردان رایج اند زیرا نمایانگر یک میدان مسابقه ی نمادین برای تایید اعتبار و بروز مردانگی شناخته می شوند

برای درک بیشتر این ارتباط، مطرح نمودن تشابهاتِ تعریفِ عبارتِ مردانگی میان این سه فرهنگ، حائز اهمیت زیادیست. در متن فرهنگ اندلسی (اسپانیا)، مردانگی به خودسر بودن، پر مدعا بودن، شجاعت، قوای جنسی، استقلال، شرافت، خویشتن داری، چیرگی و سلطه بر سایرین، خشونت، مقام، قدرت و حیثیت وابسته است(6). برای مردان اهل بالی، مردانگی با قوای جنسی، شجاعت، سلطه، خطرپذیری، مقام، قهرمانی، خشونت، خویشتن داری، مشخصه های مذکرِ خودشیفته، قدرت، رقابت و حیثیت مرتبط است(7). برای خرده فرهنگ جنوبیِ جنگ سگها، مردانگی با شرافت و مقام، پر مدعا بودن، قهرمانی، شجاعت، پرخاشگری، قدرت، رقابت، خشونت، و حیثیت معادل انگاشته می شود(8). در نتیجه، خشونت، قدرت، کنترل و پرخاشگری، مایه های رایج وابسته به مردانگی در هر سه متن فرهنگی بوده و می توانند توضیح دهند که چرا خشونت نسبت به حیوانات در ورزش های خونین، در قالب تلاشی برای دستیابی به مردانگی "طبیعی" و "مشروع" انگاشته می شود. مولفه ی مهم دیگر، تعریفِ دریافتیِ ورزش در این متن است.

ایوانز و همکاران، شرح دادند که ورزش ها، ابزاری ساخته ی اجتماع هستند که بواسطه ی آن مردان می توانند به مردانگی دست یابند(9). مشخصه های مردِ ایده آل، در ورزش های رقابتی در هم تنیده است. ایوانز و همکاران اینگونه استدلال نمودند که ورزش های خونین، نمایانگر ورزش های رقابتی هستند که در آنها مردان مستقیما به رقابت نمیپردازند بلکه توسط حیوانات نمایندگی می شوند و بدین ترتیب از وارد آمدنِ آسیب های فیزیکی به خود و رقبایشان حذر می کنند(10). این اظهار نظر در مورد جنگ خروس ها و جنگ سگها صحیح است؛ اما در گاوبازی، ماتادور همچنان در معرض آسیب دیدگی فیزیکی قرار دارد(11). این فحوا، مولفه مهمی را در مطالعه ی ورزش های خونین می افزاید؛ ارتباطی میان تعریف مردانگی برای هر فرهنگ یا خرده فرهنگ و رواج ورزش های خونین می تواند وجود داشته باشد. به علاوه، به نظر می رسد که مفاهیم خشونت، پرخاشگری و ورزش های خونین بواسطه ی تعریف مردانگی و ورزش های رقابتی مرتبط هستند(12).

این فحوا، چندین مفهومِ مهمِ مرتبط را در فهم چرایی وجود ورزش های خونین در حال حاضر و نیز چرایی جاودانه شدن شان می افزاید. چالش های بسیاری برای کودکان رشد یافته در اجتماع هایی که در آنها ورزش های خونین و خشونت، برجسته هستند وجود دارد. اول اینکه، طبق "فلسفه ی جبری دوجانبه"ی Bandura، ارتباطی دوجانبه و متقابل میان محیط و رفتار فرد وجود دارد(13). بنابراین، محیط خشونت بار می تواند کودکان رشد یافته در اجتماع هایی که در آنها ورزش های خونین رواج زیادی دارد را تحت تاثیر قرار دهد. به علاوه، با در نظر گرفتن این نکته که رفتار بواسطه ی الگوپذیری و مشاهده آموخته می شود، اگر اعضای خانواده و گروه همسان آنها در جنگ سگها شرکت داشته باشند، این الگوها می توانند به نمونه های قابل دنباله روی برای این کودکان تبدیل شوند(14). ضمنا، اگر در متنِ فرهنگیِ کودک، تعریف مردانگی با خشونت، پرخاشگری و ورزش های خونین وابسته باشد آنگاه شرکت جستن در جنگ سگها می تواند با انگیزه ی الگوسازی موثر مرتبط باشد(15). Lave و Wenger با این استدلال که آموختن تثبیت شده بوده و می تواند بطور غیر عمدی در متن فرهنگی رخ دهد، بیشتر از این ادعا پشتیبانی میکنند(16).

 

ب. فحوای 2: حیوانات جنگجو نمایانگر خود مردان بوده و ورزش خونین به زندگی صاحبان آنها معنا می بخشد

فحوا رایج دوم اینست که حیوانات جنگجو، نمایانگر خود مردان بوده و جنگ خونین به زندگی صاحبان آنها معنا می بخشد. این موضوع با مطالعه ی جنگ سگها توسط ایوانز و همکاران با ذکر این نکته که سگی که مثل یک قهرمان بجنگد، مثل یک قهرمان هم مورد ستایش قرار گرفته و همان صفات و امتیارات را به صاحبش نیز منعکس می نماید، تایید می شود(17). از آنجایی که پیوستگی قدرتمندی میان مرد و "ابزار دلاوری اش" وجود دارد، سگ بازها بواسطه ی سگهایشان، مقام و جایگاه بدست می آورند(18). به علاوه، این مردان خود را به عنوانِ قهرمان پرور می بینند و سگهای جنگجویی که می سازند، "یک نشانه ی درونی پر اهمیت از هویت" بوده و "بخشی از چشم اندازِ روان شان است" (19). بطور مشابه، در جنگ خروس ها میز یک هویت یابیِ روان شناختیِ انکار ناپذیر میان مردان اهل بالی و خروس های جنگجویشان وجود دارد؛ این پرندگان به عنوان تعمیمِ ایگویِ خودشیفته ی صاحبانشان انگاشته می شوند(20). به علاوه، جنگ خروس ها به مردان بالی دلیلی بامعنی برای ادامه ی زندگی می دهد(21). زمینه ای مشابه در متن گاوبازی یافت نشد.

این نظریه که رواج ورزش های خونین در دوره ی رنسانس به یک "بحران اخلاقی و روان شناختی"، یک فروپاشیِ ارزش های سنتی، و افزایش گرایشات و رفتارهای فردگرایانه منتسب است، مورد حمایت می باشد (22). به علاوه، نمایش های طعمه بازی، به سپرِ بلا سازی (scapegoatism) وابسته بوده و رواج این ورزش ها، بازنمودی از "محلی از سردرگمی بشر نسبت به خود" بوده است(23). تعریف یک بحران اخلاقی در متون فرهنگی امروز جنگ سگها و جنگ خروس ها دشوار است؛ با اینحال، ما استدلال می کنیم که در متنِ ورزش های خونین، مدارکی از وجود ویژگی های رفتاری مرتبط با اختلالات شخصیتی نظیر خودشیفتگی(24)، سلوک(25)، و ضد اجتماعی(26) را می توان یافت. این اختلال های شخصیت می توانند با اعتماد به نفس پایین، فقدان همدردی، حس محق بودن نسبت به استثمار سایرین، و فرافکنی روانی آشکار شوند(27). اعتماد به نفس پایین (امروزه) می تواند ناشی از نابرابری های اجتماعی-اقتصادی کنونی و نیز از دست دادن ارزش های مرسوم باشد(28). فرافکنی روان شناختی می تواند به نحوه ی رفتار با خروس ها و سگهای جنگجو مرتبط باشد. فروید این عبارت را به عنوان یک مکانیزم دفاعی برای وقتی که فرد بطور ناخودآگاه، ویژگی نامطلوب خود را به دیگری فرافکنی کرده و در نتیجه، "از مشاهده ی آن در خویشتن حذر میکند" تعریف نمود(29). همانگونه که گیرتز اشاره کرد این پرندگان، تعمیمی از ایگویِ خودشیفته ی صاحبانشان بوده؛ و در نتیجه، پیروزی خروس، روشی است که صاجبش بواسطه ی آن به مقام و مردانگی دست می یابد(30). ایوانز بر این باور است که این مورد در خصوص سگهای جنگجو نیز صادق می باشد؛ و در عین حال، در هر دو مورد، رفاه حیوان به هیچ وجه مد نظر گرفته نشده و می توانیم حس محق بودن نسبت به استثمار سایرین و فرافکنیِ نا امنی های صاحبانشان بر آنان را زمانیکه شکست می خورند یا می میرند مشاهده نماییم.

در متنِ فهمِ چرایی گرایش افراد به ورزش های خونین و نیز وجودشان تا به امروز، شاهد این هستیم که نحوه ی رفتار سگ بازها با سگهایشان بازنمودی از عدم درک نیازهای اولیه و آسایش سگهاست. این عدم درک، به فقدان همدردی بواسطه ی شیء انگاری می انجامد. طبق مدارک علمی، سگها طوری به انسان وابسته می شوند که موازی است با رفتارهای دلبستگی که میان والدین و فرزند شکل میگیرد(31). اما به نظر نمیرسد سگ بازها از چگونگی ارتباط سگها با خودشان و نیازهای اولیه شان آگاه باشند. این را می توان ناشی از فقدان آموزش در خصوص مراقبت های اولیه از حیوانات، شناختن رفتار آنها و آسایش شان دانست. استدلال شده که شیء انگاری، عبارتست است احساس محق بودن نسبت به استثمار و بکارگیری سلطه و چیرگی نسبت به انسانی دیگر بواسطه ی آزار و حتی دیگرکُشی(32). به نظر می رسد سگ بازها نیز نسبت به استثمار و بکارگیری سلطه و چیرگی بر سگهای جنگجو بواسطه ی آموزش های متجاوزانه، بی توجهی و مرگ دردناک، احساس محق بودن می نمایند(33). اثبات شده که مشترکات متعددی میان مواردِ سوء استفاده از قربانی در خشونت خانگی و حیوان آزاری با جنگ سگها وجود دارد. هر دو مورد بر "شیء انگاری برخاسته از زدودن همذات پنداریِ همدردانه" با فردیت و عزت قربانی مبتنی هستند(34). پیشتر استدلال نمودیم که ظرفیت وابستگی به ویژگی های رفتاری خاصِ مرتبط با اختلالات شخصیت خودشیفته، سلوک و ضد اجتماعی در ورزش های خونین و به خصوص جنگ سگها می تواند وجود داشته باشد. بررسی بیشتر اینکه آیا کودکانی که در معرض جنگ سگها قرار دارند دارای ارزش ها و رفتارهایِ تحت تاثیرِ خشونت وابسته به آن هستند، اهمیت دارد. در اینجا چالش اینست که چطور می توان این کودکان را در متن تعریف Foucault توانمند ساخت: "حقِ... بازدریافتنِ اینکه چه کسی هستی و چه می توانی باشی"(35).

 

ج. فحوای 3: طبقه ی اقتصادی-اجتماعی و نابرابری های اجتماعی با رواج ورزش های خونین مرتبط اند

سومین فحوای برخاسته، طبقه ی اقتصادی-اجتماعی و نابرابری های اجتماعی مرتبط با ورزش های خونین را مد نظر دارد. بنا بر نظر ایوانز و همکاران، جایگاه اقتصادی-اجتماعی پایینِ سگ بازها به عنوان تلاشی برای کسب مقام و جایگاه اجتماعی، به آنها دلیلی برای پیوستن به ورزشی را میدهد که زمانی میان طبقه ی مرفه، مشهور بود(36). بطور مشابه در جامعه ی بالی، قهرمانان فرهنگی و سلطنتی ها در گذشته پشتیبانانِ جدی و هواخواهانِ ورزش جنگ خروس ها بوده اند(37). بنابراین به نظر می رسد که وقتی معیارها توسط طبقه ی بالا برپا شوند، طبقات پایین تر به عنوان ابزاری برای تعقیبِ جایگاه و مقام، بدانها سر می سپارند(38). جنگ خروس ها نیز مانند جنگ سگها، از جانب طبقات بالایی معرفی گردیده و جزئی از فرهنگ در آمده است(39). ارتباطی مشابه توسط ماروین در خصوص گاوبازی ارائه شده چنانکه پلازا، جایی :77/ه این ورزش خونین برگزار میگردد، محلی مردم پسند است که طبقات مرفه و بالا آنجا زندگی میکنند. به علاوه، ایوانز و همکاران استدلال می کنند در حالیکه مردان طبقات متوسط و بالایی از فرصت های بیشتری برای کسب هویت مردانه بواسطه ی موفقیت های شغلی برخوردارند، پیش زمینه ی مردان طبقه ی پایین، فرصت های تایید اعتبار مردانگی بواسطه ی موفقیت شغلی را برایشان محدود نموده است(40). بنابراین، آنان بر مسیرهای در دسترس ترِ ورزش های رقابتی و جنگ سگها بواسطه ی قدرت و خشونت تکیه می کنند(41).

به علاوه، به نظر می رسد که سگ بازها حسی از اتحاد را می پرورند چرا که همگی در خطرپذیری هایی نظیر شرط بندی و فعالیت های غیر قانونی شریک هستند(42). گرچه کسب سود مالی به عنوان یک انگیزه تنها توسط ایوانز ارائه شده، اما طبق نظر Bechtel، جنگ سگها برای پشتیبانی از قمار رخ میدهد(43). جنگ سگها "مثل بازی پوکرِ شنبه شب های خلافکاران سفت و سخت" به حساب می آید که "ده ها هزار دلار روی جنگها هزینه می شود"(44). بطور مشابه، جنگ خروس های اهالی بالی نیز نوعی قمار روی مقام، فضیلت و شرافت بواسطه ی مفهوم "بازی گود" (بازی که مبالغ شرط بندی در آن به قدری بالاست که شرکت در آن نامعقول است- توضیج مترجم) و شور و هیجان خطرپذیری است(45). به علاوه، هر دو ورزش خونین، از آنجایی که زمین بازی میان مردانی از طبقات اجتماعی و وضعیت اقتصادی متفاوت، یکنواخت و برابر است، فرصتی برابر برای برنده شدن را فراهم می آورند(46). مفهومی مشابه در خصوص شور و هیجان خطرپذیری عمومی بدون کسب سود مالی برای گاوبازی نیز مطرح شده است. در این متن فرهنگی، هرچه کنترل و غلبه بر گاو برای ماتادور چالش برانگیز تر باشد، شانس اش برای دست یابی به مردانگی و حیثیت نیز بیشتر است.
امر مهمِ چالش برنگیز در فهم متنِ ورزش های خونین، بررسی اینست که آیا کیفیت تضعیف شده و کاهش یافته ی زندگیِ کودکان و بزرگسالان بواسطه ی شرایط وخیم اقتصادی-اجتماعی تاثیری بر ادراکشان نسبت به آزار و تجاوز به حیوان و انسان دارد، و آیا در صورت وقوع، قادر به تشخیص اش هستند(47). Salomon اظهار میدارد که "چنگ سگها، به عنوان یک خرده فرهنگ، بازتابی محض از جامعه است"(48). اینگونه استدلال شده که قمار و شرط بندی روی جنگ خروس ها و جنگ سگها، فرصتی را برای افرادی که از طریق عرف جامعه امکان کمی برای نیل به "زندگی بالای وضعیت فقر زده" دارند فراهم می آورد(49). علاوه بر آن، چالش دیگر مرتبط با جوانانِ طبقه ی کارگر فقیر اینست که این کودکان از عرف جامعه جدا افتاده اند. در نتیجه ی آن، فرصتهای محدودی برای موفقیت بواسطه ی فعالیت های مشروع دارند و به همین دلیل به رفتارهای انحرافی وابسته به خرده فرهنگ ها و گروه های خلافکاری روی می آورند(50). به علاوه، توانمندسازی آنان با آموزش در خصوص حیوان آزاری و آزار انسان اهمیت بسیار زیادی دارد تا بتوانند در صورت وقوع، تشخیص شان دهند.

 

نتیجه گیری

جنگ سگها با رفتاهای اجتماعی ناهنجار بسیاری از جمله بکارگیری سلاح گرم، عضویت در دسته ی خلافکاران، اعتیاد به مواد مخدر و قمار، خشونت خانگی، و سایر رفتارهای غیر قانونی مرتبط شناخته شده است (51). بنابراین حین تلاش برای درک انگیزه هایی که به شرکت در ورزش های خونین می انجامد، مد نظر قرار دادنِ ارتباطِ دوجانبه میان شیوع رفتارهای خشونت بار در یک جامعه و مولفه های اقتصادی-اجتماعی مربوط به فقر، نژاد، تغییر در ساختار خانوادگی، و سطح پایین تحصیلات، اهمیت بسزایی دارد. این مولفه های اقتصادی-اجتماعی، در ترکیب با قرار داشتن در معرض مجاورت با خشونت، ارتباط با گروه های همسانِ خلافکار، و مشارکت اعضای خانواده/گروه همسان در رفتارهای خلافکارانه(52) همگی می توانند نقشی حیاتی در اختلالات شخصیتی ایفا کنند(53). همانگونه که گیرتز بیان میدارد، "ضرب المثلی هست که می گوید هر ملتی، عاشق خشونت مختص خود است(54)". و با اینحال، خشونت یک موضوع بسیار مهمِ سلامت عمومی در سراسر جهان است(55). هر ساله 1.6 میلیون نفر بر اثر خشونت جانشان را از دست می دهند و تعداد افراد آسیب دیده نیز به مراتب بالاتر است(56). بر مبنای مستندات گسترده ی نظری و تجربی، ارتباطی غیر قابل انکار میان حیوان آزاری و خشونت نسبت به انسان وجود دارد(57). بنابراین، لحاظ کردنِ پیاده سازی برنامه هایی که تعاملات خشونت بار را کاهش داده و رفتارهای مثبت نسبت به تمامی موجوداتِ دارای ادراک را ترویج دهد، پر اهمیت است. با احتساب اینکه خشونت و پرخاش، زمینه های رایج وابسته به مردانگی در هر سه متنِ فرهنگیِ بررسی شده ی مرتبط با ورزش های خونین هستند، شاید زمان آن فرا رسیده که تعریف جهانی مان از مردانگی را از نو تعریف کرده و عبارات پرخاشگری و خشونت را از آن حذف نماییم....

 

 

*Iliopoulou, M. A. & Rosenbaum, R. P. (2013). Understanding Blood Sports. Journal of Animal & Natural Resource Law, 125-140. 
**Maria A. Iliopoulou, DVM, MS, Ph.D. candidate, CARRS, MSU. Rene P. Rosenbaum, Ph.D., Associate Professor Community Economic Development, CARRS, MSU.
----------------------------------


(1) Rhonda Evans, DeAnn K. Gauthier, & Craig J. Forsyth, Dogfighting: Symbolic Expression and Validation of Masculinity, 39 Sex Roles 11-12, 825-37 (1998).
(2) Clifford Geertz, Deep Play: Notes on the Balinese Cockfight, The Interpretation of Cultures. 412-53 (1973).
(3) Garry Marvin, On Being Human in the Bullfight, The Animals Reader 197-208 (Linda Kalof & Amy Fitzgerald eds., 2007).
(4) Evans, supra note 1.
(5) Marvin, supra note 3, at 197.
(6) Id. at 200.
(7) Geertz, supra note 2, at 436, 449-50.
(8) Evans, supra note 1, at 825-26, 830-31, 835-37.
(9)Id. at 825-27.
(10) Id. at 826-27.
(11) Marvin, supra note 3, at 202, 203.
(12) Evans, supra note 1, at 825-29.
(13) Social Cognitive Approach to Personality: Albert Bandura (1925- ), MONASH UNIVERSITY (2001), available at  http://condor.admin.ccny.cuny.edu/~h...281925-%29.htm.
(14) Id.
(15) Id.
(16) Jean Lave and Etienne Wenger, Situated Learning: Legitimate Peripheral Participation, 11, 14, 34, 70 (1991).
(17) Evans, supra note 1, at 830-31.
(18) Id. at 830.
(19) Id. (quoting Porpora, D.V. Personal Heroes, Religion, and Transcendental Metanarratives, 11 Sociological Forum 209, 211 (1996).
(20) Geertz, supra note 2, at 436, 449-50.
(21) Id. at 443-44.
(22) See Linda Kalof, Looking at Animals in Human History 92 (2007).
(23) Id. at 91 (quoting Eric Baratay & Elisabeth Hardouin-Fugier, Zoo: A History of Zoological Gardens in the West 237 (2002)).
(24) The Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, § 301.81 (Am. Psychiatric Ass’n 4th ed.) (2000).
(25) Id. at Diagnostic Criteria for Conduct Disorder.
(26) Id. at § 301.7.
(27) J. Reid Malony, Gabbard’s Treatments of Psychiatric Disorders, Chapter 51, (Glen O. Gabbard et. al. eds, 4th ed. 2007).
(28) Robert F. Solomon Jr., No Curs Allowed: Exploring the Subculture of Dogmen (2008) (unpublished M.A. thesis, The University of North Carolina at Greensboro) (on file with University of North Carolina Digital Online Collection of Knowledge and Scholarship).
(29) R. Baumeister et al., Freudian Defense Mechanisms and Empirical Findings in Modern Social Psychology: Reaction Formation, Projection, Displacement,Undoing, Isolation, Sublimation, and Denial, 66:6 J of Personality 1029 (Dec. 1998).
(30) Geertz, supra note 2, at 419.
(31) Linda Kalof & Maria Iliopoulou, Abusing the Human–Animal Bond: On the Making of Fighting Dogsin The Psychology of the Human-Animal Bond 321, (Christopher Blazina et. al. eds., 2011).
(32) Id.
(33) Kalof, supra note 22, at 324-26.
(34) Tomo Shibata, ‘Pornography’, Sexual Objectification and Sexual Violence in Japan and in the World 12 (Lund University, Sweden, Centre for East and South-East Asian Studies, Working Paper Nov. 27, 2008), available at  http://www.lu.se/images/Syd_och_sydo...bata_final.pdf.
(35) Gaventa & Cornwall, 175 (2008).
(36) Evans, supra note 1, at 828-29.
(37) Geertz, supra note 2, at 441-42.
(38) Evans, supra note 1, at 828, 829.
(30) Geertz, supra note 2, at 441-42.
(40) Evans, supra note 1, at 829.
(41) Id.
(42) Id.
(43) Id.; Stefan Bechtel, Dogtown: tales of rescue, rehabilitation, and redemption 4-5 (National Geographic Society 2009).
(44) Bechtel, supra note 43, at 4.
(45) Geertz, supra note 2, at 449.
(46) Id. at 441; Evans, supra note 1, at 215.
(47) Solomon, supra note 28.
(48) Id.
(49) Id. at 15.
(50) Id. at 11.
(51) Charles Siebert, The Animal-Cruelty Syndrome, N.Y. Times Magazine, June 11, 2010, available at http://www.nytimes.com/2010/06/13/ma...anted=all&_r=0.
(52) Bechtel, supra note 43.
(53) DSM-IV, supra note 24, at § 93-9.
(54) Geertz, supra note 2, at 449.
(55) Elanora Gullone, Conceptualising Animal Abuse with an Antisocial Behaviour, Animals 1, 145 (2011).
(56) Id.
(57) Id. at 145-47.
 

3496 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 903

ارسال نظر